تکرار ملالآور
درحالیکه شواهد نشان میدهد مردم از شنیدن حرفهای تکراری و بیمحتوا خسته و حتی عصبانی شدهاند ولی همچنان برخی از آقایان مشغول تکرار مکرراتِ مُمِلّ و ناراحتکننده هستند.
درحالیکه شواهد نشان میدهد مردم از شنیدن حرفهای تکراری و بیمحتوا خسته و حتی عصبانی شدهاند ولی همچنان برخی از آقایان مشغول تکرار مکرراتِ مُمِلّ و ناراحتکننده هستند. گرچه از چند دهه پیش بحث حق آزادی اعتراضات مطرح بوده، حقی که صریحاً در قانون اساسی آمده و حتی نیازی هم به گرفتن مجوز ندارد، ولی تاکنون و به دلایل روشن و البته کتمانشده! اجرایی نشده است. ولی این ایده ۸ سال پیش و پس از اعتراضات سال ۹۶ دوباره جدی شد.
همه آقایان فرمودند که اعتراض حق عمومی و مجاز است ولی اغتشاش نه. از چپ و راست راهحلهایی داده شد و حتی کارگروههایی شکل گرفت تا قانونی را نهایی کنند. پس از پایان اعتراضات همه آن فرمایشها و وعدهها به فراموشی سپرده شد. تا رسیدیم به ۹۸ که باز هم گفتند اعتراض حق است، ولی قاطعانه با اغتشاش برخورد میکنیم و در عین حال باز هم گامی برداشته نشد که مردم بتوانند از حق اعتراض خود بهرهمند شوند.
این اتفاق تکراری در اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ دوباره دیده شد و البته مثل گذشته هیچ راهی برای اعتراض مدنی و شناسنامهدار فراهم نشد که نشد که نشد. تقریباً اعتراضها سه دسته بودند. یکی از سوی دوستان خودی، مثل معترضین به بیحجابی و امثال این که همه آنان تحت حفاظت و امنیت کامل انجام میشد و در ماه رمضان هم بهخوبی از افطار و سحر بهرهمند میشدند.
دسته دوم اعتراضات صنفی بهویژه از سوی بازنشستگان بود که در اندازههای محدود و موقت تحمل میشد. سوم اعتراضاتی صنفی که ممکن بود از دستشان در برود یا سیاسی باشد که فوری با برخورد مواجه میشد حتی اگر صددرصد مدنی و عادی بود. جالب اینکه به هیچ اعتراضی مجوز داده نمیشد تا حق اعتراض به رسمیت شناخته شود و هر سه نوع غیرمجاز بودند. حالا رسیدهایم به اعتراضات ۱۴۰۴.
احتمالاً این اتفاق باید سال گذشته رخ میداد ولی با آمدن پزشکیان و تصور و انتظارات جامعه از احتمال ایجاد تغییرات مطلوب که در حد انتظار رخ نداد لذا اکنون شاهد این اعتراضات هستیم، در نتیجه دوباره و چندباره بیان حرفهای تکراری آغاز شده است.
یکی از آقایان ائمه جمعه گفتند: «اعتراض و مطالبهگری حق مردم است، اما هرگونه سوءاستفاده از این مطالبات برای آشوب، ناامنی و کمک به دشمنان ملت ایران، مردود و غیرقابل پذیرش است.» امام جمعه دیگر گفت: «مردم حق اعتراض دارند اما مردم جوری به میدان نیایند که دشمن سوءاستفاده کند.»
طبعاً دیگران هم در همین قالب سخن گفتند. بدیهی است که هر عقل سلیمی متوجه میشود که اعتراض حق است و تخریب عمومی و اغتشاش و حمله به پلیس جرم است. ولی در این میان یک نکته مهم وجود دارد. آیا مردم در عمل امکان استفاده از حق اعتراض خود را دارند که آنان را از اغتشاش نهی کنیم؟ اگر اعتراض مدنی و شناسنامهدار وجود داشت دیگر چه نیازی به اغتشاش بود؟ و اصولاً اغتشاشگران تولید نمیشدند.
مسئله خیلی ساده است برخی بیش از آن که با اغتشاش مسئله داشته باشند با اعتراض مدنی مخالف هستند. زیرا اغتشاش را میتوان محکوم و در صورت ضرورت سرکوب کرد، درحالیکه در برابر اعتراض مدنی فقط باید پاسخگو بود. سرکوب اغتشاش هنگامی از سوی مردم پذیرفته یا انجام میشود که امکان اعتراض مدنی و مسالمتآمیز وجود داشته باشد. اتفاقاً کشورهایی که اعتراضات مدنی بسیار هم رایج است در مواجهه با اغتشاش به درستی قاطع هستند و موفق هم میشوند.
ولی در جامعهای که اعتراض مسالمتآمیز ممکن نباشد اغتشاش رایج میشود و تداوم پیدا میکند و سرکوب آن به معنای پایانش نیست. اگر از همین امروز امکان برگزاری اعتراضات مسالمتآمیز فراهم شود از فردا اغتشاش به حاشیه میرود و حتی نیازی به برخورد پلیس نیست، مردم خودشان با آن مقابله خواهند کرد.