مسعود بختیاری فرمانده بازنشسته ارتش:سیستم امنیتی بدون توجه به امنیت روانی جامعه ناقص است
امیرسرتیپ مسعود بختیاری، فرمانده بازنشسته ارتش در گفتوگو با هممیهن میگوید:«آنچه امنیت داخلی ایران را تهدید میکند نه یک ترور خاص، بلکه ضعفهای مزمن در سیستم اطلاعاتی، بیتوجهی به امنیت روانی جامعه و گسست میان سیاستهای امنیتی و واقعیتهای اجتماعی است؛ ضعفهایی که به باور او اگر بازتعریف نشوند، تکرار ضربهها اجتنابناپذیر است.»
امیرسرتیپ مسعود بختیاری، فرمانده بازنشسته ارتش در گفتوگو با هممیهن میگوید:«آنچه امنیت داخلی ایران را تهدید میکند نه یک ترور خاص، بلکه ضعفهای مزمن در سیستم اطلاعاتی، بیتوجهی به امنیت روانی جامعه و گسست میان سیاستهای امنیتی و واقعیتهای اجتماعی است؛ ضعفهایی که به باور او اگر بازتعریف نشوند، تکرار ضربهها اجتنابناپذیر است.»
مهمترین تفاوت فضای امنیت داخلی ایران قبل و بعد از ترور سلیمانی چیست؟
فضای امنیتی داخلی کشور ربطی به سردار سلیمانی و قبل و بعد از ترور ایشان ندارد، بلکه به مسائل داخلی کشور مربوط است. ایشان ممکن است در مسائل خارجی ایران تاثیراتی در کشورهای منطقه داشته است، اما در داخل ایران از نظر من اینگونه نبوده است و اگر هم تاثیری داشته باشد من در سطحی نبودم که بتوانم نظر بدهم. چراکه وی در سطوحی کار میکرد که من به عنوان یک نظامی بازنشسته از آنها اطلاعی نداشتم.
بعد از ترور سردار سلیمانی یک ترور مهم دیگر نیز در کشور رخ داد و آن ترور محسن فخریزاده بود و سپس جنگ دوازده روزه و آن اتفاقی که در ساعات نخست جنگ برای دانشمندان و فرماندهان ارشد کشور رخ داد. فکر میکنید مهمترین درسی که نهادهای امنیتی باید از این اتفاقات میگرفتند چیست؟
ما باید سیستم اطلاعاتی خودمان را قوی کنیم تا امنیت در کشورمان برقرار شود. زمانی که سیستم اطلاعاتی نتواند در زمان مناسب و به موقع اطلاعات را دریافت کند و آنها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد و در نهایت دستاوردی از این اطلاعات به دست بیاورد، مشکلات امنیتی ایجاد خواهد شد. مشکلات امنیتی در شرایطی رخ نخواهد داد که با اشراف بر مسائل و بهرهگیری از سیستمهای اطلاعاتی قوی بتوان اطلاعات را پیش از آنکه اتفاقی به وقوع بپیوندد دریافت کرد و بر روی آنها تحلیل و ارزیابی اصولی و منطقی سوار کرد.
در غیر اینصورت مانند این میماند که در خانه شما باز است و هر لحظه ممکن است یک دزد وارد خانه شود. این سوال باید به اطلاعات متصل شود. در واقع امنیت از طریق سیستمهای اطلاعاتی تامین میشود و با بررسی این سیستمها متوجه خواهید شد اطلاعات ضعیف است یا قوی.
آیا بعد از ترور سردار سلیمانی، سازوکار حفاظت از فرماندهان ارشد تغییر کرد؟
صددرصد باید تغییر کرده باشد و باید راجع به مسائل حفاظتی اندیشه دیگری متعاقب با تهدیدهایی که وجود دارد در نظر بگیرند. این طبیعی است که باید تغییراتی روی داده باشد.
با توجه به اینکه بزرگترین ضربه جنگ دوازدهروزه را ایران از ترور ساعات اولیه فرماندهان ارشدش خورد، چه تغییراتی ایجاد شد؟
اگر بدانم چه تغییراتی در سیستم امنیتی داده شده است و به شما بگویم که این امنیتی حساب نمیشود. من در صورت دانستن هم نباید به شما بگویم.
حضور گسترده مردم در مراسم تشییع نشان داد که مردم نسبت به اینکه یک عامل خارجی فرمانده ارشد کشورشان را ترور کند، حساس هستند. همین رویکرد را مردم به زبانی دیگر و با خلق مفهوم انسجام ملی در جنگ دوازده روزه نیز نشان دادند. آیا نهادهای امنیتی به مقوله امنیت روانی جامعه پس از این اتفاقات توجه متفاوتی کردند؟
حتماً باید توجه میکردند. اساسا سیستم امنیتی اگر به مسائل روانی و اجتماعی جامعه توجه نکند، کار آن سیستم امنیتی نقص دارد.
بعد از ترور سردار سلیمانی، اعتراضات متفاوتی در سالهای اخیر در ایران شکل گرفته است. آیا مفهوم «تهدید داخلی» بعد از این واقعه بازتعریف شد؟
حتماً شده است. البته نمیتوانم جواب شما را بدهم، اما اگر نشده باشد اشتباه است و باید آن را تعریف کنند و راهی برای آن پیدا کنند.
این اتفاق چه تأثیری بر توازن میان ملاحظات امنیتی و ملاحظات اجتماعی–سیاسی در حکمرانی داخلی گذاشت؟
این به ردههای بسیار بالای مدیریت کشور مثلاً در سطح شورای عالی دفاع باز میگردد. زمانی که ببینند سیستم اطلاعاتی چه شکافهایی داشت که منجر به ترور سردار سلیمانی شد طبیعتاً باید به ملاحظات خود نگاه متفاوتی داشته باشند چراکه در غیر این صورت انگار به جایگاه خود اشراف ندارند. در واقع باید نگاه متفاوتی داشته باشند.
اما نمود بیرونی اتفاقات در کشور ما تفاوتی را نشان نمیدهد...
رویکردهای امنیتی در طبقات بالا را که نمیتوانند در سطح عادی جامعه نشان دهند. این توقعی است که همه مردم نباید داشته باشند. رویکرد امنیتی را باید آن سیستمهایی که به آنها مربوط است عمل و اقدام کنند و نمیتوانند آن را در ملأعام به معرض نمایش بگذارند.
با حرف شما موافق هستم، اما مردم نمود آن را در این میبینند که در ساعات اولیه جنگ دوازده روزه جمع کثیری از فرماندهان و دانشمندان کشور ترور میشوند و یا در اعتراضات میبینند با مردم برخوردهای شدید امنیتی میشود و در عین حال کشوری بیگانه به راحتی سیستم تهاجمی خود را در کشور ما برای انجام عملیات جنگ مستقر میکند.
سیاستهای داخلی و خارجی کشور به هم مرتبط هستند و اگر در هر کدام از آنها کاستی داشته باشید، بر دیگری اثر خود را خواهد گذاشت.