معماری نوین امنیتی و معمای تنگه هرمز
تغییر قواعد بازی در خلیج فارس
ایران تنگه هرمز را به اهرمی برای فشار راهبردی تبدیل کرده و ۳ کشور دیگر منطقه با امضای توافقنامه دفاع مشترک در مکه، در حال پیریزی نظم امنیتی جدیدی هستند تا نفوذ تهران را مهار کنند.
تحولات اخیر منطقه خلیج فارس نشاندهنده تغییر بنیادین در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیک است. ایران تنگه هرمز را به اهرمی برای فشار راهبردی تبدیل کرده و ۳ کشور دیگر منطقه با امضای توافقنامه دفاع مشترک در مکه، در حال پیریزی نظم امنیتی جدیدی هستند تا نفوذ تهران را مهار کنند. تلاشهای دیپلماتیک هم برای بازگشایی تنگه هرمز با بنبستهای حقوقی و تحریمی مواجه است.
1 تقابل ارادهها در تنگه هرمز
تنگه هرمز به کانون اصلی درگیریهای دیپلماتیک و اقتصادی تبدیل شده و اختلافات بنیادین میان واشینگتن و تهران مانع از بازگشت به حالت عادی است. بنبستهای موجود:
میانجیگری عمان: مسقط تلاش کرده تا اختلافات را به تعیین مسیری مشخص در تنگه هرمز محدود کند، اما مسئله حاکمیت بر آبهای سرزمینی همچنان لاینحل مانده است.
موضع آمریکا: واشینگتن خواهان تردد آزادانه کشتیهای تجاری در این آبراه، بدون نیاز به اجازه ایران یا پرداخت عوارض است. کاخ سفید متعهد شده که در صورت از سرگیری کشتیرانی بدون مانع، محاصره بنادر ایران را لغو کند.
موضع ایران: سپاه پاسداران توافق با عمان را برای بازگشایی تنگه کافی نمیداند و تأکید دارد که بازگشایی مشروط به پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا است. تهران به دنبال حفظ اهرم فشارِ محدود کردن تردد است و قصد دارد بر ترافیک ورودی کنترل و «هزینه ترانزیت» دریافت کند.
چالشهای بخش خصوصی و کشتیرانی:
بیمه و ریسک جنگ: مالکان کشتیها به تضمینهای قطعی نیاز دارند که شناورهایشان توقیف یا هدف حمله قرار نگیرند. بسیاری از بیمهنامههای ریسک جنگ در صورت پرداخت عوارض غیرمتعارف به ایران، منقضی میشوند.
تداخل با تحریمها: شرکتهای وابسته به آمریکا به دلیل تحریمها، قانوناً نمیتوانند برای عبور ایمن به ایران مبالغی پرداخت کنند؛ که یک بنبست اجرایی برای کاپیتانها در دریا ایجاد کرده است.
2 توافقنامه دفاع مشترک مکه
در پاسخ به تنش فزاینده، یک بلوک قدرت جدید در منطقه، فراتر از ائتلافهای سنتی در حال شکل گیری است.
اعضای اصلی: عربستان، ترکیه و پاکستان.
مفاد: حمله نظامی به یکی از این سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد.
اهمیت راهبردی: این پیمان، عربستان را به دومین ارتش بزرگ ناتو (ترکیه) و پاکستانِ مسلح به سلاح هستهای بیشتر متصل میکند.
گسترش احتمالی: مصر به عنوان اولین کشور نزدیک به این گروه شناخته میشود. رئیسجمهور السیسی در نشستهای چهارجانبه با این گروه، شرکت داشت.
اهداف راهبردی ریاض: عربستان با وجود رهگیری اکثر حملات، از مارس ۲۰۲۶ هدف بیش از ۷۰۰ موشک و پهپاد قرار گرفته است. انگیزه اصلی ریاض از این توافق:
- تنوعبخشی به گزینههای دفاعی: ریاض نمیخواهد که واشینگتن دیگر تنها گزینه امنیتیاش باشد.
- مقابله با محدودیتهای تسلیحاتی: نظارت بر مصرف بالای سلاحهای پدافندی آمریکا در طول جنگ، ضرورت ایجاد متحدان جدید را دوچندان کرده است.
3 استراتژی ایران: جنگ نیابتی و انتقال هزینه
ایران توانایی نظامی برابری با آمریکا ندارد، اما در انتقال هزینههای درگیری به طرفهای ثالث و بازارهای جهانی مهارت یافته است.
استفاده از گروههای نیابتی: حملات حوثیها از یمن (مانند حمله اخیر به نجران) و تهدیدات شبهنظامیان عراقی، به تهران اجازه میدهد تا با حفظ «انکارپذیری»، پایداری توافق مکه را آزمایش کند.
اهرمهای فشار اقتصادی: محدودیت در هرمز مستقیماً بر قراردادهای بیمه در لندن، خریدهای گاز مایع (LNG) در قطر و قبوض انرژی در آسیا تأثیر میگذارد و در نهایت شاید محاسبات سیاسی در واشینگتن را تغییر دهد.
4 نقش پیچیده قطر در معادلات جدید
دوحه در موقعیت دشواری میان حفظ نقش دیپلماتیک و تأمین امنیت خود قرار گرفته است.
آسیبپذیری اقتصادی: حملات ایران و اختلال در هرمز، صادرات انرژی قطر را با مشکل مواجه کرده است.
تضاد منافع: پیوستن به پیمان مکه میتواند امنیت قطر را تضمین کند، اما همزمان نقش میانجیگرانه بین تهران و واشینگتن را تضعیف خواهد کرد.
نتیجهگیری
صلح آینده در خلیج فارس شباهتی به دوران پیش از جنگ نخواهد داشت. ثبات منطقه اکنون به سه عامل کلیدی بستگی دارد:
- تعیین مرجع نهایی وضع قواعد در تنگه هرمز
- نحوه مواجهه ائتلاف جدید (عربستان، ترکیه، پاکستان) به حملات نیابتی بعدی ایران
- تداوم کانالهای گفتوگو میان تهران و واشینگتن برای جلوگیری از خروج دوباره درگیریها از کنترل
*ترجمه: کانال بازنگاه از الجزیره