مرتضی افقه اقتصاددان: همتی چطور میخواهد متغیرهای بیرونی را مدیریت کند؟
مرتضی افقه، اقتصاددان در گفتوگو با هممیهن عنوان کرد که از سخنان رئیسجمهور درباره جراحی اقتصادی تعجب میکند و گویی پزشکیان کشف جدیدی کرده است.
مرتضی افقه، اقتصاددان در گفتوگو با هممیهن عنوان کرد که از سخنان رئیسجمهور درباره جراحی اقتصادی تعجب میکند و گویی پزشکیان کشف جدیدی کرده است. او گفت کاش نگاهی به چند سال قبل بیاندازد و تجربه جراحیهای اقتصادی دوران هاشمی، احمدینژاد و رئیسی را مرور کند. او معتقد است وقتی ارز آزاد شود، تورمی که ایجاد میشود بسیار بیشتر از سیاستهای حمایتی است که در قبال مردم انجام میدهند و این تا به حال چندین بار اجرایی شده است.
رئیسجمهور از برداشتن یارانه ارزی از ابتدای زنجیره تولید به دادن آن به انتهای زنجیره یعنی مردم سخن گفته و آن را یک جراحی بزرگ دانسته است؛ فکر میکنید این کار چقدر شدنی است؟
من تعجب میکنم از رئیسجمهور که گویی کشف جدیدی کرده و تا به حال این موضوع به ذهن دیگران نرسیده است. کاش دو سه سال به عقب میرفت و تجربه آقای رئیسی را میدید و یا ده سال به عقب میرفت و تجربه احمدینژاد را میدید. البته این موضوع توصیه عدهای اقتصادخوانده است که چشم خود را بر روی واقعیت بستهاند و تصور آنها این است که اینجا یک جامعه پیشرفته آرام است که بهرهوری بالایی دارد.
بنابراین فرمولهایی را توصیه میکنند که هر بار با شکست مواجه شده است. من به شخصه دیگر از کلمه جراحی بدم آمده است چون برای چندمین بار است که در کشور از این واژه استفاده میکنند. در دوره آقای هاشمیرفسنجانی با همین عنوان تورم به پنجاه درصد رسید. در دوره احمدینژاد جراحی بزرگ صورت گرفت که به رشد منفی هفت درصد رسیدیم. در زمان آقای رئیسی نیز باز از جراحی گفتند و در چند سال اخیر تورم زیرشاخه کالاهای اساسی به ۷۰ درصد نیز رسید.
بنابراین اگر جراحی قابل اجرا بود این سه تجربه به ثمر میرسید. من البته موافق این هستم که حتماً باید این پول به مردم برسد ولی مشکل ساختار ناکارآمد حاکم بر تصمیمگیری است نه اینکه این راهحل را برداریم و یک راه دیگر جایگزین کنیم. متاسفانه اقتصادخواندهها نیز بدون توجه به ریشههای غیراقتصادی، مرتب فرمولهای ناکارآمد اقتصادی ارائه میدهند.
آقای پزشکیان میگوید باید یارانه را به انتهای زنجیره داد. آقای رئیسی نیز همین کار را انجام داد و یارانه را ۴۵ هزار تومان به حدود ۴۰۰ هزار تومان رساند اما اولاً تورمی که بابت آزادسازی نرخ ارز ایجاد میشود خیلی خیلی بیشتر از مقداری است که به مردم از قِبل افزایش یارانه برمیگردد.
ضمن اینکه افزایش یارانه تنها یک بار انجام میشود اما تورم سالانه بیش از ۳۰ درصد است چون ریشه آن در جای دیگری است که متاسفانه به دنبال آن نمیروند؛ بنابراین دیدیم که هم در دوره احمدینژاد و هم در دوره رئیسی، یارانهای که تجویز شد ظرف یک سال توسط تورم بسیار گسترده بلعیده شد. اگر بتوانند یارانه را به صورت مرتب با نرخ تورم بالا پیش ببرند شاید بتواند نتیجهبخش باشد اما اینکه یک بار اضافه کنند بعد از یک یا دو سال کلاً محو خواهد شد و به وضعیتی میرسیم که امروز با آن مواجه هستیم.
اینکه سیاستهای شکستخورده را به عنوان کشف جدید به مردم بگویند خندهدار است.
طرح دولت این است که کالابرگ را به صورت گستردهتری به مردم بدهند...
بههرحال در شرایط بحرانی باید کالابرگ و یارانه و حتی جیرهبندی را بدهند و این سیاستی است که در ادبیات اقتصاد موجود است و کشورهای پیشرفته نیز در شرایط بحرانی و زمان جنگ انجام میدهند؛ منتها چون ریشه مشکلات ما ناکارآمدی حمکرانی است معمولاً حتی ارائه کالابرگ هم آنگونه که باید نتیجه نمیدهد.
وقتی ارز آزاد شود، تورمی که ایجاد میشود بسیار بیشتر از سیاستهای حمایتی است که در قبال مردم انجام میدهند و این تا به حال چندین بار اجرایی شده است. درباره دوستانی هم که میگویند رانت به واردکننده داده میشود باید گفت افزایش قیمت ارز نیز یک نوع رانت به صادرکنندهای است که ارز خود را برنمیگرداند.
گفته میشود اگر ارز ترجیحی برداشته شود، صادرکننده راغب میشود که ارز را برگرداند؛ اولاً اغلب صادرکنندگان دولتی و نیمهدولتی هستند، اینکه دولت نتواند ارز ناشی از صادرات که بخش مهمی از آن مربوط به خودش است را برگرداند جای تأمل دارد. ضمن اینکه در شرایط پر از تهدید فعلی، تنها یکی از عواملی که صادرکننده بخواهد ارز خود را برگرداند بالا بودن نرخ ارز است، وقتی فضا پر از ریسک باشد حتی اگر قیمت ارز را ۱۴۰ هزار تومان نیز اعلام کنید باز این کار را نخواهد کرد چون نسبت به آینده نگران است بنابراین دولت نه به بازگرداندن ارز خواهد رسید و نه بستههای حمایتی کمک چندانی به مردم خواهد کرد.
به نظر من تکنرخی کردن ارز در شرایط بحران و در شرایطی که قیمت ارز به شدت تحتتاثیر عوامل بیرونی است و سیاستگذار داخلی هم خیلی توان مدیریت آن را ندارد امکانپذیر نیست چون قیمت ارز تحت تاثیر حتی یک سخن افراد خارجی مانند ترامپ یا اسرائیل بالا خواهد رفت و آن زمان تکنرخی به این معنی است که دولت باید تابع و دنبالهرو نرخ ارز بازار آزاد باشد. تکنرخی وقتی مثبت است که دولت به اندازه کافی ارز داشته باشد تا بتواند مدیریت کند و نرخ ارز بازار آزاد را سوق دهد نه اینکه خود دنبالهروی بازار آزاد باشد. تکنرخی کردن ارز در شرایط فعلی یعنی دنبالهروی بازار آزاد؛ یعنی تورم و کاهش اندازه سفره مردم به صورت مکرر.
آقای همتی گفته نباید بانک مرکزی مسئول نرخگذاری ارز باشد و باید از نوسانات نرخ ارز جلوگیری کند. به نظر شما بانک مرکزی چنین توانی را دارد؟
متاسفانه بهرغم اینکه سالها مسئولیت داشتند اما باز چنین سخنانی را میگویند. من در جلسه با آقای همتی که دیماه پارسال پیش از استیضاح ایشان برگزار شد عیناً این جملات را به شخص خودشان گفتم که مگر قیمت در دست شما است که بخواهید نرخ تعیین کنید یا نه؟ متغیرهای بیرونی بر نرخ ارز ما تاثیرگذار است و ایشان چگونه میخواهد آن را مدیریت کند؟ بانک مرکزی باید مدیریت کند اما مگر توان، اختیار و ابزار آن را دارد؟ من نمیدانم چگونه این حرف را آن هم در شرایط بسیار بحرانی امروز تکرار میکند.
آقای همتی همچنین گفته باید ارز را تکنرخی کنیم تا ناترازی بانکها نیز سامان پیدا کند. این کار شدنی است؟
متاسفانه ریشهها را رها کردهاند و به دنبال چند راهحل صوری هستند که تا به حال چندین بار تجربه شده است. اینها چه ربطی به هم دارد؟ بیکفایتی خودشان و عدم نظارت بر فعالیت بانکهای خصوصی باعث شده تا بانکها به سمت دلالی و سوءاستفاده بروند. ضمن اینکه اگر نرخ ارز را تکنرخی کنند یعنی تبعیت از بازار آزاد و افزایش شدید قیمت ارز و اینگونه هشتادوپنج میلیون نفر را فقیر میکنند چون نمیتوانند ناترازی بانکها را با سیستمهای نظارتی که قانون در اختیار آنان قرار داده کنترل کنند؛ این کار در واقع جریمه کردن مردم ناشی از بیکفایتی خودشان است.