آیا رئیسجمهور، فقط ماشین امضای احکام است؟
اینکه ایشان رئیسجمهور باشد و بنشیند تا «لایحه صیانت ۲» را جلویش بگذارند و امضا کند و وقتی افکار عمومی فشار بیاورد، ایشان پس بگیرد یا فنر اقتصاد و گرانی و تورم در برود و ایشان تازه بعد از ۱۰ ماه رئیس بانک مرکزی را عوض کند، اول از همه به خود ایشان بازمیگردد.
ضربالمثلی آهنگین هست که میگوید: «من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود». این ضربالمثل هرچند کمی فکاهی است و طنز را چاشنی خود دارد، ولی از حقیقتی حکایت میکند که نمیتوان آن را پنهان کرد.
این حقیقت که وقتی مسئولیت ما در انجام کاری غیرقابل کتمان است، باز هم سعی میکنیم تا به هر لطایفالحیلی مسئولیت خود را در انجام آن کار کتمان کنیم و با اینکه همه، دست ما را در انجام آن میبینند، ولی مسئولیت را به گردن آستین میاندازیم، چون دستمان درون آستین بوده و اگر کاری هم کردهایم، از آنجا که این آستین است که دست را پوشانده، پس مسئول آن کار هم، همان آستین است.
طی این یکسالونیم، جناب پزشکیان سخنان بسیاری گفته که خیلی اوقات فهمیدنش برای من بسیار دشوار بوده، ولی شک ندارم که خود ایشان متوجه است که چه میگوید. یکی از جدیدترین این سخنان چنین است که گفتهاند: «ما برای جهاد کشاورزی یکی دیگر را انتخاب کرده بودیم. همین مجلس به ما گفت فلانی خوب است او را باید بگذارید. ما بر اساس کمیسیون کشاورزی مجلس، که به تصور ما کارشناسان آنجا هستند، به تصور ما آنها منتخبین مردم بودند، به ما گفتند شما این را بگذار. آن آدمی که ما انتخاب کردیم را کنار گذاشتیم، این فردی را که شما میگوئید دوست من است، من انتخاب نکردم. من اصلاً کسی را انتخاب نکردم. من همین آدمی را که الان گذاشتهام سر کار، چهجور انتخاب کردیم؟ ما همین آدمی را که برای بانک مرکزی انتخاب کردیم، بقیه را هم همینجوری انتخاب کردیم».
نمیدانم دیگران چه برداشتی از این سخنان رئیسجمهور دارند ولی وقتی ایشان به صراحت و در همین سخنان میگویند که «من اصلاً کسی را انتخاب نکردم» یعنی چه؟ بهتر است برای پاسخ به این سوال، به یک سال و نیم پیش برگردیم. آنچه به صراحت و روشنی میتوان گفت این است که به هر دلیلی؛ از یک طرف هیچکدام از انتخاباتها در کشور ما حزبی نیست و از طرف دیگر احزاب نیز در کشور ما، حزب به معنای واقعی نیستند و بیشتر شبیه یک گعده و دورهمی هستند.
در همین انتخابات گذشته، جدای از اینکه شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای بسیاری را با تکیه بر نظارت استصوابی رد کرد، و با اینکه به دلیل سقوط بالگرد مرحوم رئیسی؛ انتخابات ناگهانی بود، ولی از آنجا که فقط یکسال تا انتخابات مقرر ریاستجمهوری فاصله بود و طبیعتاً لازم بود که از مدتها قبل، احزاب کاندیداهای خود را شناخته باشند، هیچ حزبی، تا آنجا که معلوم است، کاندیدای کارشدهای نداشت یا اگر داشت، فقط کاندیدایش گعدهای بود. کاندیدا به این معنا که نهتنها برای خود احزاب معلوم باشد که چه کسی است، بلکه برنامهای آماده که بتواند ارائه کند تا از سوی جامعه داوری شود، آماده داشته باشد.
بگذریم از اینکه جناب پزشکیان میگفت من برنامه ندارم و رقیبش هم که ادعای برنامه داشت، فقط مقداری شعار و آرزو و نهایتاً صادرات خیار و گوجه به روسیه را بهعنوان برنامه ارائه میداد. غیر از این، نامزد پیروز هم با آنکه از سوی احزاب اصلاحطلب معرفی شد، ولی در ابتدا کاندیدای آنها نبود و فقط پس از اعلام اسامی بود که حمایت این احزاب را کسب کرد که تازه، بعد از پیروزی هم گفت من اصلاحطلب نیستم.
علاوه بر اینها، به دلیل همان عدم وجود سازوکار حزبی، کابینهای از قبل آماده بر اساس برنامهای مدون برای اداره کشور نیز وجود نداشت و تیم یکشبه رئیسجمهور، کمیتههایی تشکیل داد که وزرا از دل آن بیرون بیایند که بعد معلوم شد وزرا از دل این کمیتهها نیز بیرون نیامده و با استناد به همین گفته بالا از جناب پزشکیان، و بر اساس همان وفاقی که ایشان به صورت مکرر اشاره میکند، شکل تعیین وزرا و تشکیل کابینه، طور دیگری بوده.
اما خب همین که جناب پزشکیان میگوید مثلاً وزیر جهاد کشاورزی را کمیسیون کشاورزی مجلس معرفی کرده و منتحب من نبوده (هرچند برخی مجلسیان میگویند چنین نیست)، به استناد همین سخن و تاکید مکرر جناب پزشکیان، انتخاب وزرا حاصل وفاق بوده. اگر وفاق مورد تائید ایشان است که هست، خب چطور جناب رئیسجمهور محصول این وفاق را نتیجه کار خود نمیداند؟
در ثانی، مگر او فقط ماشین امضای احکام مدیران خود است؟ تمام تلاش ما هواداران ایشان و حتی مخالفان ایشان این بوده که ثابت کنیم رئیسجمهور تدارکاتچی نیست. اتفاقاً آن «مصیبت معجزه هزاره سوم» هر عیب که داشت که بسیار هم داشت و ویرانگرانه هم داشت، این حُسن را داشت که نشان دهد اتفاقاً رئیسجمهور فرصت و امکان بسیاری دارد، بسیار فراتر از یک ماشین امضای احکام.
اینکه مجلس شورای اسلامی در یک حرکت سیاسی وزیر اقتصاد او را برکنار کند یا قوهای دیگر، یکی از معاونان او را مجبور به استعفا کند و ایشان بنشیند و این استعفای اجباری و آن برکناری استیضاحی را تماشا کند و بعد از 10 ماه که کارد به استخوان برسد، بالاخره رئیس بانک مرکزی را عوض کند، چه ربطی به این دارد که ایشان کسی را انتخاب کرده یا نه؟
اینکه ایشان رئیسجمهور باشد و بنشیند تا «لایحه صیانت 2» را جلویش بگذارند و امضا کند و وقتی افکار عمومی فشار بیاورد، ایشان پس بگیرد یا فنر اقتصاد و گرانی و تورم در برود و ایشان تازه بعد از 10 ماه رئیس بانک مرکزی را عوض کند، اول از همه به خود ایشان بازمیگردد.
ما به مردم در ایام انتخابات گفتیم فرق میکند چه کسی در پاستور نشسته باشد؛ اما جناب پزشکیان و مشاوران اطراف او هیچ متوجه هستند که ایشان با چنین سخنانی دارد میگوید فرقی نمیکند چه کسی در پاستور نشسته باشد؟ لطفاً یکی به او بگوید که سخنانش چه معنایی دارد؛ لطفاً.