| کد مطلب: ۶۰۱۰۷

غزه و ویرانی زندگی روزمره/گزارش خبرنگار فلسطینی از وضعیت فلسطینیان در پایان ۲۰۲۵

در طول یک سال گذشته، زیرساخت‌های غزه، متحمل واقعیتی ویرانگر بوده‌اند. زمانی که زیر فشار عمل می‌کرد، به وضعیتی فراتر از نقطه فروپاشی رانده شده است.

غزه و ویرانی زندگی روزمره/گزارش خبرنگار فلسطینی از وضعیت فلسطینیان در پایان ۲۰۲۵

هانی محمود خبرنگار مستقر در غزه

در طول یک سال گذشته، زیرساخت‌های غزه، متحمل واقعیتی ویرانگر بوده‌اند. زمانی که زیر فشار عمل می‌کرد، به وضعیتی فراتر از نقطه فروپاشی رانده شده است. شبکه‌های برق‌رسانی، سیستم‌های آب‌رسانی، بیمارستان‌ها، جاده‌ها و خدمات شهری، به شکلی نظام‌مند نابود شده‌اند یا آسیب شدید دیده‌اند و این باعث شده زندگی روزمره، در بقا خلاصه شود.

دیگر برای خانواده‌ها غیرعادی نیست که برنامه روزمره‌شان را حول صدای ژنراتورها بچینند، اگر اصلاً سوختی در دسترس باشد. والدین و کودکان، ساعت‌ها صف می‌کشند تا چند لیتر آب ناایمن یا بسته‌ای نان گیر بیاورند. بیمارستان‌ها تقریباً در تاریکی کار می‌کنند، پزشکان درمان‌ها و عمل‌هایی را که برای نجات جان بیمار است، با استفاده از نور گوشی‌های همراه انجام می‌دهند. خیابان‌هایی که زمانی بچه‌ها را به مدرسه می‌بردند، حالا تبدیل به تلی از آوار شده‌اند.

  واقعیت خشن غزه

زندگی در غزه هیچ وقت آسان نبود، حتی در زمان‌هایی که دنیای بیرون «عادی» می‌خواندشان. برای بیشتر مردم، زندگی زیر سایه عدم‌قطعیت دائم سپری می‌شد. یاد می‌گرفتی که زیادی برای آینده برنامه نریزی، چون آرامش شکننده بود و همیشه موقت. بعضی روزها برق بود، زمانی که خیابان‌ها آرام‌تر به نظر می‌رسیدند و خانواده‌ها به خود اجازه می‌دادند، اندکی احساس راحتی کنند، اما همه می‌دانستند که این حس ممکن است هر لحظه ناپدید شود.

زیرساخت‌های غزه، بازتاب این وضعیت هستند. این زیرساخت‌ها، از مدت‌ها پیش از این دور آخر ویرانی در جنگ نسل‌کشانه اسرائیل، شکننده بودند. دهه‌ها محاصره و راه‌بستن غیرقانونی اسرائیل، حملات نظامی مکرر و محدودیت‌های سخت‌گیرانه روی ورود مصالح ساختمانی به این معنا بود که سیستم‌ها همواره صرفاً با تعمیرهایی سرسری فعال بودند و همیشه برای بازه زمانی موقت و قرضی کار می‌کردند.

هیچ چیز هیچ وقت واقعاً احیا نمی‌شد. یکی از واضح‌ترین خسارات، برق بود. در سراسر نوار غزه، تاریکی استثناء نیست. تنها نیروگاه برق ما به‌شدت آسیب دید و به خاطر کمبود سوخت، خاموش شد؛ نزدیک به ۸۰ درصد از ساختار انتقال برق، نابود شده است.

شب‌های شهر غزه در تاریکی می‌آیند، در حالی که ساکنان در میان آوارها مشغول بازسازی هستند. برای خانواده‌ها، این خسارت، به اشکالی کوچک اما بی‌امان نمود می‌یابد. یک مادر، هر وقت ژنراتور همسایه موقتاً با خرخری راه می‌افتد، گوشی خود را شارژ می‌کند و می‌داند این ممکن است تنها شانس او برای تماس با خانواده باشد. بچه‌ها تکالیفشان را زیر نور شمع انجام می‌دهند، اگر اصلاً انجام دهند. یخچال‌ها بی‌مصرف مانده‌اند و غذا فاسد می‌شود. دسترسی به آب، به‌شدت دچار مشکل شده است. بمباران اسرائیل به چاه‌ها، تصفیه‌خانه‌ها و پمپ‌ها آسیب زده است.

بدون برق یا سوخت، آب سالم را نمی‌توان استخراج یا توزیع کرد. در طول مدت گزارش‌هایمان از جنگ نسل‌کشانه اسرائیل در غزه، ما حضور خانواده‌ها را مستند کردیم که با دبه‌های پلاستیکی صف کشیده‌اند و منتظر کامیون‌های آبی هستند که ممکن است برسند یا نرسند. وقتی می‌رسند، آب اغلب بوی نمک یا فلز می‌دهد، با طعمی تیز و ناآشنا. خیلی‌ها چاره‌ای ندارند جز اینکه همین آب را بنوشند. بچه‌ها به عفونت معده مبتلا می‌شوند. ضایعات پوستی پخش می‌شوند. شست‌وشو، تجملاتی می‌شود.

اثر تجمیعی: زمین‌گیرشدن

بیمارستان‌ها که زمانی بیش از حد تحت فشار بودند اما هنوز کار می‌کردند، حالا در وضعیت بحرانی فعالیت می‌کنند. در طول یک ماه گذشته کار میدانی، از تأسیسات خدمات درمانی بسیاری بازدید کرده‌ام که آسیب دیده‌اند یا کاملاً از دور فعالیت خارج شده‌اند. آن‌هایی که هنوز کار می‌کنند، با کمبود شدید دارو، تجهیزات، برق و نیروی انسانی مواجه هستند.

احساس افسردگی‌ام یادم هست که بعد از بازدید از دو واحد آی‌سی‌یو در شهر غزه و منطقه مرکزی نوار غزه داشتم. هر دو بیش از ظرفیت پر بودند و ناچار بودند در هر تخت دو بیمار بخوابانند. دستگاه دیالیز، زیر تهدید دائم قطعی برق کار می‌کرد. اتاق‌های عمل هم همین‌طور. اغلب در میانه جراحی، اتاق تاریک می‌شد.

سخت‌ترین قسمت ماجرا این است که تیم‌های درمانی اغلب مجبورند تصمیماتی غیرممکن بگیرند، درباره اینکه به چه کسی خدمات درمانی برسد و به چه کسی نه. فراتر از عرصه‌های خدمات درمانی و خدمات عمومی، این ویرانی جاده‌ها، تأسیسات عمومی و زیرساخت‌های شهری هستند که غزه را از درون خُرد کرده‌اند: خیابان‌ها پر از آوار، جاده‌ها لبریز از فاضلاب، آمبولانس‌ها و کمک‌رسانی‌ها، کُند.

جمع‌آوری زباله عمدتاً دیگر وجود ندارد و این منجر به گسترش بیماری شده است. زیرساخت‌های ارتباطی مکرراً قطع می‌شوند و این خانواده‌ها را تنها می‌گذارد و دسترسی مردم را به خدمات اضطراری و به دنیای بیرون قطع می‌کند. کارزار بمباران شدید اسرائیل، اثری تجمیعی داشته است و تعمداً به نحوی اجرا شده که زندگی روزمره را فلج کند، چون سیستم‌های زیرساختی به یکدیگر متکی هستند. بدون برق، آب را نمی‌شود پمپاژ کرد.

بدون سوخت، بیمارستان‌ها کار نمی‌کنند. بدون جاده، کمک به کسانی که نیاز دارند، نمی‌رسد. هر فروپاشی، فروپاشی بعدی را تسریع می‌کند و سطوح تازه‌ای به سختی‌های شرایط زندگی می‌افزاید. درحالی که سال ۲۰۲۵، به پایان خود نزدیک می‌شود، کل زیرساخت غزه، دیگر در تأمین زندگی عادی ناتوان است. بقای صرف را هم به سختی می‌تواند حفظ کند. وقتی از بازسازی صحبت می‌شود، موضوع صرفاً ساختن دوباره ساختمان‌ها نیست، بلکه احیای سیستم‌هایی است که به مردم اجازه می‌دهند، با کرامت زندگی کنند: آب امن، برق قابل‌اتکا، بیمارستان‌های فعال و خدمات عمومی اولیه.

تا آن زمان، شهروندان غزه، همچنان پیامدهایی را تحمل خواهند کرد، حاصل از سالی که یک بار دیگر، بنیان‌های زندگی روزمره‌شان را به لرزه انداخته است.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
پربازدیدترین
آخرین اخبار