آمریکا، اسرائیل و غزه ۲۰۲۶/روند تحولات غزه در سال جدید چطور ادامه مییابد؟
علیرغم روایت رسانهها، جنگ در غزه تمام نشده است یا مشخصتر این که با پیروزی آشکار سربازان ارتش اسرائیل نتانیاهو تمام نشده است.
نویسندگان مقاله:
خالد الجندی/ پژوهشگر ارشد برنامه خاورمیانه در اندیشکده کوئینسی
آنل شلین/ پژوهشگر برنامه خاورمیانه در اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه و مقام سابق اداره دمکراسی، حقوق بشر و کار در وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا که در اعتراض به سیاستهای دولت بایدن در قبال اسرائیل و غزه استعفایی علنی داد
علیرغم روایت رسانهها، جنگ در غزه تمام نشده است یا مشخصتر این که با پیروزی آشکار سربازان ارتش اسرائیل نتانیاهو تمام نشده است. سال جدید هم برای فلسطینیان آرامش و تسلا به همراه نیاورده است: لااقل ۷۱ هزار فلسطینی از اکتبر ۲۰۲۳ کشته شدهاند؛ اما در سال ۲۰۲۵، چند پویهشناسی و تحول مهم واقع شد که نه فقط بر «درخواستهای» بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آینده اثر میگذارد که روی آینده امنیت در اسرائیل و منطقه تأثیر خواهد داشت. این چهار برداشت عمده از ۲۰۲۵ است که بدون تردید در سال ۲۰۲۶، بر همه طرفهای درگیری، از جمله ایالات متحده، اثر خواهد گذاشت.
جنگ اسرائیل در غزه، فقط اسماً تمام شده است
برنامه ۲۰ مادهای ترامپ برای غزه در ماه اکتبر، شامل آتشبس و آزادی گروگانها و زندانیان میشد. بعد از اعلام این برنامه، دنیا نفس راحتی کشید. حملات آخرالزمانی اسرائیل به غزه، لااقل ۷۱ هزار فلسطینی را کشته، شامل حدود ۲۰ هزار کودک. تقریباً تمام 2/3 میلیون ساکن غزه را آواره کرده و بیشتر زیرساختهای آن را نیز نابود، از جمله بیش از ۹۰ درصد از بافت مسکونی این منطقه. این جنگی است که یک کمیسیون تحقیقات سازمان ملل متحد و همینطور جمع فزایندهای از دانشمندان و گروههای حقوق بشری، آن را نسلکشی خواندهاند.

اما از ۱۰ اکتبر، زمانی که آتشبس رسماً اجرایی شد، اسرائیل به حملات مرگبار و دیگر عملیات نظامی ادامه داده و در این مدت بیش از ۴۰۰ فلسطینی را کشته. بهرغم توافق آتشبس، اسرائیل به محدودکردن ورود کمکهای انساندوستانه، از جمله مصالح و مواد لازم برای ساخت سرپناه و دیگر اقلام اساسی، ادامه میدهد.
در نتیجه این وضعیت، کودکان دارند از سرما یخ میزنند و میمیرند. در همین حال، نوار غزه عملاً تقسیم شده است: یکی منطقه شرقی تحت کنترل اسرائیل و دیگری نواری ساحلی و باریک که مدام هم کوچکتر میشود و در آن حماس هنوز فعال است و اکثریت قاطع ۲ میلیون ساکن غزه در آن متمرکز شدهاند، در منطقهای که حالا کمتر از ۴۰ درصد از قلمرو غزه است.
ویرانی نظاممند زیرساختهای غزه توسط اسرائیل هم ادامه یافته است. این شامل تخریب ۱۵۰۰ ساختمان از زمان آغاز آتشبس بوده است. علاوهبر طولانیکردن رنج مردم در غزه، حملات مداوم اسرائیل و نقض آتشبس در غزه، خطر فورانی گستردهتر و در نهایت فروپاشی خود آتشبس را دارد.
نتانیاهو که با بیمیلی راضی به امضای توافق آتشبس شد، ممکن است در تلاش برای این باشد که حماس را به دام واکنشی نظامی بکشد، تا این بهانهای برای ازسرگیری جنگی تمامعیار در غزه باشد. ترور رائد سعد، فرمانده ارشد حماس در روز ۱۳ دسامبر، آتشبسی را که پیش از آن هم متزلزل بود، تکانی دیگر داده و زنگهای هشدار را درون دولت [آمریکا] به صدا درآورده است. در گفتوگوهای خصوصی، ترامپ نگران است که نتانیاهو در حال خارج کردن برنامه صلح او از مسیر باشد.
برنامه ترامپ و خطر همراهی آمریکا در اشغال
برنامه ترامپ، خواستار ایجاد یک هیئت بینالمللی صلح یا بیاوپی میشود که امور داخلی غزه را اداره کند. این شامل بازسازی و حکمرانی در آینده میشود و بناست خود رئیسجمهور ترامپ، رئیس آن باشد. همچنین بناست یک نیروی ثباتآفرین بینالمللی یا آیاساف هم بر امنیت در نوار غزه ناظر باشد. به فلسطینیها که در شکلگیری برنامه مورد مشورت نبودند، نقشی محدودتر در حکمرانی بر غزه داده شده است.
این به واسطه کمیتهای تکنوکراتیک خواهد بود که مستقیماً به بیاوپی گزارش میدهد. در همین حال، ایالات متحده و اسرائیل یک مرکز هماهنگی نظامی مدنی مشترک یا سیامسیسی برپا کردهاند. مکان این مرکز، جنوب اسرائیل نزدیک مرز غزه قرار دارد تا بر توزیع کمکها و اجرای آتشبس در بازه موقت، نظارت کند.

علاوهبراین، ترامپ برنامههایی برای انتصاب یک ژنرال دوستاره اعلام کرده که بناست رهبری آیاساف را در غزه به عهده بگیرد. ترامپ البته وعده داده که سربازی [آمریکایی] به میدان نفرستد، اما در شرایطی که آمریکاییها هم کنترل چیدمان اداری و هم امنیتی غزه را در اختیار دارند، خطری واقعی وجود دارد که ایالات متحده، در کنار اسرائیل به اشغالگر غزه تبدیل شود. چنین سناریویی، موضع بینالمللی آمریکا را بیشتر تضعیف میکند و به لحاظ بالقوه ممکن است نیروها و تجهیزات ایالات متحده را در منطقه و فراتر از آن، در معرض حملات مستقیم قرار دهد.
قیمت حمایت از فلسطینیان در ۲۰۲۵ بالا رفت
باید این را روشن کرد: آمریکاییهایی که علناً از حقوق انسانی فلسطینیان ابراز حمایت کردند، اغلب در دوران بایدن هم، هزینه سنگینی میپرداختند. از بیکارشدن گرفته تا مواجهه با خشونت فیزیکی؛ اما در دوران ترامپ، این هزینه افزایش قابلتوجهی داشته است. محمود خلیل، یکی از چندین فعالی بود که صرفاً به خاطر حمایت از فلسطین، هدف اخراج از کشور قرار گرفت.
برخی از این فعالان، البته آزاد شدهاند اما لقا کوردیا، یعقوب ویجاندره و دیگران همچنان در بازداشت هستند. دولت ترامپ، همانند دولت بایدن، به دنبال این بوده که انتقاد از اسرائیل را با یهودستیزی در هم بیامیزد، اما پیامدهای قضایی حاصل از این کار را تشدید کرده است: دولت یک گروه ویژه یهودستیزی تأسیس کرد، بودجه دانشگاهها را مسدود کرد و تحقیقات روی «حقوق مدنی» با انگیزههایی سیاسی و بر اساس شواهدی سست به راه انداخت.
اتحادیه استادان دانشگاه آمریکا و انجمن مطالعات خاورمیانه، گزارشی تهیه کردند، درباره استفاده از قوانین حقوق مدنی به مثابه سلاح برای سرکوب بیان در دانشگاهها. این گزارش گفت: «فلسطین، کمتر از آن که استثنایی برای آزادی دانشگاهی باشد، بهانهای برای حذف کامل این هنجار است.» اما آزادی بیان بیشتر از یک هنجار است. آزادی بیان یک حق مصرح در قانون اساسی است که در متمم اول تثبیت شده است.
متأسفانه، ممکن است دولت به زودی دیگر آزادیهای اساسی را هم تضعیف کند. اخیراً فرمانداران تگزاس و فلوریدا تصمیم گرفتند، «شورای روابط آمریکایی اسلامی» را یک گروه تروریستی اعلام کنند. این شورا، یک سازمان داخلی [آمریکایی] برای حقوق مدنی مسلمانان است. بسیاری نگران هستند بعد از این تصمیمات، دولت هم اقدام مشابهی کند و حملهای به اساس آزادی تشکل داشته باشد. چنین تلاشهایی، البته با هدفگرفتن حامیان حقوق فلسطینیان و مسلمانان، شروع شدهاند، اما بعید است که کار همین جا تمام شود و این روند پیامدهایی برای اساسیترین آزادیهای آمریکاییها خواهد داشت.
اما حمایت از اسرائیل همچنان روبهکاهش است
بهرغم سرکوب شدتیافته بیان در حمایت از فلسطین و همزمان، تلاشهای هماهنگ حامیان اسرائیل برای سرکوب گردش اطلاعات درباره فجایع روزمرهای که بر سر فلسطینیان میآید، اسرائیل همچنان با ریزش شدید حمایت عمومی در ایالات متحده مواجه است. اکثریت آمریکاییها، یعنی ۵۳ درصد، در ماه آوریل نگاهی منفی به اسرائیل داشتند.
یک نظرسنجی در ماه اوت دریافت که ۶۰ درصد از رأیدهندگان، با ارسال کمک نظامی بیشتر به اسرائیل مخالف هستند. این تغییر، بهخصوص در جناح چپ شدت دارد. ۷ نفر از هر ۱۰ دموکرات گفتند اسرائیل در عملیات نظامی خود در غزه، «زیادهروی کرده است». با این حال، حتی در میان جمهوریخواهان هم اکثریت افراد زیر ۴۵ سال میگویند برای سال ۲۰۲۸، نامزدی برای ریاستجمهوری ترجیح میدهند که کمکهای امنیتی ایالات متحده به اسرائیل را کاهش دهد. قابلتوجه اینکه ۳۹ درصد از یهودیان آمریکا، اقدامات اسرائیل را «نسلکشی» توصیف کردهاند.
در همین حال، برخی نامزدهای انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، از هر دو حزب، حاضر نشدهاند از «کمیته آمریکایی امور عمومی اسرائیل» یا همان ایپک، پول [حمایت مالی برای ستادهای انتخاباتی] بگیرند. این بازتابی از یک شکاف در ائتلاف ترامپ است. بسیاری در آن اردوگاه، به شکلی فزاینده به این سؤال میپردازند که دولت ترامپ، چطور میتواند ادعای شعار «اول آمریکا» کند، وقتی ترجیحات اسرائیل، بهوضوح تعیینکننده سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به خاورمیانه هستند.
اسرائیل و حامیانش، بهرغم حداکثر تلاش، کنترل روایت را از دست دادهاند: اندکی بعد از ۷ اکتبر، میلیاردرهای آمریکایی با دولت نتانیاهو هماهنگ کردند که مواضع حامی اسرائیل را پخش و گسترده کنند. در شرایطی که کشتار در غزه، بیوقفه و بیامان ادامه داشت، اسرائیل روزنامهنگاران را هدف گرفت.
این تلاشی بود تا جریان اطلاعات را بند بیاورند؛ با این حال، حتی نورچشمیهای جریان لیبرال، مثل سارا هورویتز، سخنرانینویس اوباما هم اذعان کرد وقتی تلاش میکند در دفاع از اسرائیل فعالیت کند، دارد «از میان دیواری از کودکان مرده صحبت» میکند. تلاشهای میلیاردرهایی مثل لری الیسون برای خرید تیکتاک و نیز تلاشهای متا برای سانسور اطلاعات درباره فلسطین، تا اینجای کار، در برگرداندن ورق افکار عمومی ناموفق بودهاند. افسانه تمایزناپذیری منافع بین آمریکا و اسرائیل، در هم شکسته شده است. به نظر بعید میرسد که این افسانه، در سال ۲۰۲۶، دوباره سر بر آورد. لااقل نه کاملاً.