چرا صداو سیما باید تغییرات جدی کند؟
مسئله اصلی صداوسیما، فاصله گرفتن از کارکردهای بنیادین یک رسانه عمومی است که شکاف در جامعه را عمیقتر کرده، سرمایه اجتماعی را فرسوده و توان حکمرانی در حفظ انسجام ملی را کاهش داده است.
مسئله اصلی صداوسیما، فاصله گرفتن از کارکردهای بنیادین یک رسانه عمومی است که شکاف در جامعه را عمیقتر کرده، سرمایه اجتماعی را فرسوده و توان حکمرانی در حفظ انسجام ملی را کاهش داده است.
مگر میشود ملتی را اینچنین تحقیر کرد؟ مردم چه هیزم تری به اولیای امور فروختهاند که مستحقق چنین حجمی از بیاحترامی باشند؟ سیستم کارآمد نیست و در فراهم کردن اسباب آسایش عمومی ناتوان است. شایستگان منزوی شدهاند و سخن مردم نیز شنیده نمیشود.
هر سیاستمدار فرزند زمانه خویش است و کنشهای او در چارچوب امکانات موجود، محدودیتهای واقعی و گاه دخالت عوامل پیشبینیناپذیر شکل میگیرد.
در فلسفه سیاست، گاه بزرگترین خطا آن است که برای جلوگیری از یک خطر، دری را ببندی و از پنجره، همان خطر را با ابعادی بزرگتر به خانه دعوت کنی. فیلترینگ در ایران، اگر برداشته نشود، دقیقاً چنین سرنوشتی خواهد داشت.
مسئله امروز رسانه در ایران کمبود قانون برای محدودسازی نیست، بلکه بحران اعتماد و مرجعیت است که با تمرکز قدرت حل نمیشود، بلکه با قانونمندی، شفافیت و احترام به حقوق ملت قابل ترمیم است.
با ظهور ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوا، رسانههای ایران با موج کمسابقهای از متون مواجه شدهاند که ظاهری مرتب و زبانی روان دارند اما از اصالت، عمق تحلیلی و بینش بومی خالیاند.
گفتوگوی صادقانه در خانواده، شبکههای حمایتی اجتماعی، مهربانیهای کوچک، قضاوت کمتر و همدلی عمیقتر. شاید اینها نتوانند تورم را مهار کنند، اما میتوانند روح جامعه را از فرسایش قدری برهاند. در میان همه سختیها، آنچه میتواند ما را نگه دارد، پایداری ارتباط انسانی، گفتوگو و همدلی است.
هرصبحکه صفحهگوشی را بالا میآوریم، باد نامرئی شبکههای اجتماعی روی شهر میوزد و همه قصهها را یکشکل میکند. انگار صحنهای است که هر روز همان نمایش تکراری روی آن اجرا میشود؛ همان عکسهای کافیشاپی، همان توصیههای انگیزشی، شهری جادوییکه ساکنانش بهطرز عجیبی شبیه هم شدهاند.
زندگی در ایران به شکل ملموسی سنگین شده است. گرانی و فشار معیشت، نفسها را به تنگ آورده، آلودگی هوا بیداد میکند و جنگلی که میسوزد، غمگینمان میسازد. مردم در نوعی تعلیق دائمی بهسر میبرند که میان امید و ناامنی، میان تلاش و بیافقماندن، میان بودن و ندانستنِ فردا معلق مانده است.
ایران امروز در میانه موجی از تحولات فناورانه قرارگرفته که فراتر از مرزهای جغرافیا، شیوه نوشتن، خواندن و حتی اعتمادکردن ما را زیرورو کرده است.