شاخص پیتزا/ درباره نمودار اغذیهفروشهای اطراف پنتاگون
«شب گذشته پیتزافروشیهای اطراف پنتاگون فروششان به شکل چشمگیری بیشتر بوده است». جمله اول نوشته متن خبری است که این روزها بعد از هر بار حمله آمریکا به گوشهای از عالم به عنوان «شاخص پیتزا» روی خط خبرگزاریها میآید.
«شب گذشته پیتزافروشیهای اطراف پنتاگون فروششان به شکل چشمگیری بیشتر بوده است». جمله اول نوشته متن خبری است که این روزها بعد از هر بار حمله آمریکا به گوشهای از عالم به عنوان «شاخص پیتزا» روی خط خبرگزاریها میآید.
تصور کنید عدهای دور هم جمع میشوند پیتزا میخورند و روی سر مردم، شهرها و کشورهای دیگر بمب میاندازند. احتمالاً بعد از خواندن این خبر به این فکر کرده باشید که در بد زمانهای به دنیا آمدهایم. واقعیت این است که روزگاری در این عالم، جنگیدن بیش از هر چیز به دل و جرأت جنگجویان دو طرف وابسته بود.
در نبرد تن به تن آدمیزاد دو پا، داشته و نداشتهاش که جانش بود را کف دستش میگرفت و به میدان میرفت. در کنار این جان البته که شمشیر، نیزه، تبر، کمان و سپر هم بود که بسته به توانایی هر آدم بهعنوان اکسسوری به جنگجو ضمیمه میشد. از یک جایی به بعد اسب و فیل و چهارپایان هم پایشان به میادین نبرد باز شد.
با این همه اما حرف اول را قدرت بدنی و مهارت و دل و جگر جنگجو میزد و سرنوشت هر نبرد را مشخص میکرد. از یک جایی به بعد و با ورود باروت شکل جنگیدن دوباره دستخوش تغییر شد. این بار سربازان بودند که در هر جبهه با فاصله از هم میایستادند و به روی هم توپ میانداختند یا با تفنگ حریف را از پا در میآوردند.
از یک جایی به بعد و تقریباً بعد از انقلاب صنعتی اما تولید انبوه سلاح دوباره شکل جنگها را تغییر داد. از اینجا به بعد هر لشکری که امکانات بیشتر و پول بیشتر داشت پیروز میدان بود. جنگ جهانی اول و دوم اما کلاً شکل جنگها را عوض کرد. اینجا همان جایی بود که تانک، هواپیما، زیردریایی، بمب و ... وارد میدان شد. اینجا دیگر تنها سربازان نمیجنگیدند بلکه شهرها و غیرنظامیان هم به خاک و خون کشیده میشدند.
ایام در حال گذر بود که در اواخر جنگ جهانی و بعد از استفاده آمریکا از سلاح هستهای و حجم تخریب این «نکبت جنگی» دوران جنگ سرد شروع شد. در این دوران از این سلاح عملاً به عنوان عامل بازدارنده استفاده شد و به نوعی جلوی جنگهای بزرگ را گرفت. البته ناگفته نماند که جنگها به شکل نیابتی و در کشورهایی که این عامل بازدارنده را نداشتند اتفاق میافتاد.
این روزها اما جنگیدن وارد مرحله عجیبی شده است. حضور فیزیکی در میدان عملاً محلی از اعراب ندارد. این روزها برای جنگیدن نیازی به دل، جرأت، قدرت بدنی و توانایی فردی نیست.
همین که ماهواره و پهپاد و موشک و هوش مصنوعی و ... داشته باشی میتوانی در گوشهای از عالم بنشینی پیتزایت را بخوری و روی سر مردمان بیگناه بمب بریزی. انگار کن که بازیهای کامپیوتری دهههای اخیر امروز به مرحله واقعیت رسیده باشند. ما در بد زمانهای زندگی میکنیم.