زنان طبقات فرودست گرفتار فقر پریود/گرانی و فقر، زندگی و شرایط بهداشتی را برای زنان استانهای مختلف سخت کرده است
بررسیهای «هممیهن» نشان میدهد کمبود آهن در دوره پریود موجب ترک تحصیل زنان شده است

روزنامههای باطله، تکهپارچههای کهنه و دستمالهای کاغذی جمعآوریشده از قبرستان و مراسم شادی و عزا؛ اینها برای بسیاری زبالهاند، اما برای زنان زیادی در مناطق حاشیهای، کارگرنشین و فقیر ایران، جای نوار بهداشتی را گرفتهاند. راهحلهایی ناایمن که جز عفونت، درد و بیماری چیزی به همراه ندارند و این ناماش «فقر پریود» است؛ فقری که فقط سلامت جسم را تهدید نمیکند، تحصیل و آینده دختربچهها را هم ممکن است به محاق ببرد؛ دختربچههایی که از ترس لکه خون و تمسخر همکلاسیها خانهنشین میشوند و کمکم از مدرسه جا میمانند.
روایت زنانی از طبقه فرودست از گلستان و خراسان تا یاسوج، هرمزگان و خوزستان و مددکارانی که همراهشاناند در گفتوگو با «هممیهن»، تصویر روشنتری از این بحران میسازد: بیبرقی و بیآبی، گرانی و زنانهترشدن فقر، زندگی را به کابوسی پرخطر در روزهای پریود برای این زنان بدل کرده است. بعضی از آنها حتی صابون یا پودر لباسشویی ندارند و ظرفهایشان را با خاک میشویند، لباسهای کهنه را بارها بهجای نوار بهداشتی استفاده میکنند و تنها یک لباس زیر دارند که تا پایان دوره پریود بر تنشان میماند. سوءتغذیه و کمبود آهن هم دراینمیان، بسیاری را به کمخونی و ضعف شدید کشانده؛ تا جایی که از انجام کارهای روزمره یا رفتن به مدرسه بازمیمانند. افسردگی، پرخاشگری و از دست دادن اعتمادبهنفس را هم به این لیست اضافه کنید.
کارشناسانی مثل شیرین احمدنیا، جامعهشناس و سیمین کاظمی، پزشک و جامعهشناس، در گفتوگو با «هممیهن» معتقدند، زنان باید دسترسی رایگان و آسان به محصولات بهداشتی داشته باشند. آنها از مجموعهای از راهکارهای اجتماعی و نهادی میگویند: از شکستن تابو و آموزش عمومی، کمپینهای آگاهیرسان و آموزش سلامت جنسی در مدارس تا قدرتدهی به زنان محلی برای تولید محصولات ارزان و قابل شستوشو و در سطح کلان، توزیع رایگان یا یارانهای محصولات، معافیت مالیاتی نوار بهداشتی، گنجاندن پریود در سیاستهای رفاهی، توسعه زیرساختهای بهداشتی و انجام پژوهشهای ملی.
وضعیت وخیم جهانی
میلیونها زن در سراسر جهان هنوز توانایی خرید محصولات بهداشتی پریود یا دسترسی به آب و امکانات بهداشتی مناسب برای مدیریت سلامت و بهداشت پریود خود را ندارند. پریود باعث میشود آنها از مدرسه و محل کار عقب بمانند و سلامتشان تحتتأثیر منفی قرار گیرد. بخش زنان سازمان ملل در گزارشی که به تازگی منتشر کرده نوشته هر ماه، بیش از دو میلیارد نفر در سراسر جهان پریود میشوند، میلیونها زن توانایی خرید محصولات بهداشتی پریود یا دسترسی به آب پاک و امکانات بهداشتی مناسب را برای مدیریت سلامت این دوره ندارند و این مسئله بر زندگی، حقوق و آزادیهای آنها تأثیر میگذارد.
براساس این گزارش، محصولات پریود برای میلیونها نفر در جهان بسیار گران است، سیاستهای بیتوجه به جنسیت بخشی از مشکلاند اما این سیاستها همراه با تابو و انگ اجتماعی مرتبط با پریود است؛ برای مثال، در بعضی ایالتهای آمریکا، داروی ویاگرا بهعنوان کالای معاف از مالیات در نظر گرفته میشود اما محصولات بهداشتی پریود بهعنوان کالاهای لوکس طبقهبندی شده و با بالاترین نرخ مالیاتی مواجه است.
علاوه بر این، بیش از 1/5 میلیارد نفر هنوز به خدمات بهداشتی پایه مانند توالت خصوصی دسترسی ندارند. نبود دسترسی به توالتهای ایمن باعث میشود بسیاری از دختربچهها از مدرسه و زنان از محل کار در زمان پریود دور بمانند. دستکم یکنفر از هر ۱۰ زن در مناطق روستایی ۱۲ کشور، در آخرین پریود خود مکانی خصوصی برای شستوشو و تعویض نداشتند.
در بنگلادش و مصر، تنها ۳۲ و ۶۶ درصد از زنان بهترتیب قبل از اولین پریود خود از آن اطلاع داشتند و بسیاری از آنها شوکه شده و ترسیده بودند. انگ و تبعیض در جوامعی که هنجارهای اجتماعی و فرهنگی زیانبار در مورد پریود دارند شدیدتر است. در بعضی نقاط جهان، حتی امروز، زنان در دوران پریود ناپاک یا دستنزدنی تلقی میشوند و از رفتوآمد و حضور در بعضی مکانها منع میشوند.
افسانههایی رایج وجود دارد مانند اینکه زن پریود نباید بعضی غذاها را لمس کند چون فاسد میشود یا نباید وارد مکانهای مذهبی شود و باید منزوی شود. طبق گزارش اخیر زنان سازمان ملل از غزه، بیش از ۵۴۰ هزار زن در سن باروری به اقلام لازم برای حفظ بهداشت و سلامت خود دسترسی ندارند. آنها ناچار به استفاده از پارچه یا اسفنجاند چون به محصولات پریود دسترسی ندارند. بخش زنان سازمان ملل تخمین میزند که برای پاسخ به نیازهای زنان در غزه، ماهانه ۱۰ میلیون نوار بهداشتی یکبارمصرف مورد نیاز است.
مشهد؛ از عفونت تا ترک تحصیل
مرضیه، ۳۶ ساله، خانهدار و ساکن یکی از مناطق حاشیهای مشهد است؛ او سالها با اعتیاد به شیشه و کریستال دستوپنجه نرم کرده و پنجسال درگیر این چرخه بوده است. اما از سال ۱۴۰۰ تاکنون توانسته با هزینه شخصی اعتیادش را ترک کند و امروز بدون هیچ وابستگی زندگی میکند. مرضیه حالا بیماری و اعتیاد را پشت سر گذاشته اما در برابر فقر همچنان بیدفاع مانده است.
همسرش، مردی ۴۱ ساله، کارگر خدماتی در متروست. او هم گذشتهای مشابه دارد؛ ۱۲ سال مصرفکننده شیشه بود و از ابتدای سال ۱۴۰۳ توانسته با هزینه شخصی اعتیادش را کنار بگذارد. امروز با حقوق چهار میلیون تومانی و بیمه سلامت، تنها نانآور خانه است. آنها سه فرزند دارند؛ مریم، 18 ساله، که ترکتحصیل کرده بود اما با کمک یک مؤسسه توانسته دوباره به مدرسه برگردد و حالا در پایه هفتم درس میخواند، محمد، پسر ۱۲ ساله که ترکتحصیل کرده و باوجود تلاشهای مشاورهای هنوز امکان بازگشت به مدرسه برایش فراهم نشده است و کودک سهسالهشان که به مهدکودک میرود.
این خانواده پنجنفره در خانهای اجارهای زندگی میکنند؛ با 10 میلیون تومان ودیعه و اجاره ماهانه دو میلیون و 300 هزار تومان و درآمدشان محدود به یارانه و حقوق پدر است؛ درمجموع چیزی حدود چهار میلیون و 400 هزار تومان. اما مهمترین نیاز این خانواده، علاوه بر خوراک، محصولات بهداشتی ابتدایی است؛ مرضیه و دخترش به «هممیهن» میگویند، بهدلیل ناتوانی مالی ناچار شدهاند بهجای نوار بهداشتی، از لباسهای کهنه و کوچکشده خودشان یا دیگران استفاده کنند مگر اینکه موسسههای خیریه به آنها نوار بهداشتی بدهند؛ آنها حتی توان خرید صابون یا شامپو هم ندارند.
این تصویر تنها گوشهای از واقعیت زنانی است که در کنار همه بحرانها، محرومیت از ابتداییترین نیازهای بهداشتی، زندگیشان را سختتر و پرمخاطرهتر میکند. برای خانم امیرخانی، مددکار که سالهاست در روستاها و مناطق حاشیهای و فقیرنشین مشهد با زنان کار کرده، دیدن ناامیدی و آسیبپذیری زنانی که در فقر پریود گرفتارند، یکی از تلخترین تجربههای کاری بوده؛ زنانی که به گفته او، مجبورند از دستمال کارکرده استفاده کنند و مدام دچار عفونت میشوند یا دانشآموزی که فقط بهدلیل درد و نداشتن امکان مراقبت به مدرسه نمیآید: «اینها تصویرهاییاند که فراموش نمیکنم.»
او به «هممیهن» میگوید، فقر پریود فقط یک مسئله بهداشتی نیست و مستقیم روی سلامت جسمی و حتی تحصیل زنان اثر میگذارد: «در مناطق محروم، هم گرانی محصولات بهداشتی و هم کمیابی آنها موجب شده این مشکل شدیدتر خودش را نشان بدهد. وضع در استانهای محرومی مثل سیستان و بلوچستان سختتر است، اما حاشیههای شهرهای بزرگی مثل مشهد هم شرایط مشابهی دارند.»
امیرخانی توضیح میدهد که در نبود نوار بهداشتی، بسیاری از زنان ناچار میشوند از لباسهای قدیمی و کهنه بهعنوان جایگزین استفاده کنند: «این روشها غیربهداشتی است و من بارها دیدهام که نتیجهاش عفونت، بیماریهای پوستی و مشکلات جدی دیگر برایشان بوده.» امیرخانی از بُعد فرهنگی ماجرا هم میگوید: «بله، دختربچهها و بسیاری از زنان خجالت میکشند.
خانوادهها هم بهدلیل شرم و حیایی که از کودکی در ذهن بچهها میکارند، اجازه نمیدهند راحت درباره پریود صحبت کنند. خیلیوقتها زنان به همین دلیل روزهای پریودشان را پنهان میکنند، از مدرسه یا کار غیبت میکنند و کسی هم متوجه دلیل اصلی نمیشود. نبود آموزش درست در مدارس بهدلیل تابو بودن پریود، این مشکل را بدتر کرده است.» امیرخانی میگوید، دولت باید تامین و توزیع رایگان محصولات بهداشتی را بهرسمیت بشناسد: «آگاهیبخشی باید بیشتر شود و خیریهها هم میتوانند پیشنهادهایی مثل معافیت مالیاتی برای محصولات بهداشتی یا توزیع رایگان آنها در مدارس و مراکز بهداشت بدهند. یک نکته خیلی مهم هم این است که مردها در این کمپینها همراه شوند. وقتی آنها نشان بدهند پریود مسئلهای طبیعی است و نه شرمآور، تابوها راحتتر شکسته میشود.»
خوزستان؛ کابوس پریود برای زنان
«صغری»، ۳۵ ساله است و ساکن محله منبعآب در اهواز، همسایه محله حصیرآباد، از محلههای کارگرنشین این شهر. او چهار فرزند دارد که کوچکترینشان هنوز شیرخوار است و با دستان خالی و در شرایطی سخت، بار زندگی را به دوش میکشد. صغری از آن دسته زنانی است که به آنها میگویند: «بدسرپرست» و «نیازمند»؛ زنی که حتی در سادهترین نیازهایش هم محروم مانده و به «هممیهن» میگوید از همان زمانی که «بلوغ» شده تا حالا که چهاربار زایمان کرده، کمتر موقعی بوده که دستاش به نوار بهداشتی رسیده باشد: «مواقع بسیار کمی بوده که توانستهام نوار بهداشتی بخرم. حتی موقع زایمان هم نداشتم. از نوجوانی تا امروز همیشه مجبور شدم از کهنههای چندبارمصرف استفاده کنم. نوار بهداشتی برایم کالایی گران است.»
پونه پیلرام، فعال حوزه زنان و کارشناس روانشناسی، سالهاست در روستاها و حاشیهنشینهای خوزستان با زنانی روبهرو میشود که ابتداییترین نیازشان در زمان پریود یعنی نوار بهداشتی، برایشان به رویایی دور از دسترس تبدیل شده است. او به «هممیهن» از زنی متولد سال 1371 میگوید که از شدت فقر، استرس و بیماری اعصاب، وسط سرش کلاً کچل شده، فقط تا کلاس دهم درس خوانده و بهدلیل ناراحتیهای روحی، لب به غذا نمیزند: «او حتی برای خورد و خوراک روزمرهاش بهزور پول جور میکند، چه برسد به نوار بهداشتی. یا دختر دیگری را دیدهام که برای پرداخت بدهی مادرش و خریدن چیزی برای خوردن، موهایش را فروخته. برای این آدمها نوار بهداشتی یک کالای لوکس است.»
یکی از تکاندهندهترین تجربههای او، مربوط به زنی دارای معلولیت است: «زنی را میشناسم که بهدلیل آسیب روانی در کودکی، خودسوزی کرده و فلج شده بود. او حتی برای خرید نوار بهداشتی هم شرم داشت که چیزی بگوید. زنان نیازمند در مناطق محروم با این شرایط اقتصادی، علاوه بر ناتوانی جسمی، با شرم اقتصادی هم روبهرو میشوند.»
پیلرام برای اولینبار در سیل سال 1395 با ابعاد فاجعهبار «فقر پریود» مواجه شد: «زنان در کمپهای هلالاحمر نیاز فوری به نوار بهداشتی و وسایل ابتدایی داشتند. همانموقع با اعلام نیاز، مردم حجم زیادی نوار بهداشتی و شورت یکبارمصرف اهدا کردند. اما واقعیت این است که مسئله فقط تجهیزات پریود نیست؛ مسئله عمیقتر، فقر آموزش است.» او میگوید زنان نوجوان از بهداشت پریود چیزی نمیدانند؛ نه از مراقبتهای جسمی و تغذیهای و نه از مسائل روحی مرتبط: «در درمانگاههای روستاها و مناطق محروم، هیچ برنامهای برای آموزش وجود ندارد. بهنظر میرسد که حتی در نگاه حاکمیت، واژه «پریود» حذف شده؛ چون اساساً برنامهای برای آموزش جنسی در مدارس و مراکز بهداشتی وجود ندارد.»
او از تجربههای دیگرش هم میگوید: «زنی را دیدهام که بهدلیل فقر شدید و همزمان شرم از برادرانش، هرگز نوار بهداشتی نخریده بود. زنان زیادی هم دیدهام که از لباسهای کهنه یا پارچههای چندبار مصرف استفاده میکنند. این شرایط، سلامت جسمیشان را با عفونتهای مکرر بهخطر میاندازد و سلامت روحیشان را با شرم و انزوا میسوزاند.» به گفته پونه پیلرام، شرم از پریود یکی از قدیمیترین تابوهای زنان است: «وقتی این شرم با فقر تجهیزاتی و آموزشی همراه میشود، نتیجه ترک تحصیل، انزوا و غیبتهای پیاپی دختربچهها از مدرسه است. بارها دیدهام که آنها بهدلیل نداشتن نوار بهداشتی یا آموزش کافی، از مدرسه جا ماندهاند. بعضی بعدها برگشتند، اما بعضی برای همیشه ترک تحصیل کردند.»
به گفته پیلرام، خوزستان ژئوپلیتیکترین استان ایران است، اما بالاترین شاخص فلاکت زنان را دارد: «جمعیت زنان خوزستان حدود نصف پنجمیلیون نفر استان است، یعنی حجم عظیمی از نیاز به پد و محصولات بهداشتی. من بعید میدانم هیچ نهاد رسمی توان پوشش این نیاز را داشته باشد. اما مسئله فقط تجهیزات نیست؛ آموزش، مهمترین خلأ است. دولت باید بپذیرد که ناتوان است و این وظیفه را به سازمانهای مدنی بسپارد. آموزش گران است و دولت هیچوقت بودجهای برای آموزش زنان، بهویژه آموزش جنسی، نگذاشته. اما این آموزش یک فوریت حیاتی است.»
یاسوج؛ جمعآوری دستمال از قبرستان و مراسم عروسی
«زینب مرتضوی»، مددکار اجتماعی در یاسوج، وقتی از تجربههایش در مناطق محروم استان کهگیلویه و بویراحمد بارها واژه «تلخ» را تکرار میکند و به «هممیهن» میگوید، بسیار با خانوادههایی در مناطق «زیلایی»، «سیلاب»، «کلوار» و «لوداب» در این استان دیدار کرده و دیده که دختربچهها از پارچههای کهنه لباسهایشان برای موقع پریود استفاده میکنند؛ پارچههایی که بارها شسته و دوباره بهکار گرفته میشوند. عدهای هم دستمالکاغذیهایی را که در مراسم شادی یا ترحیم جمعآوری میکنند، برای روزهای پریود نگه میدارند: «طبیعی است که این روشها باعث عفونتهای قارچی و بیماریهای دیگر میشود و به سلامت بدن آسیب جدی میزند.»
مرتضوی مددجویی داشته با سه دختر؛ آنها مجبور بودند پارچههای کهنه یا دستمالهایی را که حتی از قبرستان جمع کرده بودند، برای دوران پریود استفاده کنند و دیدن آن، تجربهای تلخ و فراموشنشدنی برای این مددکار بوده. مرتضوی میگوید، استان او جزو مناطق محروم کشور است و بسیاری از خانوادههای کمدرآمد حتی توان خرید محصولات بهداشتی پریود را ندارند؛ مسئلهای که به وضوح در این میان دیده میشود؛ بهویژه در روستاهای دوردست که نه فروشگاهی وجود دارد، نه درآمدی: «زنان سرپرست خانواری را میبینم که چند دختر نوجوان دارند اما هیچ راهی برای تامین نوار بهداشتی ندارند.»
به گفته او، پیامد فقر پریود تنها محدود به سلامت جسمی نیست: «بسیاری از زنان بهدلیل همین مسئله از مدرسه عقب میمانند. وقتی توان خرید یک نوار بهداشتی را نداری، همیشه نگران این هستی که مبادا لکه خون روی لباست بیفتد. ترس از تمسخر و نگاه دیگران باعث میشود بعضیها اصلاً به مدرسه نروند. این خودش یک مانع جدی در مسیر تحصیل زنان است.»
هرمزگان؛ تابوی خون در جنوب
«یادم است مادری با دخترش به دفتر آمد. دخترش تازه پریود شده بود، اما حتی یک لباس زیر هم نداشت. مادر میگفت در خانه میتوانست پارچه پیدا کند، اما چیزی برای پوشاندن دخترش نبود. خانواده دیگری را میشناسم که سه دختربچه داشتند. هر سه عفونت داشتند چون فقط یک لباس زیر داشتند که تا آخر دوره پریود از آن استفاده میکردند. حتی لباسهای دستدوم و کهنه را تکهتکه میکردند و چندبار میشستند تا بهجای پد استفاده کنند. این چرخه هر ماه تکرار میشد.»
اینها بخشی از تجربههای «نجمه بهاری»، مددکار اجتماعی در بندرعباس است؛ او سالهاست با خانوادههای فقیر کار میکند و به «هممیهن» میگوید، فقر پریود فقط نداشتن نوار بهداشتی نیست. او توضیح میدهد که در بسیاری از محلههای محروم یا در میان خانوادههای گرفتار فقر اقتصادی و فرهنگی، زنان نهتنها دسترسی به نوار بهداشتی ندارند، بلکه از تغذیه مناسب هم محروماند: «خیلی از زنان بهدلیل کمبود آهن و پروتئین، در دوره پریودشان دچار کمخونی شدید میشوند. آنقدر ضعیف میشوند که حتی توان انجام کارهای روزمره یا رفتن به مدرسه را ندارند. در کنارش افسردگی، پرخاشگری و ازدستدادن اعتمادبهنفس زندگیشان را سختتر میکند.»
این مددکار اجتماعی از تاثیر مستقیم فقر پریود بر تحصیل دختربچهها میگوید: «خیلیها از خجالت، از تمسخر همکلاسیها یا از دردهای شدید خانهنشین میشوند و کمکم ترکتحصیل میکنند. حتی مقایسه ساده با همکلاسیها، میتواند آنها را از مدرسه دور کند.» او میگوید که نهادهای مدنی مثل مؤسسه مهرآفرین در بندرعباس تلاش میکنند با برگزاری کارگاههای آموزشی و توزیع بستههای بهداشتی و مکمل غذایی کمی از بار مشکلات کم کنند، اما اینها مُسکن موقت است: «یک بسته پد بهداشتی مشکل را حل نمیکند. ما نیاز به سیاستگذاری داریم؛ به زیرساخت بهداشتی، به توالتهای تمیز، به آموزش گسترده و به حمایت جدی دولت.»
منظور بهاری از تلاشهای نهادهای مدنی مثل موسسه مهرآفرین، کمپین نوار بهداشتی این موسسه است. یکی از اعضای روابط عمومی این موسسه به «هممیهن» میگوید، در کمپینی که بهتازگی برگزار شده، موضوع نوار بهداشتی را بهعنوان محور کمکرسانی انتخاب کردهاند: «کمپینهای مهرآفرین به این صورت است که هرهفته موضوعی مشخص میشود، نمونهای واقعی از مددجویان معرفی میشود، سپس با کمکهای جمعآوریشده، نیاز مشابه در شعب دیگر مهرآفرین در سراسر کشور پوشش داده میشود. هدف ما این بود که هم به مددجویان یادآوری کنیم نیازهای طبیعی و بهداشتی آنها دیده میشود، هم یاوران آگاه شوند که کمک به خانوادهها فقط محدود به غذا، پوشاک، تحصیل یا درمان نیست؛ بلکه دسترسی به لوازم بهداشتی در دوره پریود بههماناندازه اهمیت دارد.»
او ادامه میدهد: «آنها شاید برای شیرخشک یا مواد غذایی از همسایه یا خیریه درخواست کنند، اما بهندرت درباره نوار بهداشتی حرفی میزنند. ما موارد زیادی داشتیم که از روزنامه بهجای نوار بهداشتی استفاده میکردند.» این عضو این موسسه میگوید، مشکل تنها به اینجا ختم نمیشود و بعضی از زنان و خانوادهها حتی صابون، پودر لباسشویی یا مواد شوینده اولیه ندارند و ظرفهایشان را با خاک میشویند و این شرایط، اهمیت توجه به بهداشت فردی و عمومی را دوچندان میکند.
گلستان؛ پریود در بیبهداشتی و کمآبی
در بسیاری از روستاهای خراسان جنوبی و گلستان، هنوز باورهای قدیمی سایه سنگینی بر زندگی زنان دارد. «مهناز فراهی»، مددکاری که سالها در این مناطق فعالیت کرده، به «هممیهن» میگوید، بعضی زنان همچنان معتقدند در دوران پریود نباید حمام بروند، چون «باعث عفونت میشود.» به گفته او، در نبود آگاهی و دسترسی، استفاده از نوار بهداشتی هم جا نیفتاده و بسیاری ناچارند به پارچه روی بیاورند؛ اگر توان مالی داشته باشند، پارچه نخی تهیه میکنند اما بیشتر زنان لباسهای نخی تابستانی کهنهشان را تکهتکه کرده و بارها میشویند و دوباره استفاده میکنند.
فراهی میگوید، قطعی آب و برق، شرایط را برای زنان دشوارتر کرده است. در مناطقی مانند «چاهزرد»، «چاه عمیق» و عشایر «سربیشه» در خراسان جنوبی یا «اوخیتپه» و «ترشکلی» در مرز «اینچهبرون» و کپرنشینهای جنوب سیستان و بلوچستان، «سفید آبه» و «ماده کاریز»، زنان بهمحض قطع برق، دسترسی به آب را هم از دست میدهند. پمپها از کار میافتند و خانوادهها برای شستن ظرفها یا حتی پخت غذا به آب چاه متوسل میشوند.
در چنین شرایطی زنان مجبورند مدت بیشتری از همان پارچهها استفاده کنند؛ اقدامی که سلامتشان را بهخطر میاندازد. به گفته فراهی، میان عشایر و روستاهای دورافتاده، مشکل کمبود آگاهی به این وضعیت دامن زده است. فراهی تأکید میکند که مدارس میتوانند نقش مهمی ایفا کنند؛ با توزیع نوار بهداشتی رایگان برای دانشآموزان و برگزاری کلاسهای آموزشی در کنار خانههای بهداشت. بهباور او، حتی طراحی برنامههای ساده و کودکانه برای دختران در آستانه بلوغ میتواند در شکستن تابوها و آموزش اصول بهداشتی مؤثر باشد؛ از نحوه استفاده ایمن از نوار بهداشتی یا پارچه گرفته تا نکاتی که باید در شرایط کمآبی و کمبود امکانات رعایت شود.
طبقه، فقر پریود و شکلی پنهان از فقر جنسیتی
شیرین احمدنیا، دانشیار جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با «هممیهن»، فقر پریود را بهعنوان یک مسئله ساختاری میبیند و میگوید، ایران در زمره جوامعی است که فقر فرهنگی و اقتصادی زمینهساز انواع دیگر فقر و ازجمله مفهوم فقر پریود میشود که در زبان انگلیسی با عنوان Period Poverty شناخته میشود: «منظور، درگیرشدن زنان بالغ به محدودیتهایی یا محرومیتهایی در جریان فرآیند طبیعی پریودشان است که درنتیجه مشکلات مالی یا ساختاری در محل زندگیشان شکل میگیرد؛ مانند اینکه بهخاطر مشکلات مالی نمیتوانند به وسایل بهداشت جنسی مورد نیاز نظیر نوار بهداشتی، تامپون، یا کاپ پریود دسترسی پیدا کنند.»
«سیمین کاظمی»، پزشک و جامعهشناس هم در گفتوگو با «هممیهن»، فقر پریود را یکی از اشکال کمتر دیدهشده اما عمیق فقر جنسیتی میداند: «پریود بخشی طبیعی از فیزیولوژی زنانه است، اما در زمینه تاریخی و اجتماعی مردسالاری، همواره بهعنوان امری ناتوانکننده وعامل طرد زنان دیده شده است. در دوران مدرن، هرچند ابزارها و محصولات بهداشتی برای کاهش محدودیتهای پریود ابداع شده، اما همه زنان به آنها دسترسی ندارند. امر جنسیت، طبقاتی است و زنان طبقات فرودست بیشتر در معرض فقر پریود قرار میگیرند.»
شیرین احمد نیا، جامعهشناس همچنین معتقد است، از منظر فقر فرهنگی هم، باورهای نادرست پیرامون دوران پریود موجب برچسبزنیهای سوئی مانند «ناپاک بودن» میشود و این امر به احساس شرم، اضطراب و انزواطلبی زنان دامن میزند. سیمین کاظمی اما فقر پریود را تبعات مستقیم فقر اقتصادی میداند: «وقتی محصولات بهداشتی پریود کالایی میشوند، زنانی که توان پرداخت بهای آن را ندارند، از ابتداییترین نیازهای بهداشتی محروم میمانند. این محرومیت، آنها را از مشارکت اجتماعی بازمیدارد و به انزوا و خانهنشینی سوق میدهد.
حتی در مدارس، دختربچههای بسیاری بهدلیل نداشتن دسترسی به نوار بهداشتی، ناچار به غیبت میشوند.» به باور این جامعهشناس، تسلط ساختار مردسالار و تقسیم کار جنسیتی سبب شده است که زنان بیشتر از مردان با فقر دستوپنجه نرم کنند. به گفته او، فقدان امکانات بهداشت پریود سلامت زنان و خانوادهها را تهدید میکند: «استفاده از جایگزینهای غیربهداشتی، عفونتهای واژینال، عفونت مجاری ادراری و حتی ناباروری بهدنبال دارد. محرومیت همچنین اعتمادبهنفس دختربچهها را کاهش داده و به ترکتحصیل یا انزوای بیشتر آنان منجر میشود.»
شیرین احمدنیا میگوید، رسانهها وظیفه اطلاعرسانی و تابوشکنی دارند واگر درباره فقر پریود سکوت کنند، عملاً به بازتولید آن کمک کردهاند: «فقر پریود فقط یک مشکل بهداشتی نیست؛ بلکه با عدالت جنسیتی، آموزش، رفاه و حقوق بشر گره خورده است.»
بهباور سیمین کاظمی هم مهمترین اقدام، «کالازدایی» از محصولات بهداشتی پریود است: «بازار، بدن زنانه و نیازهای خاص آن را بهعنوان پتانسیلی برای فروش و سودآوری شناسایی کرده است. زنان باید دسترسی رایگان و آسان به این محصولات داشته باشند. دولتها در کشورهای مختلف مانند اسکاتلند این سیاست را اجرا کردهاند. اما در ایران، سیاستهای اقتصادی و اولویتگذاریهای دولت، رفاه اجتماعی را قربانی کرده و زنان فقیر بیش از همه آسیب دیدهاند. حتی مالیات بر ارزش افزوده بر نوار بهداشتی، نوعی خشونت اقتصادی علیه زنان محسوب میشود.»
فمینیسم تقاطعگرا و عدالت توزیعی
بهباور شیرین احمدنیا و سیمین کاظمی، فقر پریود شکلی از بیعدالتی توزیعی است؛ احمدنیا میگوید وقتی کالاهای ضروری با مالیات افزوده عرضه میشوند، بدن زن بهمثابه بار اقتصادی دیده میشود، این نگاه نیازهای زنان را نامرئی و تجربه زیسته آنان را از حوزه ضروریات عمومی خارج میکند: «این سیاست مصداق خشونت اقتصادی است؛ چراکه بهطور سیستماتیک زنان را از دسترسی برابر به منابع ضروری محروم میکند و فقر پریود را بازتولید میسازد، بهویژه برای زنان کمدرآمد، مهاجر، زندانی یا بیخانمان.» او میگوید، از نگاه فمینیسم تقاطعگرا، این فقط مشکل زنان نیست؛ زنان مناطق محروم یا مهاجر چندین محرومیت را همزمان تجربه میکنند.
سیمین کاظمی هم بر ضرورت استفاده از رویکرد فمینیسم تقاطعی برای تحلیل فقر پریود تأکید میکند: «رویکرد تقاطع گرا در توضیح فقر پریود، ابزار تحلیلی و مفهومی کارآمدی است که کمک میکند فقط بر نظام تبعیض جنسیتی متمرکز نباشیم و وضعیت زنان را در تقاطع جنسیت با سایر محورهای سلطه و ستم تشخیص بدهیم. اینکه اگرچه نظام تبعیض جنسیتی پریود را بهعنوان یک ویژگی زنانه بهبهانهای برای ستم و فرودستی زنان تبدیل میکند، اما قادر به توصیف وضعیت و رنج همه زنان در مواجهه با پریود نیست.
اینجاست که رویکرد تقاطعگرا کمک میکند که سایر محورهای سرکوب و ستم هم در تخمین وضعیت زنان محاسبه شوند.» او میگوید، ما باید بدانیم زنی که فقیر است و از یک اقلیت قومی است، در تقاطع نظامهای تبعیض مبتنی بر جنسیت و طبقه و قومیت قرار گرفته، پریود را به شکلی متفاوت تجربه میکند و رهایی از این وضعیت نیازمند رفع هر سه نظام تولید کننده تبعیض یعنی نظام تبعیض جنسیتی و طبقاتی و قومیتی است.
کاظمی روند پاتولوژیزه کردن پریود را هم نقد میکند: «پریود یک امر طبیعی است، اما پزشکیسازی و بازار مصرف، آن را بهشکل بیماری بازنمایی کردهاند. هرروز محصولات تازهای از نوار بهداشتی تا مکمل، ژل و شورت مخصوص تبلیغ میشود، درحالیکه بسیاری از آنها پشتوانه علمی ندارند. این روند نگرانی زنان را بیشتر کرده و فشار اقتصادی بر آنها افزوده است؛ درحالیکه بسیاری هنوز از خرید ابتداییترین محصول، یعنی نوار بهداشتی، ناتواناند. درواقع هدف شرکتها حداکثر استفاده از بیماری پریود است. زنان بهویژه فعالان حقوق زنان در احقاق حقوق زنان در مسئله پریود باید به چنین جنبههایی از مسئله نیز توجه داشته باشند.»