پرونده نظرسنجی و نقد خاطرات آقای هاشمی
عباس عبدی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تلگرامی به نقد خاطرات سال ۱۳۸۱ اکبر هاشمیرفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت در آن سال و موضوع پرونده و دادگاهش پرداخت

عباس عبدی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تلگرامی به نقد خاطرات سال 1381 اکبر هاشمیرفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت در آن سال و موضوع پرونده و دادگاهش پرداخت و نوشت: «این روزها تصویر و متنی در فضای مجازی منتشر شده که پس از دیدن آن بارها درباره جزئیات آن کسانی از من پرسش کردند که اطلاعی از ماجرای ۲۳ سال پیش ندارند. آن تصویر یادآور دادگاه من و آقای قاضیان و گرانپایه درباره نظرسنجی از مردم است که به سفارش کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم درباره گفتوگو با ایالات متحده در سال ۱۳۸۱ انجام شد، و طی آن یکی از پروندههای سیاه دوران آقای هاشمی شاهرودی با عاملیت سعید مرتضوی گشوده شد و با نحوه برخورد تاسفبار اصلاحطلبان که دولت و مجلس را در اختیار داشتند، وضعیتی را ایجاد کرد که نقطه عطفی در ویرانهتر شدن دستگاه قضایی بود.»
عبدی در ادامه به این اشاره کرد که «پیش از انتشار خاطرات سال ۸۱ آقای هاشمی، مدیریت محترم نشر خاطرات مطالب مربوط به خودم را فرستادند که دیدم و برای همه آنها پاسخی بسیار معتدل و دقیق و کوتاه نوشتم که در کتاب منتشر شود ولی به هر دلیلی به متن کوتاهی از خودشان در پاورقی ذیل خاطرات روزانه ۲۷ مهر ۱۳۸۱ و فقط با نقل یک جمله کوتاه از من بسنده کردند. لذا تصمیم گرفتم همه موارد را با نقد و پاسخ مفصل و بدون ملاحظات قبلی خودم در اینجا تقدیم کنم. اگر آن پاسخ را منتشر میکردند حداقل در این مقطع زمانی نیازی به این توضیحات مفصل نبود.»
او همچنین به زیرنویس ویراستار کتاب درباره موسسه آینده ذیل روزنگار ۲۷ مهر اشاره کرده و آورده است:«در زیرنویس ویراستار آمده است:«... در مورد مذاکره و رابطه با آمریکا، که حاکی از موافقت ۷۵ درصدی مردم ایران با مذاکره میان ایران و آمریکا بود، با حکم قضایی عملاً تعطیل شد و مؤسسه آینده متهم به تبلیغ علیه نظام از طریق نظرسنجی کرد. در ادامه اتهام فروش اطلاعات به آمریکا و کشورهای غربی نیز به اتهامات اضافه شد. آقایان عباس عبدی، بهروز گرانپایه، علیرضا علویتبار و حسینعلی قاضیان، مسئولان این مؤسسه بازداشت و محاکمه شدند.
آقای عباس عبدی در این ارتباط گفت: «خوشبختانه حکم نهایی دادگاه، تبرئه بود و اتهامات ثابت نشد»». در بخش بعدی این مطلب عبدی روزشمارهایی که در خاطرات هاشمیرفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت مربوط به دادگاهش بود را یکی یکی آورده و به آن پاسخ داده است؛ از اینکه بدون هیچ پرسش و پاسخی هاشمیرفسنجانی اتهام ارتباط و فروش اطلاعات به خارجیها را آن هم پشت درهای بسته (از سوی چهرههایی مانند سعید مرتضوی، دادستان تهران و عباسعلی علیزاده، رئیسکل دادگستری استان تهران) نه در جلسه دادگاه پذیرفته تا فرایندی که دستاندرکاران قضایی با عملکردشان در آن اثرگذار شدند و آن وضعیت را پیش آوردند.
مواردی که این تحلیلگر چنین به آن اشاره کرده است:«سرنوشت دستاندرکاران قضایی پرونده هم اعتبار اخلاقی آنان را روشن کرده است. حداقل دو نفرشان به اتهامات گوناگون محکوم شدند.» در بخش بعدی این یادداشت دیدار هاشمی با کریس پاتن فرستاده ویژه اتحادیه اروپا که در بهمن سال ۱۳۸۱ انجام شده و مربوط به این دادگاه است را مورد توجه قرار گرفته و که هاشمی درباره این پرونده گفته است:«هاشمی: آیا شما باور کردید که دلیل زندانى شدن آنها این است؟ شاید دلیلش بهخاطر برگزارى نظرسنجى نیست. شاید آنها خانهاى را دچار حریق کردند و یا ماشین کسى را دزدیدند.
این سؤال را ما از دادگاه کردیم و متن پرونده را براى ما فرستادند. پرونده آنها به این متکى است که اطلاعات نظامى و امنیتى کشور را در غالب سؤالاتى که مطرح شده که محرمانه است، به خارجىها دادند...» عبدی در بخش پایانی این مطلب درباره این گفتوگو هم چنین نوشته است:«من برای خودم ناراحت نشدم چون میدانم طرف با شنیدن این حرفها در دلش خندیده است. ناراحتی من برای سقوط اخلاقی و سیاسی مندرج در متن بود. مثلاً بگوید دادگاه رسیدگی کرده بهتره دخالت نکنیم و به آن اعتماد داشت.
میتوانست به گونه دیگری حرف بزند که قابل تحمل باشد. تازه گفته پرونده را برای من فرستادهاند! توجه کنید که این سخنان آشکارا خلاف مدتی پس از دادگاه گفته شده است. مسئله خلبانها هم از موضوعات به غایت مسخرهای بود که در دادگاه مطرح شد و موجب استهزا مرتضوی و نمایش دادگاه شد. مرتضوی و کارشناسان پرونده در گزارشهای پژوهشی موسسه آینده کلمه pilot «پایلوت» را دیده بودند که نوعی از پژوهش یا بررسی مقدماتی و کوچک مقیاس است که پیش از اجرای طرح اصلی انجام میشود و با عجله این کلمه را در حد انگلیسی اوایل دبیرستان به «خلبان» ترجمه کرده بودند...تنها خوشحالی من این است که خیلی پیش از این که خودم دچار تجربههای اینچنین شوم، راه خود را با نوشتن بخشی از حقایق از این مسیر جدا نموده و امیدوارم قدری ادای دین شده باشد.»