قرمز پوشِ رو سیاه/ درباره عکسی از حاجی فیروزهای شهر
من در همه این سالها به سنت نیکانم با دیدن این مرد سیهروی قرمزپوش دنبال همان نور در تاریکی گشتهام. سیاهی که از جهان مردگان بیاید و جان دوباره به زندگان دهد.
من در همه این سالها به سنت نیکانم با دیدن این مرد سیهروی قرمزپوش دنبال همان نور در تاریکی گشتهام. سیاهی که از جهان مردگان بیاید و جان دوباره به زندگان دهد.
چند روز مانده به نوروز ۱۴۰۴ ساعت ۹ صبح؛ در ترافیک اتوبان همت ایستادهام. شب عید است و چنان در بدبختیهایم غرق شدهام که بعید است به این سادگیها از لاکم دربیایم. اما نه روزگار عجیبتر از تصور ماست. تصادف کردم. سرم چنان به فرمان ماشین میخورد که از لاکم درنمیآیم. لاکم میشکند. از اینجا به بعد ماجرا گفتوگویم با بهرام صافکار رفیق قدیمیام را برایتان مینویسم.
مطابق استانداردهای جهانی به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت، یک سرویس بهداشتی عمومی توصیه شده است. بنابراین تهران با جمعیتی حدود ۹ میلیون نفر از این حیث لااقل در آمار چیزی کم ندارد. اما واقعیت این است که اولاً توزیع این سرویسها در مناطق مختلف شهر به شکل واضحی نابرابر است. ثانیاً همان چشمههای فعال به قدری کثیف، متعفن و حال به هم زنند که بهتر است روی تابلوهایشان نوشته شود سرویس غیربهداشتی.
فارغ از تخصص حرف دیگری دارم. انگار حکایت مدیران مملکتی شده است حکایت دور چون با عاشقان(خدمتگزاران) افتد تسلسل بایدش.
چه شد که اینقدر بیوفا شدم؟ چه شد که وقتی بوی نو آمد، کهنه «غازی» دلآزارم شد؟ چه شد که «غازی» راهی قبرستان شد؟
عکسهای سد کرج که حدوداً آب شرب پنج میلیون تهرانی را تامین میکند میبینم لرزه بر اندامم میافتد.
حالا دوباره وقت آن رسیده که طرفداران و کارشناسان محیط زیست پایشان به صفحات روزنامهها باز شود و در مذمت نگهداری و خریدن ماهی قرمز سخنرانی کنند.
یوتیوب فارسی دنیای غریبی دارد. حواستان نباشد در دریایش غرق میشوید. دریایی که به معنای واقعی کلمه ساحل ندارد.
به جرأت میگویم که هر کدام از ساکنان جزیره هر لحظه در ذهنشان نقشه پیشرفت ابوموسی را در ذهن و ضمیرشان ترسیم میکنند. فقط کافی است یک نفر را در خیابان پیدا کنید و سوالی در خصوص راههای توسعه جزیره بپرسید. به ثانیه نکشیده سخنرانی قرایی در باب توسعه جزیره برایت ارائه میدهد؛ ارائهای که مرجع حقیقی خودش را پیدا نمیکند. من از ابوموسی برگشتم اما ابوموسی از من برنگشته است.
با اینکه امنیت و آرامش در جزیره در سطح بالایی برقرار است اما شخصاً بعد از ورود احساس عجیبی دارم. حس کسی که در وطن خویش غریب است. در سطح جزیره خبری از رنگ و بوی زندگی نیست.