| کد مطلب: ۴۷۹۴۹

نه کوچک‌نمایی، نه بزرگ‌نمایی/ نحوه مواجهه نیروهای سیاسی با فعال شدن مکانیسم ماشه

اینکه طوری برخورد شود که گویی یک فرآیند حقوقی در بستر جهانی علیه یک کشور، هیچ تاثیری بر زندگی مردم نخواهد گذاشت و بر همان روند سابق که محمود احمدی‌نژاد قطعنامه‎‌‌ها را کاغذپاره خواند و مصیبت‌هایی که بر مردم با این نگاه تحمیل شد را نادیده بگیریم قطعاً نه منطقی است و نه دیگر از سوی جامعه قابل پذیرش است

نه کوچک‌نمایی، نه بزرگ‌نمایی/ نحوه مواجهه نیروهای سیاسی با  فعال شدن مکانیسم ماشه

یکی از مسائلی که در صحنه سیاست ایران تبدیل به رویه‌ای عادی و طبیعی شده، اظهارنظر درباره هر چیزی از سوی برخی تریبون‌دارهاست. اظهارنظرهایی که گاهی به دلایل سیاسی و جناحی از اصل ماجرا فاصله گرفته و واقعه‌ای را از آنچه که هست یا بزرگ‌تر نمایش می‌دهند و یا بسیار کوچک‌تر از چیزی که هست، توصیف می‌کنند.

نمونه این موضوع در مسائل مربوط به تبعات تصمیمات و اقدامات سیاست خارجی در مسائل داخلی بسیار دیده می‌شود که مورد اخیر را می‌توان به وضوح درباره بحث آغاز فرآیند فعال شدن مکانیسم ماشه مشاهده کرد، که از زمان مطرح شدن تصمیم سه کشور اروپایی، اظهارنظرهای مختلف درباره این موضوع در فضای سیاسی کشور شروع شده است.

نکته اینجاست که در ایران تریبون‌های رسمی در اختیار یک قشر سیاسی قرار دارد و رقبای سیاسی تندروهای اصول‌گرا، از داشتن تریبون رسمی تا حد زیادی محروم هستند و آن تریبون‎دارها هم بعضاً طوری حرف می‌زنند که انگار هیچ اتفاقی با فعال‌سازی مکانیسم ماشه نخواهد افتاد و به ساده‌ترین شکل ممکن، از کنار ماجرا عبور می‌کنند. 

همین جمعه اخیر هم برخی تریبون‌های نمازجمعه در این ارتباط شاهد نطق‌هایی از سوی ائمه جمعه بودند و آنها تاکید داشتند که اتفاقی رخ نداده و نخواهد داد. برای مثال می‌توان به جمله‌ای اشاره کرد که احمد مطهری‌اصل، امام جمعه تبریز گفته بود: «این اقدام ترسناک نیست زیرا امروز کشورمان با چهار هزار و ۹۵۳ مورد تحریم بزرگ و کوچک مواجه است و در صورت اجرای مکانیسم ماشه فقط هفت مورد تحریم به آن افزوده می‌شود پس این اقدام بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد.» و یا احمد علم‌الهدی که در نمازجمعه مشهد گفته بود: «آنان عملیات روانی به راه انداخته‌اند تا ما تصور کنیم با بحران جدی مواجهیم، درحالی‌که حقیقت چیز دیگری است.» 

البته که اظهارنظر از سوی هر فردی آزاد است و هر کسی می‌تواند حرف بزند اما اینکه طوری برخورد شود که گویی یک فرآیند حقوقی در بستر جهانی علیه یک کشور، هیچ تاثیری بر زندگی مردم نخواهد گذاشت و بر همان روند سابق که محمود احمدی‌نژاد قطعنامه‎ها را کاغذپاره خواند و مصیبت‎هایی که بر مردم با این نگاه تحمیل شد را نادیده بگیریم قطعاً نه منطقی است و نه دیگر از سوی جامعه قابل پذیرش است.

تنها اتفاقی که پیش می‎آید این است که در عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات تلقی مردم از مسئولان و تریبون‌داران این می‎شود که یا عمق رخداد را درک نمی‎کنند یا منافع جریانی و حتی شخصی را بر منافع ملی اولویت می‎دهند و در فضایی که اکثر تریبون‌های رسمی در کشور در اختیار قشری خاص است و صداوسیما هم رسانه رسمی آنها شده و برابری در تریبون‌های رسمی در ایران رعایت نمی‌شود، ناامید از تصمیم‎گیری‎ها و مجریان شود.

بر همین اساس شاید جا داشته باشد که دولت مسعود پزشکیان و چهره‌های شاخص و صاحب‌نظر سیاسی، به صورت شفاف و بدون بزرگ‌نمایی و یا کوچک‌نمایی درباره تبعات مکانیسم ماشه حرف بزنند و به نوعی تلاش‎ها، دغدغه‌‎ها و اختلافات را با مردم در میان بگذارند که چنین برداشت نشود که مسئولان کم‎کاری می‎کنند یا دغدغه زندگی و تحقق منافع ملت را ندارند. 

در همین راستا و در گفت‌وگو با حسن رسولی عضو هیئت رئیسه جبهه اصلاحات ایران و ناصر ایمانی تحلیل‌گر سیاسی اصول‌گرا به بررسی بیشتر این موضوع پرداختیم.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار