حسن رسولی عضو هیئت رئیسه جبهه اصلاحات ایران: گزارههای سادهانگارانه تاثیر مثبتی در امنیت روانی مردم ندارد
بدون شک، فعال کردن سازوکار ماشه در شرایط فعلی یکی از اقدامات و اهرمهای فشار سیاسی علیه ملت ایران است که علاوه بر پیامدهایی که در حوزه روابط خارجی دارد، در داخل ایران نیز، در صورتی که روند به همین شکل ادامه پیدا کند، آثار نسبتاً گستردهای روی اقتصاد، معیشت و آرامش روانی و اجتماعی مردم ما خواهد داشت.

حسن رسولی، عضو هیئت رئیسه جبهه اصلاحات در گفتوگویی که با خبرنگار هممیهن داشت، با تاکید بر اینکه همچنان روی اجرای بندهای بیانیه جبهه اصلاحات اصرار دارند، میگوید که در وضعیت فعلی کشور و با توجه به موضوع مکانیسم ماشه، باید رئیسجمهور با استفاده از اختیارات قانونی، هماهنگی بین سران قوا و اعتمادی که رهبری به او دارد، تغییرات زودهنگام را در دستور کار قرار دهد تا شرایط بدتر نشود.
طی روزهای اخیر، با خبر آغاز فرآیند فعال شدن مکانیسم ماشه روبهرو بودهایم. ارزیابیتان از این ماجرا چیست و این روند در مسائل داخلی ایران، چه تاثیری میتواند به همراه داشته باشد؟
بدون شک، فعال کردن سازوکار ماشه در شرایط فعلی یکی از اقدامات و اهرمهای فشار سیاسی علیه ملت ایران است که علاوه بر پیامدهایی که در حوزه روابط خارجی دارد، در داخل ایران نیز، در صورتی که روند به همین شکل ادامه پیدا کند، آثار نسبتاً گستردهای روی اقتصاد، معیشت و آرامش روانی و اجتماعی مردم ما خواهد داشت.
از این منظر، این اقدام، تشدیدکننده و تکمیلکننده اقداماتی است که در عرصه بینالمللی علیه کشور ما، با سرعت شتابنده نسبت به گذشته جریان دارد. به همین علت و قبل از این مقطع فعلی، جبهه اصلاحات ایران، برگرفته از هویت سیاسی و جایگاهی که برای خودش در عرصه دفاع از ایران قائل است، با ادبیاتی شفافتر نسبت به موضعگیریهای قبلی، از آقای رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی و سایر مراجع تصمیمگیر کشور، تقاضا کرده بود، برای بدتر نشدن اوضاع، چارهجوییهایی را به انجام برسانند.
در این راستا، پیشنهادهای گوناگونی خدمت مسئولان کشور، ارائه دادیم که یکی از پیشنهادات، این بود که با فعالتر شدن مردان حوزه سیاست خارجی، از فعال شدن این اهرم تهدیدکننده علیه کشور، ممانعت به عمل بیاید و البته در کنار این پیشنهادات، نظرهای دیگری را هم مطرح کردیم که متاسفانه از ناحیه برخی از ارکان حکومتی، بهخصوص قوه قضائیه، بهرغم گفتوگوهایی حضوری که بین نمایندگان جبهه اصلاحات با ایشان در موارد دیگر صورت گرفته بود و در آن گفتوگوها، آقای اژهای روی ضرورت گفتوگو و تفاهم در کشور، مشاهده کردیم که با کمترین رواداری، دادستان تهران را مامور کردند که به وظایف قانونی خودش عمل کند و متعاقب این موضعگیری، در مجلس هم شاهد موضعگیریهای مشابه بودیم.
در صداوسیما هم که باید رسانه ملی باشد، با خطی از جهتگیریهای سیاسی مواجه شدیم که نهتنها این نظردهی و پیشنهادات را از موضع یک جبهه قانونی و رسمی نظام، مورد استقبال قرار ندادند، بلکه به صورت آشکار و مستقیم و با دعوت از کارشناسانی یکسویه، سعی شد که با قلب واقعیت، این بسته پیشنهادی جبهه اصلاحات، وارونهنمایی شود و تعابیر بسیار نامطلوبی را علیه این بیانیه به کار ببرند. به هر حال، من به عنوان یک شهروند و هم عضو جبهه اصلاحات، همچنان معتقد هستم که در شرایط فعلی و با لحاظ کردن اوضاع معیشتی مردم، راهکار همان راهکار بیانیه است.
در سایر عرصهها هم وضعیت مطلوبی نداریم، این در حالی است که به شهادت وقایع مربوط به دفاع دوازدهروزه ملت ایران، علیه اسرائیل و متجاوزین به کشور، بدون شک، یکی از مولفههای تاثیرگذار بر ناکام گذاشتن متجاوزین به سرزمینمان که هدف فروپاشی جمهوری اسلامی و تغییر نظام سیاسی را داشتند، همراهی مردم بود. با توجه به عدم همراهی اکثریت مردم با متجاوزین، مردم مستحق این بودند و هستند که شاهد تجدیدنظر اساسی در روابط و مناسبات دولت و ملت باشیم اما متاسفانه برخلاف این انتظار و امیدواری کارشناسانه و دلسوزان کشور، شاهد تدوام همان وضعیت قبل بودیم.
من فکر میکنم دکتر عراقچی که امروز وظیفه بسیار خطیری از حیث سیاسی و تاریخی، در قبال صیانت از حیثیت و حقوق اساسی مردم ایران بر دوش دارد، باید حسابشدهتر، هوشمندانهتر و دقیقتر از قبل به مدیریت نتیجهبخشتر بحرانهای جاری در بخش سیاست خارجی بپردازد و به طور مشخص، به لحاظ شکلی و محتوایی، به نظر میرسد ایشان باید در انتخاب واژگان و ادبیات تجدیدنظر کند.
من مطلع هستم که راهبری تام و تمام سیاست خارجی ایران، به تنهایی دست شخص وزیر خارجه و دستگاه وزارت خارجه نیست و صرفاً او پیگیر و مجری دستورالعملهایی است که مراجع بالاتر و مشخصاً شورای عالی امنیت ملی برای او تعیین میکنند ولی در انتخاب واژگان، میتوان تفاوت آشکاری را قائل شد. من همچنان امیدوارم که شاهد تجدیدنظر در رویکرد قبلی باشیم که عمدتاً مبتنی بر سبکشماری این تهدید بود.
به ویژه این استدلالی که بعضاً گفته میشود حجم تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران به قدری بالاست که اضافه شدن تحریمهای سازمان ملل، در صورت به نتیجه نرسیدن تلاشهای پیشگیرانه، تاثیر آنچنانی در شرایط امروز ایران ندارد. هر کارشناس مبتدی حوزه سیاست میداند بین تحریمهای یکجانبه آمریکا و بازگشت تحریمهای سازمان ملل و قرار گرفتن ایران ذیل فصل هفتم و ماده 41 تفاوت آشکاری وجود دارد که در آن صورت فشار علیه ما به گونهای خواهد بود که تمام کشورها، موظف هستند که تمهیدات بسیار شدیدی در عرصه بینالمللی در بخشهای مختلف علیه ملت ایران اعمال کنند و طبعاً این وضعیت، سوای از تشدید بحران در سیاست خارجی، در داخل نیز آثار و عواقب بسیار ناگواری دارد. کافی است به رفتار عکسالعملی بازار بورس، قیمتهای طلا و ارز طی روزهای اخیر توجه داشته باشیم.
جبهه اصلاحات، معتقد به این نیست که ما باید از سر انفعال و تسلیم، در میز مذاکره ایفای نقش کنیم، میتوان با هوشمندی، تحرک بیشتر، عبور از خوشبینی و پرهیز از سبکشماری اینگونه تهدیدها، به نحو اثربخشتری برای کاهش آثار زیانبار مجموعه تهدیدها عمل کرد. من امیدوار هستم که با استفاده از هماهنگی و وفاق مثالزدنی که امروز بین سران قوا ساری و جاری است و همچنین اعتماد مطلقی که بین رهبری و آقای رئیسجمهور وجود دارد، با مداخله آقای رئیسجمهور و همکاری سایر مراجع، شاهد این باشیم که با منتفی شدن تهدید، از این گردنه سخت عبور کنیم.
یکی از اشارههایی که داشتید، در بحث امنیت روانی مردم بود. به هر حال این روند فعال شدن مکانیسم ماشه آغاز شده و همانطور که اشاره کردید، میتواند روی مردم هم تاثیر بگذارد. مجموعه حاکمیت برای بهبود و یا بدتر نشدن وضعیت چه باید کند؟
من فکر میکنم که وجدان عمومی مردم و افکار عمومی به صورت دقیق، رویدادهای سیاست داخلی و عرصه روابط بینالملل مرتبط با ایران را رصد و تحلیل میکنند و از حافظه تاریخی و تجارب قبلی استفاده میکنند. طبعاً، اینکه ما شاهد وجود التهاب جدی در فضای افکار عمومی باشیم، واقعیتی است که با ژرفای تاریخی و تمدنی مردم ایران و فهم سیاسی بالای آنها منطبق است.
بهویژه اینکه، آتشبس سستبنیان است. درست است که نیروهای مسلح ما در آمادهباش صددرصدی هستند ولی به هر حال از منظر حقوق و جامعهشناسی جنگ، کاملاً شرایط جاری بین ما و اسرائیل، شرایط ناپایدار و برخوردار از بالاترین حد عدم اعتماد است. در چنین شرایطی، فعال شدن سازوکار ماشه، نگرانیها را تشدید میکند و طبعاً تداوم این وضعیت، بیشترین اثر فرسایشی را روی قدرتمندترین متغیر قدرت ملی ایران، یعنی ایستادگی مردم مقابل متجاوز خواهد گذاشت.
واقع مطلب این است که ما در جنگ 12روزه، فقط درگیر نبرد هوایی بین خودمان و اسرائیل نبودیم بلکه مقابل ما، کل ظرفیت دفاعی، آفندی و پدافندی ناتو، آمریکا و متحدین منطقهای اسرائیل وجود داشتند و در یکی دو روز اول جنگ، برخی از مسئولان اسرائیلی، به رئیسجمهور برخی کشورها اعلام کرده بودند که کار جمهوری اسلامی تمام است؛ چراکه طبق طراحی و پیشبینیای که داشتند، در مقطع میانی اجرای عملیاتشان، منتظر بودند که مردم به خیابانها بریزند.
من کارشناس نظامی نیستم، اما در حدی که در حوزه سیاسی تجربه دارم، میدانم که زدن ساختمان شیشهای صداوسیما و زندان اوین، نشان میدهد که پشت پرده چه طراحیهایی از این عملیات مدنظر بوده است. همین مردم در شرایط فعلی، با تاثیرپذیری از تشدید نگرانیهای روانی و اجتماعی، از افزایش پیدرپی قیمتها بیشترین ضربه را میبینند.
طبیعی است که باید انتظار داشته باشیم که مسئولان ادارهکننده کشور، تدابیری را اتخاذ کنند که نتایج حاصل از بهکارگیری این راهبردها، نهتنها تضعیف بنیه مردمی جمهوری اسلامی نباشد، بلکه باعث تقویت و امید دادن بیشتر به مردم باشد. در صورتی که میبینیم کمتر با مردم حرف زده میشود و در آن حدی هم که حرف زده میشود، برخی از نمایندههای مجلس بدون توجه به واقعیتها، همچنان بر طبل توسعه درگیریها میکوبند و پیشنهادهای غیرواقعی و مضر به امنیت ملی و منافع مردم میدهند که از جمله این پیشنهادها میتوان به بحث خروج ایران از NPT اشاره کرد.
مجموعه این رفتارهای ناهماهنگ و مضر به حال امنیتی روانی، اجتماعی و اقتصادی کشور، شرایط امروز را تشدید خواهد کرد. انتظار میرود که آقای رئیسجمهور با استفاده از اختیارات قانونی خودش و حُسن استفاده به موقع از اعتمادی که رهبری نسبت به ایشان دارد، طی روزهای باقیمانده، تصمیمات امیدبخشتری نسبت به گذشته در برخورد با این تهدید اتحاذ کنند.
در بخش اول حرفهایتان، به موضوع کوچکنمایی اشاره داشتید و بحث تحریمها را اشاره کردید. طی این دو روز هم از تریبونهای رسمی شاهد اظهارنظرهایی در راستای کوچک نشان دادن آثار فعالسازی مکانیسم ماشه هستیم و بخشی سعی میکنند به مردم القا کنند که اتفاقی نیفتاده و نخواهد افتاد و منتقد آن هستند که سیاستمداران و تحلیلگران از نگرانیهایشان درباره مکانیزم ماشه استفاده کنند. تحلیل شما از این نوع رفتارها چیست؟
همانطور که گفتم، کمشماری تحریمها یکی از ریشههای انباشت مشکلات امروز کشور بوده و هست. من به یاد دارم که رهبری در یکی از سخنرانیهای رسمیشان اشارههای مهمی را در این زمینه داشتند که البته اینجا نقل به مضمون آن حرفها را میزنم. ایشان اشاره کردند که در برآورد توان دشمن و موازنه بین قدرت ملی خودمان و قدرت دشمن، از دو خطای راهبردی باید پرهیز کرد.
یک خطا، کمشماری توان دشمن است. یعنی دشمن را نباید ذلیل و زبون و ناتوان حساب کرد. من بسیار متاسف هستم که شنیدم فردی در کسوت نمایندگی مردم در مجلس و عضوی از کمیسیون تخصصی امنیت ملی و سیاست خارجی، اینگونه اظهارنظر کرد که این هواپیماهای B52 آمریکایی، قارقارکی بیش نیستند.
این حرف از سوی یک آدم معمولی زده نشده است، فردی این حرف را زده که در خانه ملت نشسته است و یا تعابیری که در صداوسیما و برخی از تریبونهای عمومی کشور بیان میشود که تصور میکنند با این شیوه حقیرشماری دشمن، میتوانند مقاومت ملی و عمومی کشور را تقویت کنند، غافل از اینکه امروز افکار عمومی ایران صاحب نظر و تحلیل است؛ 50سال رویدادها را تجربه کرده است. دو جنگ بزرگ را پشت سر گذاشته است و این قبیل گزارههای سادهانگارانه نهتنها تاثیر مثبتی در امنیت روحیه عمومی مردم ندارد، بلکه باعث تعجب و حیرت عمومی میشود. همینطور رهبری فرمودهاند که بنیه ملی کشور هم نباید کم پنداشته شود. یعنی در مواجهه با طرفهایی که با آنها درگیر هستیم، هم باید تصمیمگیریها از اعتماد به نفس کافی برخوردار باشد و هم از ناتوانانگاری دشمن پرهیز شود.
یکی دیگر از خواستههای ما در بیانیه 11بندی، ایجاد تغییر در زبان و ادبیات حاکمیتی در مواجهه با داخل و جهان بود که نهتنها تاکنون شاهد آثار مثبتش نبودیم، بلکه با کمال تعجب، میبینیم که قرار است در بر همان پاشنه بچرخد. مسئولان اداره کشور، باید این گزاره را بپذیریند که هیچکدام از عرصههای مرتبط با حوزه امنیت ملی و مصالح کلی کشور، در شرایط فعلی، مشابه و قابل مقایسه با جنگ نابرابر 12روزه نیست. شاید گفته شود که ما 8سال جنگ را پشت سرگذاشتیم در حالی که مقایسه این جنگ 12روزه با آن نبرد قهرمانانه 8ساله، از پایه و اساس ایراد دارد. در آن جنگ، ما با رژیم صدام و کشور همسایه درگیر بودیم و توازن قوای نسبتاً مساوی داشتیم ولی جنگ امروز، جنگ هوشمند است، جنگ تکنولوژی است.
ما همچنان بر پیشنهادات خودمان در جبهه اصلاحات اصرار داریم و انتظار داریم که شاهد تغییرات زودهنگام منتهی به پیشگیری از شرایط بدتر باشیم. وقتی که سالها پیش گفته شد که رفتار دیپلماتهای ما باید براساس سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» باشد، اگر همین سه معیار راهبردی در شرایط فعلی با سرعت عمل، هوشمندی و با دقت مورد عمل قرار بگیرد، هنوز این امکان وجود دارد که ما شاهد این باشیم که از شدت خسارات وارد شده به کشور، کاسته شود.