کمال صداقت
باید با مردم صادق بود؛ ولی نه در موضوعات محدود. تاکید بر بخشی از حقیقت و نادیده گرفتن بخشهای دیگر از صداقت به دور است. کمال صداقت در دروغ نگفتن نیست، دروغ نگفتن جزئی از صداقت است. صداقت یعنی دروغ نگوییم، بهعلاوه همه حقیقت را بگوییم. اگر اینگونه به صداقت نگاه کنیم، انتظار میرود که آقای پزشکیان حقایقی که به سیاستهای رسمی در رفع تحریم ایران مربوط است را هم بگویند.
آقای پزشکیان هر ایرادی داشته باشد نوعی صداقت گفتاری دارد که به همان اندازه که مردم از آن استقبال میکنند، مورد پسند فضای رسمی سیاست در ایران نیست. فضای رسمی به پوشاندن بسیاری از واقعیتهایی که نامطلوب شناخته میشوند، عادت دارد. آنان گمان میکنند گفتن واقعیت سیاهنمایی است و به اصطلاح خودشان، بیان آنها توی دل مردم را خالی میکند و به سود دشمنان است.
این ذهنیت بغایت پسافتاده و سادهانگارانه است. این استدلال در شرایط خاص و استثنایی قابل پذیرش است؛ ولی متولیان سیاست رسمی آن را تعمیم میدهند و یکی از علل محدودیت دسترسی مردم به اطلاعات همین نگاه زیانبار است. پزشکیان تا حدی این فرهنگ و رفتار را نقض کرده است.
وی روز گذشته گفت: «رشد دو درصدی بودجه به این معناست که دولت تا حد ممکن هزینههای خود را فشرده کرده است. ازیکسو، انتظار افزایش حقوق وجود دارد و از سوی دیگر، تأکید میشود مالیات افزایش نیابد، درحالیکه منابع درآمدی کشور محدود است و فروش نفت نیز با تحریمها مواجه شده است. در چنین شرایطی، اگر واقعبینانه تصمیم نگیریم، خودمان کشور را به سمت بحران سوق میدهیم و سپس از پیامدهای آن گلایه میکنیم.»
آقای پزشکیان صادقانه وضع موجود خود را گفته است، ولی این پذیرفتنی نیست. به این علت که ایشان محدودیت فروش نفت و تحریمها را مفروض گرفته است، گویی که کاری برای آنها انجام نخواهد داد یا نمیتواند انجام دهد.
بله؛ این درست است که دولت پول ندارد و علت هم فروش نفت بر اثر تحریم و سایر عوارض تحریم است. ولی بیان این نکته رافع مسئولیت آقای رئیسجمهور نیست البته ایشان مثل نمایندگانی نیستند که شانه خویش را از زیر بار مسئولیت تورم خالی کنند و غیرمسئولانه بگویند: «ما هم معترض گرانی افسارگسیخته هستیم و دولت باید برای بهبود وضعیت مردم تلاش کند.» معنای این حرف نمایندگان چنین است که مجلس در کشور آن اندازه بیخاصیت شده است که حتی نمیتواند مسئولیت سیاست مالی و پولی کشور را به عهده بگیرد.
با همین منطق، متقابلاً آقای پزشکیان نیز نمیتوانند از زیر بار کوشش برای رفع تحریمها شانه خالی کنند. هنگامی که وزیرخارجه این دولت از «برکات تحریم» سخن میگوید، طبیعی است که در ذهن مردم نیز چیزی جز مسئولیتناپذیری و انفعال و نداشتن برنامه نقش نبندد. دولت باید برای حل روابط خارجی برنامه داشته باشد.
سیاست خارجی دیم نداریم که به انتظار باران حوادث نشستهاید. ایران برای احیای خود حتی چند ماه هم وقت ندارد؛ چه رسد به اینکه بخواهد به انتظار پایان دوره ترامپ بنشیند. مسئله این نیست که طرح پیشنهادی شما برای گفتوگو و حل مسائل موفق میشود یا نه؛ وظیفه حکومت است که فعال برخورد کند. درحالیکه نتانیاهو با فاصلههای نه چندان زیاد در حال دیدار با ترامپ است؛ وزیرخارجه شما مشغول ایرانگردی و برشمردن منافع تحریم است.
بنابراین، انتظار میرود که خیلی رک و صریح درباره مهمترین مسائل کشور بهویژه معضل سیاست خارجی و تحریم حرف بزنید. مسئله را به تسلیم تقلیل ندهید. آیا فکر میکنید زیان این بودجهها کمتر از چیزی است که آن را تسلیم نامیدهاید؟ مذاکرات دیپلماتیک صفر و یک نیست. مردم باید اعتماد کنند که درصدد حل مسئله هستید. به قول شاعر: «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.»
بنابراین، باید با مردم صادق بود؛ ولی نه در موضوعات محدود. تاکید بر بخشی از حقیقت و نادیده گرفتن بخشهای دیگر از صداقت به دور است. کمال صداقت در دروغ نگفتن نیست، دروغ نگفتن جزئی از صداقت است.
صداقت یعنی دروغ نگوییم، بهعلاوه همه حقیقت را بگوییم. اگر اینگونه به صداقت نگاه کنیم، انتظار میرود که آقای پزشکیان حقایقی که به سیاستهای رسمی در رفع تحریم ایران مربوط است را هم بگویند. رفع تحریم و حل روابط خارجی یکی از اهداف و وعدههای گفتاری و انتخاباتی ایشان بوده است. برجسته کردن مسائل و امور دیگر، فرعی و کماثر است.