حمیدرضا عزیزی پژوهشگر اندیشکده شورای خاورمیانه در امور جهانی در گفتوگو با «هممیهن»:موشکهای ایران اولویت نتانیاهو است نه ترامپ
دونالد ترامپ در نشست خبری مشترک با نتانیاهو، تلویحاً به احتمال ورود آمریکا به جنگ با ایران به دلیل «بازسازی توان موشکی ایران» اشاره کرد.
در طول یک ماه گذشته و در آستانه سفر هفته پیش بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل به آمریکا برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، رسانههای اسرائیلی و آمریکایی فضاسازی گستردهای را در مورد برنامه نتانیاهو برای ترغیب ترامپ به ورود به یک رویارویی نظامی با ایران با هدف مقابله با برنامه موشکی ایران، آغاز کردند. دونالد ترامپ در نشست خبری مشترک با نتانیاهو، تلویحاً به احتمال ورود آمریکا به جنگ با ایران به دلیل «بازسازی توان موشکی ایران» اشاره کرد.
با این حال حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل بینالملل معتقد است که توانمندی موشکی ایران از اولویتهای امنیتی اصلی آمریکا نیست و این اسرائیل است که خواهان تبدیل پرونده موشکی ایران به دغدغه اصلی دونالد ترامپ است. حمیدرضا عزیزی معتقد است که بعید است آمریکا مستقلاً وارد نبرد با ایران بر سر برنامه موشکی شود. در ادامه متن کامل گفتوگوی «هممیهن» را با حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر اندیشکده شورای خاورمیانه در امور جهانی، مطالعه میکنید.
با توجه به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، بهویژه در کنفرانس خبری مشترک با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آیا میتوان گفت که تمرکز اصلی آمریکا در خصوص ایران در شرایط فعلی برنامه موشکی ایران است و مذاکره در مورد برنامه هستهای از دستور کار خارج شدهاست؟
چیزی که از اظهارات ترامپ و رویکرد دولتش طی این مدتی که از زمان جنگ ۱۲ روزه میگذرد حتی قبل از سفر هفته پیش نتانیاهو، مشخص شدهبود این بود که از نظر ایالات متحده تهدید فوری اشاعه هستهای مرتبط با برنامه هستهای ایران از بین رفتهاست. دلیلش این بود که از دیدگاه آمریکا، ایران دیگر برنامه غنیسازی فعال ندارد و این استنباط هم وجود دارد که با توجه به آسیبپذیریهای استراتژیکی که در ایران وجود دارد و نوع سیطره اطلاعاتی که اسرائیل بر فضای سیاسی و امنیتی ایران دارد، هر نوع اقدامی برای احیای برنامه هستهای قابل امکان است.
در نتیجه این باور وجود دارد که اگر ایران اراده کند برنامه هستهای خود را بازسازی کند مجدداً با اقدام نظامی میتوان جلوی آن را گرفت. هرچند ایران توانمندی کافی فنی برای بازسازی برنامه هستهای خود دارد و بسیاری از تجهیزات و مواد هستهای ایران همچنان سالم هستند، اما دیگر در واشنگتن ادراک تهدید فوری نسبت به برنامه هستهای ایران وجود ندارد.
به همین دلیل برنامه هستهای ایران از دستور کار مذاکراتی واشنگتن خارج شدهاست. فرض واشنگتن این است که ایران برای اینکه خطر بیشتری به جان نخرد، دیگر سراغ بازسازی توان هستهای خود نرود و حتی حاضر باشد ذخایر اورانیوم غنیشده سطح بالای خود را تحویل دهد. از نظر واشنگتن دیگر برنامه هستهای ایران یک اهرم مذاکراتی تلقی نمیشود، بلکه شرایط فعلی یک واقعیت میدانی تلقی میشود که ایران باید آن را بپذیرد.
مسئله موشکی ایران بهطور مشخص و بهطور مستقل هیچ وقت از نظر ایالات متحده تهدید درجه یک تلقی نشدهاست. برد موشکهای ایران در حدی نیست که امنیت ملی آمریکا را به معنی دقیق کلمه مورد تهدید قرار دهد. برخلاف مسئله هستهای، توان موشکی ایران مرتبط با تعهدات بینالمللی عدم اشاعه نیست. به همین خاطر ادراک تهدید مستقیم در ایالات متحده نسبت به توان موشکی کمتر از برنامه هستهای است. اما از یک طرف موضوع امنیت متحد اصلی آمریکا در خاورمیانه، یعنی اسرائیل، مطرح است و از سوی دیگر مسئله شکلدهی به نظم منطقه خاورمیانه بعد از ۷ اکتبر با محوریت اسرائیل و تلاش برای مشارکت دادن کشورهای عربی از جمله اولویتهای منطقهای آمریکا است.
اینها باعث میشود که تضعیف تواناییهای استراتژیک ایران به عنوان یک دستور کار همچنان مورد توجه آمریکا قرار گیرد. وقتی که دقت میکنیم مسئله موشکی همیشه در کنار بحث منطقهای و حمایت ایران از گروه غیردولتی در منطقه در کنار هم مطرح میشود. مسئله مهم این است که بنیامین نتانیاهو تا چه حد بتواند توانمندی موشکی ایران را به عنوان یک تهدید فوری برای واشنگتن و مسئلهای که نیازمند توجه فوری ترامپ است، تبدیل کند. با توجه به اظهارنظرهای اخیر ترامپ به نظر میرسد که نتانیاهو تا حدی در اقناع ترامپ موفق بودهاست.
احتمالاً نتانیاهو دو نوع استدلال در این مورد مطرح کردهاست؛ یکی اینکه تهدید موشکی ایران نباید به طور مستقل مورد توجه قرار گیرد بلکه به عنوان یک پیشزمینه برای احتمال احیای دوباره برنامه هستهای باید مدنظر باشد؛ یعنی اگر ایران بتواند قابلیتهای موشکی خود را کاملاً بازسازی کند و حتی بیش از جنگ ۱۲ روزه تقویت کند، این مسئله میتواند احساس امنیت، پوشش و بازدارندگی برای تهران ایجاد کند که زیر این چتر با خیال راحتتری برنامه هستهای خود رابازسازی کند. استدلال احتمالی دوم مربوط به روسیه است، اینکه اگر ایران به عنوان متحد نزدیک روسیه ضربه بخورد آنگاه متقاعد کردن روسیه به یک توافقی برای پایان دادن به جنگ اوکراین راحتتر خواهد بود.
مطالبات آمریکا در خصوص برنامه موشکی ایران دقیقاً چیست؟
نکته اینجاست که تا الان هیچ اظهارنظر رسمی یا هیچ سند رسمی از طرف آمریکاییها از هیچ کسی یعنی چه ترامپ چه مارکو روبیو، وزیر خارجه و چه مسئولان رسمی دیگر در این مورد منتشر نشدهاست. هیچ اظهارنظر روشنی وجود ندارد که شرایط مدنظر ایالات متحده را برای بحث موشکی توضیح دهد. صریحترین اظهارنظر که تا الان مطرح شده، همین صحبت اخیر ترامپ در دیدار با نتانیاهو بود. این اظهارات هم مبهم است. اینکه اگر ایران بخواهد برنامه موشکیاش را توسعه دهد، حمله اتفاق خواهد افتاد. معنای توسعه در اظهارات ترامپ مشخص نیست؛ توسعه کمی است؟ توسعه کیفی است؟ دقیقاً چه چیزی مدنظر است؟
مذاکرات ایران و ایالات متحده تا زمانی که تا قبل از جنگ ۱۲ روزه در جریان بود منحصراً مربوط به موضوع هستهای بود. در آن مذاکرات خواستههای ایالات متحده مشخص بود: بحث توقف غنیسازی در ایران. بعد از آن اساساً مذاکره رسمی جریان نداشت که در جریان آن خواستههای آمریکا مطرح شود. تا جایی که ما میدانیم در پیامهای رد و بدل شده در این دوران، عنوان شده که موضوع موشکی هم باید در کنار بحثهای منطقهای مورد گفتوگو قرار گیرد.
به نظر من موضوع اولویتدار ایالات متحده یکی برد موشکهای ایران است و یکی انتقال موشکها به سایر کشورها و گروههای منطقهای. در این چارچوب هم موضوع موشکهای ایران مجدداً اولویت اسرائیل است که تلاش میکند آن را به اولویت آمریکا بدل کند. در این چارچوب، روشن است که اسرائیل چه میخواهد، محدودیت قابل توجه برد موشکهای ایران و جلوگیری از انتقال موشکها و فناوریهای موشکی ایران به گروههای غیردولتی متحد ایران مانند حزبالله، حماس و انصارالله. در چارچوب خواسته دوم، عملاً پرونده موشکی ایران با موضوع محور مقاومت و فعالیتهای منطقهای ایران گره میخورد.
فکر میکنید آیا سناریویی مورد تصور است که تهران به مذاکره در مورد برنامههای دفاعی از جمله برنامه موشکهای بالستیک تن بدهد؟
من شخصاً معتقد نیستم که بتوان سناریویی را در نظر گرفت که ایران حاضر به مذاکره در مورد موضوع موشکهای بالستیک شود. ایران به دلیل اینکه در شرایط تحریم تسلیحاتی و احیای تحریمهای تسلیحاتی بینالمللی در نتیجه اسنپبک (بهرغم مخالفت روسیه و چین) قرار دارد، توانایی ایجاد یک پدافند هوایی مؤثر ندارد.
جنگ ۱۲ روزه و جنگ اوکراین و تحولات اخیر ونزوئلا نشان داد که پیشرفتهترین سامانه دفاع هوایی هم نمیتواند بازدارندگی کامل ایجاد کند. در این شرایط تنها چیزی که ایران در اختیار دارد همین موشکها است. در نظریه بازدارندگی، دو نوع بازدارندگی وجود دارد: بازدارندگی از طریق منع (Deterrence by Denial) و بازدارندگی از طریق تنبیه (Deterrence by punishment). موشکهای ایران ابزار بازدارندگی از طریق تنبیه هستند، یعنی اینکه متجاوز از ترس تنبیه حاضر به حمله به ایران نمیشود.
در گذشته ایران لایههای دفاعی متعددتری داشت و از جمله با استفاده از شبکه متحدان منطقهای از بازدارندگی از طریق منع هم بهرهمند بود، که باعث میشد طرف مقابل به دلیل کاهش دورنمای موفقیت عملیات نظامی، از حمله صرف نظر کند. در حال حاضر ایران فقط میتواند روی بازدارندگی از طریق تنبیه با استفاده از موشکهایش حساب کند که در چارچوب ضربه دوم یا پاسخ قاطع جلوی حمله طرف مقابل را میگیرد.
اینجا دیگر اصلاً بحث ایدئولوژی مطرح نیست، از نظر استراتژیک هر تصمیمسازی در هر کشوری با توجه به وضعیت موجود، حاضر به پذیرش محدودیت در برنامه موشکی نمیشود. پذیرش چنین محدودیتی مشابه تسلیم در شرایط شکست در جنگ است. در نتیجه من فکر نمیکنم که ایران حاضر شود سر این موضوع مذاکره کند.
تنها احتمالی که میتوان داد که آن هم خیلی دشوار است اما دستکم در عرصه ممکنها جای میگیرد این است که ایران یکسری مثلاً در قالب یک توافق گستردهتر که مشتمل بر تضمین عدم تجاوز و برداشتن تحریمها باشد، متعهد شود که انتقال موشکها را محدود یا متوقف کند. در مورد بحث انتقال فناوری موشکی، دست کم میتوان گفت که یک مسئله اختلافی درون ایران است، هرچند که بعید است ایران حتی در این مورد حاضر به مذاکره شود، اما در مورد بحث امنیت سرزمینی و بازدارندگی، اجماع در ایران وجود دارد و اساساً مذاکره در مورد آن منتفی به نظر میرسد.
با توجه به پافشاری تهران بر سر توسعه برنامه موشکی، تا چه اندازه احتمال مواجهه نظامی میان ایران و آمریکا را به بهانه برنامه موشکی جدی میدانید؟
به اعتقاد من مواجهه نظامی بین ایران و ایالات متحده بر سر بحث موشکی اتفاق نخواهد افتاد. اگر قرار باشد چنین مواجههای رخ دهد بین ایران و اسرائیل خواهد بود. همانگونه که در جواب سوالهای قبل گفتم موضوع موشکی ایران اولویت امنیتی اسرائیل است، نه آمریکا. اما اگر چنین درگیریای رخ دهد، در این شرایط قطعاً ایالات متحده به صورت غیرمستقیم درگیر خواهد شد، چراکه خود را متعهد به حمایت از اسرائیل میداند و از طریق تامین سامانههای دفاعی و اطمینان از کارآمدی و دوام آنها، مانند جنگ ۱۲ روزه به نفع اسرائیل وارد عمل خواهد شد.
البته در شرایطی که دورنمایی برای پیروزی در یک نبرد نظامی وجود داشتهباشد، آمریکا هم ممکن است به شکل محدود وارد منازعه شود، تا نتیجه نهایی جنگ به نام ترامپ نوشتهشود. البته سناریوی دیگری هم وجود دارد که در صورت اقدام نظامی اسرائیل، ایران اهداف و منافع آمریکایی را در منطقه هدف حملات تلافیجویانه قرار دهد که از آن طریق آمریکا مستقیماً وارد درگیری خواهد شد.
ولی در نهایت برداشت من این است که ایالات متحده مستقیماً بر سر بحث موشکی آغازگر جنگ نخواهد بود، بلکه اسرائیل علاقهمند به این مسئله است. به همین دلیل است که تاکید میکنم اظهارات ترامپ در مورد توسعه برنامه موشکی ایران و امکان اقدام نظامی آمریکا، کاملاً مبهم است.