| کد مطلب: ۶۰۳۲۹

۲۰۲۶ بر پرده سینما/نگاهی به بازنمایی سال‌جاری در فیلم‌های علمی ـ تخیلی

«متروپولیس» جهانی را تصور می‌کند که فناوری‌اش به کار یدیِ قدیمی متکی است؛ ترکیبی منطقی از تحقیر راست‌گرایانه، نسبت به «کارگران بی‌مهارت» و اشتیاق شرکت‌ها به حباب هوش مصنوعی. آنچه سخت‌تر و دور از تصور است، پایان فیلم است؛ جایی که شکاف میان داراها و ندارها، با عشق پُر می‌شود؛ نه با سیاست‌های مشخص.

۲۰۲۶ بر پرده سینما/نگاهی به بازنمایی سال‌جاری در فیلم‌های علمی ـ تخیلی

۲۰۲۵ از نظر آوایی، آینده‌نگرتر به نظر می‌رسد، اما ۲۰۲۶ یک گام جلوتر است و حالا دقیقاً در همین نقطه ایستاده‌ایم؛ جایی‌که هر تحول شبه‌علمی ـ‌ تخیلی به‌ویژه گسترش عمومی هوش مصنوعی، یا رنگ‌وبوی ویران‌شهری دارد یا حتی بدتر از آن است. اما مگر کسی درباره این‌ها به ما هشدار نداده بود؟ پاسخ دست‌کم درباره فیلم‌های علمی ـ‌‌تخیلی‌ای که سال‌ها پیش ۲۰۲۶ را صحنه روایت خود قرار داده‌اند، هم بله است و هم خیر. بعضی هشدارها کلی و تعمیم‌پذیرند و از فاجعه جهانی می‌گویند، اما در جزئیات دور از ذهن به‌نظر می‌رسند.

برخی الهام‌بخش و آینده‌نگرانه‌اند و برخی دیگر صرفاً شبیه جلوه‌های ویژه بد، روی پرده سبز هستند. بااین‌همه فیلمسازان مختلف درباره اینکه در سال ۲۰۲۶ کجا هستیم، ایده‌هایی داشتند.  اولین فیلم «دووم (Doom)» است که براساس اقتباس سینمایی از بازی ویدئویی «دووم»، سال ۲۰۲۶ زمانی است که بشر دریچه‌ای به شهری باستانی در مریخ کشف می‌کند و زمینی‌ها می‌توانند یک پایگاه پژوهشی آنجا بنا کنند.

البته اتفاقات بد تا ۲۰ سال بعد رخ نمی‌دهند؛ بنابراین اگر امسال هم دریچه‌ای به مریخ پیدا کنیم، شاید هنوز زمانی برای جلوگیری از فاجعه واقعی داشته باشیم. اگر واقعاً چنین دریچه‌ای کشف شود، سخت است حدس بزنیم ایلان ماسک همچنان برای فرستادن همه به مریخ ذوق‌زده خواهد بود یا فوراً ناامید می‌شود؛ چون این دریچه را خودش نخریده تا بتواند مالکیت پیامبرگونه‌ای بر گسترش بشر در ستارگان ادعا کند.

درمجموع «دووم» دست‌کم نمونه خوبی است برای این‌که بفهمیم چرا مریخ را به‌عنوان آرزوی دور و دراز بشر در نظر گرفته‌ایم. چه در وسترن فضایی ارزان‌قیمت جان کارپنتر «ارواح مریخ»، چه در علمی‌–تخیلی واقع‌گرایانه‌تر «سیاره سرخ» و چه در عرفان‌زدگی «ماموریت به مریخ»، همسایه دوردست ما معمولاً چراغ امید نیست. یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های دنیای سینمایی مارول، نحوه حساب‌وکتاب فاجعه‌های پی‌درپیِ تهدیدکننده جهان است.

با وجود جهش زمانی پنج‌ساله‌ای که بخش زیادی از وقایع‌اش در خود فیلم‌ها نشان داده نمی‌شود، این مجموعه شبیه رادیوئی شده که همیشه چنددقیقه جلوتر است. با این تفاوت که این‌جا به‌جای دقیقه، سال جلو افتاده است. به‌همین‌دلیل حجم قابل‌توجهی از روایت‌های مارول در سال ۲۰۲۶ اتفاق می‌افتند.

آثار بهتر، مثل «نگهبانان کهکشان ۳» یا ماجراهای «مارول‌ها»، دور از زمین رخ می‌دهند، بنابراین چندان به حس زمان ما گره نمی‌خورند. اما بخش بد ماجرا، شامل ضعیف‌ترین تولیدات مارول است؛ سریال بی‌هدف و نامنسجم «تهاجم مخفی» و مضحکه تماس‌های ویدئویی‌مانندِ «مرد مورچه‌ای و زنبورک؛ کوانتومانیا». اگر قضاوت‌مان براساس این آثار باشد، ۲۰۲۶ پُر خواهد بود از دور خود چرخیدن‌های آزاردهنده؛ همراه با این توجیه که این مزخرفات بی‌سرانجام، مقدمه‌ای ضروری برای آن چیزی است که بعداً رخ می‌دهد.

بیشتر مجموعه پنج‌فیلمیِ کلاسیک «سیاره میمون‌ها» در آینده‌ای دور می‌گذرد، اما سه‌گانه جدید که با «خیزش سیاره میمون‌ها» (۲۰۱۱) آغاز شد، از زمانی نزدیک‌تر به امروز شروع می‌کند؛ حدود ۲۰۱۶.  سکانس تیتراژ پایانی «خیزش»، که شیوع برق‌آسای ویروس را در جهان و حوالی ۲۰۱۹ نشان می‌دهد، بعد از همه‌گیری واقعی ۲۰۲۰ به‌شدت هولناک به‌نظر می‌آید. در مقایسه با آن، «طلوع» انتزاعی‌تر است.

سخت می‌شود باور کرد اما ما حالا شش‌سال از گسترش کووید فاصله گرفته‌ایم و بشر با وجود زخم‌های بسیاری که خورده، نابود نشده و فناوری هم از کار نیفتاده است. شاخص‌ترین تصویر سینمایی از سال ۲۰۲۶، به فیلمی تعلق دارد که به‌زودی 100سالگی‌اش را جشن می‌گیرد. شاهکار صامت فریتس لانگ، «متروپولیس»، در شهری در آینده‌ می‌گذرد که ثروتمندان بر فراز آسمان‌خراش‌ها فرمان می‌رانند و کارگران در زیرزمین، ماشین‌هایی را به حرکت درمی‌آورند که همه‌چیز به آن‌ها وابسته است.

«متروپولیس» جهانی را تصور می‌کند که فناوری‌اش به کار یدیِ قدیمی متکی است؛ ترکیبی منطقی از تحقیر راست‌گرایانه، نسبت به «کارگران بی‌مهارت» و اشتیاق شرکت‌ها به حباب هوش مصنوعی. آنچه سخت‌تر و دور از تصور است، پایان فیلم است؛ جایی که شکاف میان داراها و ندارها، با عشق پُر می‌شود؛ نه با سیاست‌های مشخص. مثل فیلم «طلوع سیاره میمون‌ها» که به همزیستی فرامی‌خواند؛ اما برخلاف آن، به امکان تحقق خوش‌بین است.

باتوجه به واکنش ثروتمندان جهان به هر پیشنهادی مبنی بر توجه به نیازهای اقشار کم‌برخوردار، این تصور که مواجهه با افراط‌گرایی بتواند آن‌ها را متواضع‌تر ‌کند، خیال‌پردازانه‌تر از 100سال پیش به‌نظر می‌رسد. روبات، تونل‌های کار طاقت‌فرسا، آسمان‌خراش‌های درخشان و... همه این‌ها باورپذیرند، اما برای بازگشت به توازن میان شکاف‌های اقتصادی، شاید یک‌سال دیگر باید صبر کنیم یا شاید 100سال دیگر.

منبع: گاردین

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه فرهنگ
آخرین اخبار