هانیزاده: محاسبات عربستان کاملا تقابلی است
یک کارشناس مسائل خاورمیانه تاکید دارد؛ پیمان مکه با هدف تقابل با انصارالله شکل گرفته است؛ اما به دلیل اینکه نگاه کشورهای عضو مانند پاکستان و ترکیه کاملاً متفاوت است، اهداف دیگری نیز دنبال میشود.
بهگزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، پیمان امنیتی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در شرایطی شکل گرفته است که تحولات اخیر منطقه، معادلات سنتی امنیتی و اتکای کشورهای خلیج فارس به چتر حمایتی آمریکا را با پرسشهای تازهای مواجه کرده است.
دراین میان، هرچند ریاض، آنکارا و اسلامآباد بر ایجاد یک سازوکار امنیتی میان کشورهای مسلمان تأکید دارند، اما تفاوت در محاسبات راهبردی و منافع این سه کشور، پرسشهایی جدی را درباره اهداف واقعی، میزان انسجام و کارآمدی این ائتلاف ایجاد کرده است.
در همین رابطه اقتصادنیوز با حسن هانی زاده کارشناس مسایل خاورمیانه به گفتگو نشسته است. هانی زاده بر شکننده بودن این پیمان مکه تاکید دارد و معتقد است؛ «این پیمان، تلاشی برای تقابل با ایران و انصارالله است.»
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با حسن هانی زاده را بخوانید؛
*ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، سه کشور با سه نوع محاسبات امنیتی کاملاً متفاوت به شمار میروند؛ تحلیل شما از کنار هم قرار گرفتن این سه کشور در قالب یک پیمان و ائتلاف امنیتی، آن هم در شرایط کنونی منطقه چیست؟
پیمان امنیتی مکه درواقع نتیجه ناامیدی عربستان سعودی و برخی کشورهای منطقه از چتر حمایتی آمریکا است. جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و آسیب جدی که به تأسیسات و پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه وارد ساخت، قواعد درگیری و نظم جدیدی را که در گذشته حاکم بود، بر هم زد و یک سلسله قواعد جدیدی را بر منطقه و جهان حاکم ساخت.
بر این اساس، امنیت کشورهای منطقه بعد از شکست آمریکا در دستیابی به اهداف خود در جنگ ایران تغییر کرده است. این کشورها به سمت بومیسازی امنیت خود روی آوردهاند؛ چرا که آمریکا نتوانسته است یک چتر حمایتی برای کشورهای منطقه داشته باشد. از سوی دیگر، عربستان سعودی طی سالهای گذشته، یک جنگ را علیه مردم یمن کلید زده و یک ائتلاف ۱۴ گانه را نیز علیه آنها تشکیل داد و ۳۵۰ میلیارد دلار هزینه کرد اما نتیجهای نگرفت.
اکنون نیز این پیمان با هدف تقابل با انصارالله شکل گرفته است؛ اما به دلیل اینکه نگاه کشورهای عضو مانند پاکستان و ترکیه کاملاً متفاوت است، اهداف دیگری نیز دنبال میشود. تلاش ترکیه بر این است که سهمی از اقتصاد پویا و توان مالی عربستان داشته باشد و پاکستان نیز به دلیل داشتن سه میلیون نیروی کار در عربستان، نگاهی مصلحتجویانه و اقتصادی به این موضوع دارد.
بنابراین این پیمان، تلاشی برای تقابل با ایران و انصارالله است؛ انصارالله نیز اکنون ثابت کردهاند که ابتکار عمل میدانی را در دست دارند و با استفاده از موشکهای بالستیک، آسیبهای جدی به تأسیسات نفتی عربستان وارد کردهاند؛ بنابراین این پیمان یک پیمان شکلی و ظاهری است.
*با توجه به عضویت ترکیه در پیمان ناتو و اینکه هر یک از این کشورها ملاحظات امنیتی خاص خود را دارند، فکر میکنید این پیمان در عمل چقدر لازمالاجراست؟ آیا در صورت بروز درگیریهای جدی، این کشورها به لحاظ نظامی از همپیمان خود دفاع خواهند کرد یا موضوع به معادلات سیاسی واگذار میشود؟
این مسائل تابع یک سری شرایط خاص هستند . ترکیه به دلیل عضویت در ناتو و بر اساس قوانین و آییننامه داخلی این پیمان، نمیتواند نیروی نظامی به خارج از کشور و به کشوری که خارج از منظومه ناتو است اعزام کند و اگر هم مورد تعرض قرار بگیرد، طبیعتاً ناتو از آن دفاع خواهد کرد.
اما عربستان خارج از این منظومه است و ترکیه نمیتواند خارج از اراده ناتو برای حمایت از عربستان نیرو اعزام کند، به همین دلیل ترکیه در لشکرکشی برای حمایت از عربستان دست باز ندارد.
عربستان در طول هشت سال جنگ علیه یمن با هزینه ۳۵۰ میلیارد دلار، یک ائتلاف ۱۴ گانه را تشکیل داد اما سرانجام با شکست مواجه شد؛ بنابراین ترکیه و پاکستان نمیتوانند اقدام بالایی برای امنیت عربستان انجام دهند. این موضوع یک سلسله مسائل پیچیده را به دنبال دارد؛ ضمن اینکه بین آقای رجب طیب اردوغان و پارلمان ترکیه در مورد نزدیکی به عربستان اختلاف نظر زیادی وجود دارد و به نظر میرسد دست رئیسجمهور ترکیه برای مشارکت در هر جنگ احتمالی بسته است. هدف نهایی ترکیه، استفاده اقتصادی و دریافت کمک مالی از عربستان است.
پاکستان نیز هرچند ارتش آن به لحاظ اعتقادی به عربستان وابسته است، اما با توجه به اختلافات و درگیریهای مرزی با افغانستان و ترس از حمله احتمالی مجدد هند، با احتیاط کامل در منطقه عمل میکند؛ لذا این یک پیمان شکننده است و در تغییر قواعد درگیریهای احتمالی خیلی مؤثر نخواهد بود.
*اشاره کردید که نیت اصلی عربستان تقابل است. آیا این پیمان میتواند برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک تهدید یا زنگ خطر تلقی شود، یا همانطور که مقامات این کشورها مدعی شدهاند، این ائتلاف قرار نیست علیه ایران باشد؟
در واقع عربستان در تلاش است تا از این دو کشور اسلامی که دارای مرز مشترک با ما هستند، به عنوان یک ابزار تقابل با ایران و یمن استفاده کند.
با اینحال، اراده ترکیه و پاکستان این نیست که با کشور بزرگی مانند ایران درگیر شوند؛ به همین خاطر است که پاکستان به شدت دنبال کاهش تنشهاست و ورود این کشور برای میانجیگری بین ایران و آمریکا نیز به همین علت است. از سوی دیگر، پاکستان محکوم به شرایط خاص داخلی و منطقهای است؛ از جمله درگیری با افغانستان و اختلافات ریشهای با هند.
ضمناً یکچهارم جمعیت پاکستان را شیعیان تشکیل میدهند که به شدت از نظر اعتقادی به ایران وابسته هستند و هر حرکتی از سوی ارتش علیه ایران، میتواند یک درگیری داخلی خونین بین شیعه و سنی و ارتش ایجاد کند. این مسئله امری کاملاً جدی است که مقامات پاکستانی هم به آن واقف هستند و به این سادگی علیه ایران اقدامی انجام نمیدهند.
*با درنظر گرفتن تفاوت نگاه این سه کشور نسبت به اسرائیل، آیا این تفاوت دیدگاه میتواند پاشنه آشیل و عامل شکنندگی این توافق باشد؟
بله. پاکستان به لحاظ ظاهری و سیاسی با رژیم صهیونیستی اختلافنظر دارد و ترکیه نیز به همین صورت است. هرچند ترکیه به صورت پنهانی با اسرائیل در ارتباط است، اما دولت این کشور با توجه به گرایشهای اسلامی سعی میکند ظاهر را حفظ کرده و خود را در تقابل با اسرائیل بداند.
عربستان نیز تحت فشار شدید آمریکا و غرب برای پیوستن به «صلح ابراهیم» است که تاکنون به خاطر ترس از جهان عرب و اسلام مقاومت کرده است. این پیمان دفاعی مشترک به دلیل اختلافنظر در دیدگاههای هر سه کشور پیرامون مسائل منطقه، اعم از رابطه با آمریکا، ایران، رژیم صهیونیستی و مسائل یمن، بسیار شکننده است و باعث خواهد شد که خیلی مؤثر نباشد.
*اگر فرض را بر ادعای این کشورها بگذاریم که هدف ایجاد یک سپر امنیتی میان کشورهای مسلمان است، دشمن مشترک این سه کشور دقیقاً کیست؟
همه اینها مباحث ظاهری است؛ هدف نهایی و پشتپرده تشکیل چنین پیمانی، در درجه اول یمن و انصارالله و سپس ایران است. اسرائیل جایی در این پیمان ندارد و هیچ خطری متوجه آن نیست؛ چرا که اگر عربستان به دنبال ائتلاف علیه اسرائیل بود، باید کشورهای دیگری را دخالت میداد.
با توجه به پیچیدگیهای منطقه، هدف عربستان کنترل انصارالله و یمن است؛ اما با توجه به ابتکار عمل یمنیها و بستن تنگه بابالمندب، این اقدامات برای عربستان امنیت ایجاد نمیکند. بهترین راه حل برای عربستان این است که با همسایه خود، یمن، به توافق برسد و پیمان آتشبس و صلح پایدار امضا کرده و به اراده ملت یمن احترام بگذارد.
نگاه عربستان به یمن متأسفانه کاملا طایفهای است و به دلیل گرایش حوثیها به مذهب شیعه، چندین دهه با آنها در تقابل بوده است. عربستان ابتدا سعی کرد جنگ داخلی در یمن ایجاد کند اما موفق نشد و سرانجام مستقیماً حمله کرد. در چهار دهه گذشته، عربستان ۷ بار به یمن حمله کرده اما موفق نشده است و اکنون نیز موفق نخواهد شد. بنابراین، این پیمانها نمیتواند امنیت پایداری ایجاد کند و عربستان باید نگرشهای طایفهای را کنار بگذارد.
*اخیراً صحبتهایی درباره پیوستن احتمالی مصر به این توافق مطرح شده است، آیا امکان دارد قاهره به این پیمان بپیوندد؟ در این صورت چه منافعی را برای خود تعریف خواهد کرد؟
مصر به دلیل بعد جغرافیایی و مسافت با عربستان، طبیعتاً نمیتواند خیلی مؤثر باشد. ارتش عربستان یک ارتش حرفهای موفق نیست، تجربه خاصی ندارد و در جنگ میدانی کاملا شکننده است. به همین دلیل، ریاض سعی میکند تا دامنه «پیمان مکه» را گسترش دهد، اما مصر وزنه سنگینی در جهان عرب و اسلام است و با هزینه پایین وارد نمیشود.
عربستان باید کمک مالی گستردهای به مصر بدهد تا آن را وادار به پیوستن کند؛ چرا که عربستان تلاش میکند با کمترین هزینه از ظرفیت نظامی ترکیه و پاکستان استفاده نماید.