| کد مطلب: ۶۰۶۰۵

کوبا هدف اصلی است

در هفته‌های اخیر، من بر دو نکته تمرکز کرده‌ام. اول، ایالات متحده در حال کاهش دخالت خود در نیمکره شرقی و افزایش دخالت خود در نیمکره غربی است.

کوبا هدف اصلی است

جورج فریدمن استراتژیست

در هفته‌های اخیر، من بر دو نکته تمرکز کرده‌ام. اول، ایالات متحده در حال کاهش دخالت خود در نیمکره شرقی و افزایش دخالت خود در نیمکره غربی است. من این را بر اساس واقعیت ژئوپلیتیکی جدید بنا نهادم و این موضوع توسط استراتژی جدید امنیت ملی ایالات متحده تأیید شد. دوم، من استدلال کردم که افزایش عظیم حضور نظامی ایالات متحده در کارائیب بیش از حد لازم برای مقابله با ونزوئلا بوده و در نهایت برای مقابله با کوبا در نظر گرفته شده است، و همه اینها اولین مرحله از استراتژی جدید ایالات متحده است.

استقرار نیروها در کارائیب اولین گام بود. گام دوم صبح زود شنبه با حمله ایالات متحده به ونزوئلا و دستگیری رئیس‌جمهور نیکولاس مادورو و همسرش رخ داد. در یک کنفرانس مطبوعاتی بعدی، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده ونزوئلا را برای مدت نامشخصی اداره خواهد کرد، اقتصاد ونزوئلا، به ویژه صنعت نفت را سازماندهی مجدد خواهد کرد و ونزوئلا را به کشوری ثروتمند تبدیل خواهد کرد؛ که باید اضافه کنم، تا حدودی قبل از هوگو چاوز، چپگرایی که در سال ۱۹۹۹ به قدرت رسید، این اتفاق افتاد. به طور دقیق‌تر، ونزوئلا بسیار ثروتمندتر از امروز بود.

علاوه بر این، ترامپ در پاسخ به سوال خبرنگاری در مورد کوبا گفت: «فکر می‌کنم کوبا چیزی خواهد بود که در نهایت در مورد آن صحبت خواهیم کرد، زیرا کوبا در حال حاضر یک ملت در حال شکست است؛ ملتی که به شدت در حال شکست است... این موضوع بسیار شبیه [مورد ونزوئلا] است، به این معنا که ما می‌خواهیم به مردم کوبا کمک کنیم، اما می‌خواهیم به مردمی که از کوبا رانده شده‌اند و در این کشور زندگی می‌کنند نیز کمک کنیم.» مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، افزود: «اگر من در هاوانا زندگی می‌کردم و در دولت بودم، حداقل کمی نگران می‌شدم.» بعداً، او گفت که دولت کوبا «یک مشکل بزرگ» و «در مشکلات زیادی» است.

تمرکز آمریکا بر نیمکره غربی، ناگزیر کوبا را به عنوان یک اولویت در بر می‌گرفت. در اواخر قرن نوزدهم، با حفظ برتری خود در آمریکای شمالی و افزایش سریع قدرتش، ایالات متحده در موقعیتی بود که می‌توانست افق تهدیدات بالقوه را رصد کند. تا حدودی برای پایان دادن به حکومت استعماری اسپانیا در کارائیب و اقیانوس آرام، در سال ۱۸۹۸ با اسپانیا وارد جنگ شد. این درگیری شامل حمله معروف تدی روزولت به همراه سواران خشن خود به بالای تپه سن خوان بود. این تپه در کوبا قرار داشت.

کوبا در اول ژانویه ۱۹۵۹، زمانی که فیدل کاسترو قدرت را در این جزیره به دست گرفت، دوباره در رادار واشنگتن ظاهر شد. رژیم کمونیستی کاسترو با اتحاد جماهیر شوروی متحد شد که به عملیات کوبا در حمایت از شورش‌های مارکسیستی در آمریکای مرکزی و جنوبی کمک می‌کرد. اما کوبای کاسترو، به دلیل نزدیکی به ایالات متحده، مستقیماً واشنگتن را نیز به چالش کشید.

در اوج رقابت ایالات متحده و شوروی، آنچه مانع از جنگ هسته‌ای می‌شد، مفهوم نابودی متقابل بود: موشکی که از یک قلمرو به سمت قلمرو دیگر پرتاب می‌شد، قبل از برخورد، زمان کافی برای شناسایی و شلیک تلافی‌جویانه داشت. با این حال، وقتی شوروی سلاح‌های هسته‌ای را به کوبا منتقل کرد، از نظر تئوری (با موشک‌های کافی) توانایی نابودی ایالات متحده را قبل از اینکه بتواند تلافی کند، به دست آورد و توانایی پاسخ متقابل آمریکا را تضعیف کرد. این نزدیک‌ترین چیزی بود که جهان تا به حال به جنگ هسته‌ای نزدیک شده بود.

بنابراین، کابوس واشنگتن، اتحاد یک رژیم کوبایی با یک دشمن اصلی ایالات متحده بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به نظر می‌رسید که به این کابوس پایان داده است، اما تا حدی دوباره زنده شد، زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد و در سال ۲۰۲۵، توافق نظامی خود را با کوبا تمدید کرد. با توجه به اینکه سلاح‌های ایالات متحده از دفاع اوکراین پشتیبانی می‌کنند، یک اقدام منطقی روسیه این است که سلاح‌های جدید و خطرناک‌تر (البته غیر هسته‌ای) را به کوبا عرضه کند.

از این نظر، کوبا و اوکراین به دلیل نزدیکی به ایالات متحده و روسیه، تا حدی معادل جغرافیایی هستند. همانطور که اوکراینِ مسلح به غرب تهدیدی برای روسیه است، کوبای مسلح به روسیه نیز تهدیدی برای ایالات متحده است؛ نه از نظر جنگ هسته‌ای، بلکه به این دلیل که می‌تواند مسیرهای تجاری ضروری از ساحل خلیج ایالات متحده به اقیانوس اطلس و تا حدودی اقیانوس آرام را با سلاح‌های متعارف مسدود کند. تنش بر سر کوبا حتی به اندازه دوران جنگ سرد هم نرسیده است، اما بسته به میزان تهاجمی شدن روسیه، هنوز هم مسئله مهمی است.

در حال حاضر، نه روسیه و نه هیچ دشمن اصلی دیگری از ایالات متحده، کوبا را کنترل نمی‌کنند. تمرکز مجدد ایالات متحده بر نیمکره غربی با هدف حفظ این وضعیت صورت گرفته است. در جریان نشست مطبوعاتی روز شنبه در مورد ونزوئلا، ترامپ و روبیو هر دو به منافع و نگرانی‌های آمریکا در کوبا اشاره کردند.

رئیس‌جمهور ایالات متحده همچنین به صراحت از دکترین مونرو، که برتری ایالات متحده را در نیمکره غربی اعلام می‌کرد، نام برد. با توجه به این تأکید، اقدام برای برکناری یک رهبر متخاصم در ونزوئلا منطقی است و می‌تواند مقدمه‌ای مفید برای تعامل با کوبا باشد. اضطراب‌هایی که ترامپ و روبیو را تحریک می‌کنند، نه جدید هستند و نه غیرمنطقی.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
سرمقاله
پربازدیدترین
آخرین اخبار