تداوم رنج و جنگ علیه کودکان/گزارشی از آخرین وضعیت مردم غزه، پس از حملههای اخیر اسرائیل
با فروپاشی آتشبس و ازسرگیری بمبارانهای شدید و عملیات زمینی در نوار غزه، گزارشها حاکی از آن است که دستکم ۳۲۲ کودک کشته و ۶۰۹ کودک زخمی شدهاند.

محبوبه فراهانی خبرنگار اجتماعی: «هیام»، «حنین»، «سعاد» و «تهانی»، به آتشبس در غزه دل خوش کرده بودند؛ بعد از ماهها جنگ و کشتار بیوقفه، فکر میکردند برمیگردند به سرزمینشان و روی تلهای آوار، دوباره پرچم زندگی میکوبند اما حالا امیدشان ناامید شده، با تمام مقاومتها و تلاششان برای بازگشت به زندگی عادی.
از زمان ازسرگیری بمباران اسرائیل از ۱۸ مارس، حملات شدید و گسترده اسرائیل به غزه جان صدها غیرنظامی ازجمله زنان و کودکان را گرفته؛ نزدیک به ۸۰۰ فلسطینی در غزه کشته شده و بیش از ۱۴۲ هزار نفر دوباره آواره شدهاند، بیآنکه جایی برای پناه بردن داشته باشند. از اوایل مارس هیچ کمکی وارد غزه نشده است؛ این طولانیترین توقف کمکهای بشردوستانه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است و بخش زنان سازمان ملل اعلام کرده، تنها برای شش روز دیگر مواد غذایی باقی مانده است.
زندگی و سلامت زنان و کودکان در معرض خطر جدی است. جمعیت خسته و درمانده، هیچ فرصتی برای آسایش از جنگ و ویرانی ندارد. زنان باردار بهویژه آسیبپذیرترند؛ ۵۰ درصد آنها با بارداریهای پرخطر مواجهاند و سوءتغذیه در میان زنان و کودکان بهشدت گسترش یافته است.
با فروپاشی آتشبس و ازسرگیری بمبارانهای شدید و عملیات زمینی در نوار غزه، گزارشها حاکی از آن است که دستکم ۳۲۲ کودک کشته و ۶۰۹ کودک زخمی شدهاند. این خبر را یونیسف اعلام کرده و گفته که این به معنای میانگین روزانه حدود ۱۰۰ کودک کشته یا معلول طی 10 روز، یعنی از 20 تا 30 مارس است. بیشتر این کودکان آواره شده و در چادرهای موقت یا خانههای ویرانشده پناه گرفته بودند. پس از نزدیک به ۱۸ ماه جنگ، گزارشها نشان میدهد که بیش از 15 هزار کودک کشته، بیش از 34 هزار نفر زخمی و نزدیک به یکمیلیون کودک بارها آواره شده و از حقوق اولیه خود محروم شدهاند.
آنطور که یونیسف در گزارشی نوشته، از دوم مارس، هیچ کمکی اجازه ورود به نوار غزه را نداشته است که این طولانیترین دوره مسدود شدن کمکها از آغاز جنگ محسوب میشود. درنتیجه غذا، آب سالم، سرپناه و خدمات پزشکی بهشدت کمیاب شده است. در نبود این نیازهای اساسی، سوءتغذیه، بیماریها و سایر شرایط قابل پیشگیری بهشدت افزایش خواهند یافت و احتمال مرگومیر کودکان بیشتر خواهد شد. این نهاد در این گزارش از کشورهایی که نفوذ دارند خواسته از قدرت خود برای پایان دادن به این جنگ و تضمین رعایت قوانین بینالمللی استفاده کنند تا از جان کودکان محافظت شود: «جهان نباید دست روی دست بگذارد و شاهد ادامه کشتار و رنج کودکان باشد.»
میمانیم، چون دستکم هنوز خانه ماست
«در تمام طول جنگ، فقط به لحظه بازگشت به خانه فکر میکردم. دلم برایش تنگ شده بود.» این را «قصی»، یک پسر ۱۰ ساله، میگوید: «و مدام به دوچرخهام فکر میکردم.»
قصی و خانوادهاش دو بار آواره شدهاند؛ ابتدا به شهر رفح، جایی که در چادری پناه گرفتند، سپس به خان یونس در جنوب نوار غزه نقلمکان کردند. صفهای طولانی برای آب، بخشی از زندگی روزمرهشان بود. ترس دائمی از بمباران نیز همینطور. زمانی که در ژانویه ۲۰۲۵ اعلام آتشبس شد، خانواده قصی مستقیماً به خانهشان در شمال غزه بازگشتند.
اما وقتی رسیدند، تقریباً هیچچیزی باقی نمانده بود: «خانه ما کاملاً سوخته بود. حتی دوچرخهام هم در میان خرابهها در خیابان افتاده بود. دلم شکست، چون هیچچیز پیدا نکردم؛ نه کتابهایم، نه اسباببازیهایم، نه لباسهایم و نه تختم.»
یونیسف که در حال همکاری با شرکای خود برای ارائه حمایت روانی-اجتماعی به کودکان و خانوادههاست و مشاوران و روانشناسان را برای درمان علائم شدید استرس پس از سانحه آموزش میدهد، در گزارشی نوشته، هزینهای که جنگ برای خانوادههایی مانند قصی داشته، غیرقابل تصور و همچنان رو به افزایش است. خانهها ویران شدهاند، زیرساختهای حیاتی از بین رفته است و کودکانی که در پی بازگشت به جامعه خود هستند، اکنون با کمبود شدید غذا، آب آشامیدنی سالم و سرپناه مواجهاند. با شکسته شدن آتشبس در ژانویه، این خانوادهها بار دیگر با بمبارانهای بیوقفه و دستورهای تخلیه روبهرو هستند.
«جانا»، دختری ۱۱ ساله که از شمال غزه به شهر دیرالبلح در مرکز نوار غزه آواره شده، میگوید: «خانهمان کاملاً تخریب شده است. زندگی اینجا خیلی سخت است. آب لولهکشی نداریم، پدرم مجبور است آن را بخرد.» جانا میگوید که در میان خرابههای خانهشان جستوجو کرده تا چیزی -لباس، کتاب یا حتی یک اسباببازی- پیدا کند. اما در میان ویرانیهای گسترده، چیزی برای نجاتدادن باقی نمانده است.
«جهان» مصمم است که برای خانوادهاش منبع قدرت باشد، اما اعتراف میکند که این کار یک چالش بزرگ است. خانه آنها هم نابود شده است. او تصویری از ساختمان آپارتمانی که پیش از جنگ در آن زندگی میکردند، نشان میدهد اما حالا دیگر فقط ویرانهای از آن باقی مانده است: «حالا در یک چادر زندگی میکنیم. اینجا سرد است و آب لولهکشی نداریم. شرایط زندگی بسیار بد است. اما ما ترجیح میدهیم اینجا بمانیم، چون دستکم هنوز خانه ماست.
وقتی فهمیدم خانهمان تخریب شده، ویران شدم. خاطرات زیادی آنجا داشتیم. اما فقط در خلوت گریه کردم، چون باید بهخاطر بچهها قوی میماندم.» جهان میگوید که شب گذشته، دخترش با گریه از خواب پرید، زیرا طوفانی شدید چادرشان را در هم میکوبید: «او خیلی ترسیده بود. احساس ناامنی شدیدی داشتیم، انگار هرلحظه ممکن بود باد چادر ما را ببرد. شوهرم مجبور شد بیرون برود و پایههای چادر را با دستهایش نگه دارد، تا زمانی که ما خوابیدیم.»
«فرح» خوشحال است که خانهاش در شهر غزه همچنان قابل سکونت است، اما از تأثیر جنگ بر فرزندانش نگران است: «امیدوارم بتوانند دوباره به مدرسه بروند و تحصیلات خوبی داشته باشند.» او دختر کوچکش را در آغوش میگیرد و ادامه میدهد: « اما آنها به حمایت نیاز دارند. بچههای کوچک هنوز شبها گریه میکنند. جنگ، صدای بمبها. اینها در وجودشان ترس به جا گذاشته است.»
نگرانیهای «فرح» نشاندهنده تأثیر بلندمدت جنگ بر سلامت روان کودکان است. بیش از ۱۵ ماه جنگ، با خشونتهای ویرانگر، جراحات شدید و از دست دادن عزیزان همراه بوده است. بسیاری از مردم همچنان از خدمات اولیه مانند آب سالم، بهداشت و آموزش محرومند. برای حدود یک میلیون کودک در غزه، چیزی بهنام «پایان استرس پس از جنگ» وجود ندارد. آنها در شرایطی از استرس مزمن، محرومیت و فقدان اطمینان زندگی میکنند. افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانی، رشد سالم آنها را تهدید میکند. استرس مداوم میتواند باعث تغییرات عصبی و جسمی ماندگار شود که سلامت روانی و جسمی آنها را برای همیشه تحتتأثیر قرار دهد.
کارشناسان یونیسف شاهدند که کودکان منزویتر و تحریکپذیر شدهاند و با افسردگی و اضطراب شدید دستوپنجه نرم میکنند. «میرا»، دختربچه ۵ سالهای که تیم یونیسف اخیراً با او ملاقات کرد، دیگر صحبت نمیکند. مادربزرگش، «طولای»، میگوید روزی را که پسرش، پدر میرا، کشته شد، هرگز فراموش نمیکند: «بوی گاز را حس کردم و فریاد زدم: گاز! گاز! اما بچههایم گفتند که این بوی گاز نیست. ناگهان خانه منفجر شد و فرو ریخت. همان روز اول، پسرم را به خاک سپردم. پدر این دختر کوچک. من خستهام. خانهای ندارم.»
«هاله» ۱۹ ساله، فراتر از اندوه و ویرانی اطرافش، به آیندهای نگاه میکند که هنوز امید به آن دارد: «رؤیای من این است که پزشک شوم. این جنگ سالی از عمر من را گرفت، اما من نمیخواهم سال دیگری را از دست بدهم. ما میخواهیم غیرممکن را ممکن کنیم تا پیشرفت کنیم و موفق شویم.»
تشدید بیوقفه بمبارانهای کور و محاصره کامل ورود کمکها به نوار غزه برای بیش از سه هفته، پاسخ بشردوستانه را با بحران شدید مواجه کرده و جان غیرنظامیان، بهویژه یک میلیون کودک در غزه را در معرض خطر جدی قرار داده است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف، میگوید: «آتشبس در غزه یک روزنه امید حیاتی برای کودکان این منطقه و فرصتی برای بهبود شرایط بود. اما بار دیگر کودکان در چرخهای از خشونت مرگبار و محرومیت گرفتار شدهاند. همه طرفها باید به تعهدات خود تحت قوانین بینالمللی بشردوستانه برای حفاظت از کودکان پایبند باشند.»
سازمانهای بشردوستانه با تمام توان در تلاشند تا در این شرایط وحشتناک از کودکان حمایت کنند، اما همچنان با حملاتی مواجهند که صدها امدادگر را کشته و زخمی کرده است. این حملات نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه است و ادامه عملیات حیاتی و نجاتبخش برای کسانی که بهشدت نیازمند کمک هستند را به خطر میاندازد.
یونیسف همچنان از طرفهای درگیر خواسته که به درگیریها پایان دهند و آتشبس را ازسر بگیرند. ورود کمکهای بشردوستانه و کالاهای تجاری به نوار غزه و توزیع آنها باید امکانپذیر شود. کودکان بیمار و زخمی باید برای دریافت مراقبتهای پزشکی منتقل شوند. غیرنظامیان ازجمله کودکان و کارکنان امدادی و زیرساختهای حیاتی باقیمانده باید مورد حفاظت قرار گیرند و گروگانها باید آزاد شوند.
نگرانی از بحران انسانی شدید
سههفتهونیم از محاصره کامل غزه توسط اسرائیل میگذرد. باوجود تلاشهای روزانه سازمان ملل برای تأمین دسترسی به کمکهای بشردوستانه، هیچ کمکی به این منطقه نرسیده است. با کاهش شدید ذخایر غذا، دارو و سایر ملزومات حیاتی، نگرانیها درباره افزایش اضطراب و استیصال مردم در صفهای نان مقابل معدود نانواییهای باقیمانده در غزه شدت گرفته است.
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) در گزارشی اعلام کرده، بیشتر تلاشهای سازمانهای بشردوستانه برای هماهنگی ورود کمکها با مقامات اسرائیلی در غزه با پاسخ دسترسی ممنوع مواجه میشود. به اعلام این نهاد، از مجموع هفت درخواست ورود کمک در روز دوشنبه، پنج مورد و از مجموع ۹ درخواست در روز سهشنبه، شش مورد رد شده است.
کادر درمانی در غزه بهشدت خسته شدهاند و نیاز فوری به حمایت و محافظت از حملات مداوم دارند. سازمان ملل از حملات تازه علیه کارکنان درمانی، آمبولانسها و بیمارستانها گزارش داده و نسبت به صدها مجروح، کاهش شدید ذخایر دارویی و کمبود تجهیزات پزشکی، خون و نیروی انسانی هشدار داده است: «هیچکس در امان نیست. جهان باید نسبت به این جنایات هیچگونه تحملی نداشته باشد.»
طبق گزارش وزارت بهداشت غزه، از زمان از سرگیری بمباران اسرائیل در ۱۸ مارس، نزدیک به ۸۰۰ فلسطینی کشته شدهاند که ۳۸ نفر آنها در ۲۴ ساعت همین تاریخ جان باختهاند. در 10 روز گذشته، هشت امدادگر در غزه کشته شدهاند و مجموع کشتههای امدادگران در این منطقه به ۳۹۹ نفر رسیده است. این شامل ۲۸۹ نفر از کارکنان سازمان ملل میشود. در یک حمله تانکهای اسرائیلی به یک مقر سازمان ملل در دیرالبلح، چندین کارمند دفتر خدمات پروژهای سازمان ملل (UNOPS) و آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی (UNRWA) کشته شدند و شش نفر دیگر بهشدت زخمی شدند.
دستورهای تخلیه جدید اسرائیل باعث آوارگی موج تازهای از مردم شده و از ۱۸ تا ۲۳ مارس، بیش از 142 هزار نفر آواره شدهاند. طبق گزارش OCHA، دستورات تخلیه اسرائیل ۵۵ کیلومترمربع از نوار غزه را دربر گرفته است. مساحتی نزدیک به جزیره منهتن در نیویورک. حدود ۱۵ درصد از غزه مشمول این دستورات تخلیه شده است، علاوه بر «مناطق ممنوعه» در امتداد مرزها و مرکز غزه.
اسرائیل ورود کمکهای بشردوستانه و هرگونه تجهیزات دیگر را از طریق تمام گذرگاههای زمینی به غزه ممنوع کرده است. این طولانیترین دوره بسته بودن گذرگاهها از اکتبر ۲۰۲۳ است. سازمان ملل هشدار داده است که تمام پیشرفتهایی که در دوران آتشبس برای کمک به بازماندگان انجام شده بود، از بین رفته است.
زندگی متوقف شده است
وحشتی غیرقابل تحمل زندگی زنان در غزه را فراگرفته؛ آنها بعد از یکسالونیم جنگ در نوار غزه، خسته و همچنان آوارهاند و سعی میکنند امیدشان را نگه دارند تا بتوانند با مقاومت زندگی را از سر بگیرند. تنها در ۱۸ مارس، بین ساعت ۲:۱۰ بامداد تا ۱۲ ظهر، هر ساعت هشت زن در اثر حملات هوایی جان باختهاند. این حمله یکی از مرگبارترین حملات از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بوده است.
«هیام» یکی از این زنان فلسطینی است که به بخش زنان سازمان ملل گفته، دیگر نمیداند باید برای فرار به کجا پناه ببرد: «به زمین المیراج فرار و سعی کردیم مستقر شویم، اما حالا کجا برویم؟ ما چشم از اخبار برنمیداریم. زندگی متوقف شده است. تمام شب را بیدار ماندیم و دیگر فلج شدهایم. نمیتوانیم از خانه بیرون برویم.»
«حنین» میگوید، در هفته گذشته هر دقیقه یک حمله «دیر البلح»، مرکز غزه را هدف قرار داده و از ساعت ۲ بامداد، کمربندهای آتش آسمان را روشن کردهاند. «سعاد» از «خان یونس» هم میگوید، در ساعت ۲:۳۰ بامداد، هنگامی که با خانواده برای خوردن سحری آماده میشدند، صدای جیغ زنان و کودکان را شنیدهاند: «من گرسنگی، محاصره و جنگ را تجربه کردهام، اما دیشب متفاوت بود. هر نوع درد و تحقیر را در خود داشت.»
«تهانی» از شهر غزه هم میگوید، بیش از ۱۵۰ جنگنده همزمان حمله کرده و تمام غزه با یک بمباران واحد از خواب بیدار شده است: «دوباره به همان چرخه بیپایان بازگشتهایم.»
تأثیر جنگ بر سلامت روان زنان
تعداد زنانی که درگیر درگیریهای مسلحانهاند، بهسرعت در حال افزایش است. در یک سال گذشته، سهم زنان از تلفات غیرنظامیان در جنگها دوبرابر شده است و اکنون ۴۰ درصد از کشتهشدگان غیرنظامی را تشکیل میدهند. امروزه بیش از ۶۰۰ میلیون زن و دختر در مناطق درگیر جنگ زندگی میکنند که نسبت به سال ۲۰۱۷، ۵۰ درصد افزایش داشته است.
آنطور که بخش زنان سازمان ملل گزارش داده، درحالیکه بمبها و گلولهها به تیتر اخبار تبدیل میشوند، برای میلیونها زن و دختر، تروما، آوارگی و سرکوب باری سنگین بر سلامت روان آنها تحمیل کرده است. تقریباً همه کسانی که تحتتأثیر یک بحران انسانی قرار میگیرند، دچار فشارهای روانی میشوند و از هر پنج نفر، یکنفر دچار بیماریهای طولانیمدت روانی مانند افسردگی، اضطراب، PTSD، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی میشود. بااینحال، تنها دو درصد از آنها درمان مورد نیاز را دریافت میکنند.
با وجود این آمار نگرانکننده، سلامت روان تنها یک تا دو درصد از بودجه جهانی سلامت را دریافت میکند، درحالیکه ۲۰ درصد از مشکلات سلامتی در شرایط اضطراری مربوط به مسائل روانی است. مشکل فقط بودجه نیست، دسترسی به خدمات درمانی نیز یک چالش بزرگ است. در کشورهای پردرآمد، برای هر ۱۰۰ هزار نفر بیش از ۷۰ متخصص سلامت روان وجود دارد، درحالیکه این رقم در کشورهای کمدرآمد کمتر از یک نفر است.
با ادامه درگیریهای طولانیمدت، تعداد زنانی که تحتتأثیر این بحران قرار میگیرند، همچنان در حال افزایش است و مقیاس این وضعیت اضطراری گستردهتر میشود. در غزه، بمبارانهای مداوم، آوارگی و کمبود منابع حیاتی، یک فاجعه انسانی بیسابقه را رقم زده است. زندگی تحت محاصره و تهدید دائمی خشونت، باعث ترس شدید، تروما و خستگی مفرط در زنان و دختران شده است. ۸۵ درصد از جمعیت غزه (1/9میلیون نفر) آواره شدهاند. دسترسی به آب سالم، غذا، برق و خدمات درمانی تقریباً غیرممکن شده است و ۹۰ درصد از مردم به غذای کافی دسترسی ندارند.
۷۵ درصد از زنان در غزه دچار افسردگی، ۶۲ درصد دچار بیخوابی و ۶۵ درصد از کابوسهای مداوم و اضطراب رنج میبرند. اما تقریباً هیچ خدمات درمانی برای آنها وجود ندارد. «گاهی اوقات به سرویس بهداشتی میروم، فقط برای اینکه گریه کنم تا کمی بهتر شوم.» این را مادر ۲۷ سالهای از خانیونس میگوید.
زنان نهتنها با تروماهای شخصی خود دستوپنجه نرم میکنند، بلکه مسئولیت مراقبت از فرزندان خود را نیز برعهده دارند: «من به سلامت خودم توجه نمیکنم، چون تنها سرپرست فرزندانم هستم و هم نقش پدر، هم نقش مادر را برعهده دارم.»
جنگ علیه سلامت زنان در غزه فقط فیزیکی نیست؛ بلکه روانی، احساسی و بیرحمانه است. جنگ حتی پس از متوقفشدن تیراندازی پایان نمییابد. خاطرات آن در ذهن کسانی که آن را تجربه کردهاند، باقی میماند. برای زنان در مناطق جنگی، حمایتهای روانی یک ضرورت است، نه یک امتیاز.
این گزارش سازمان ملل در پایان نوشته که سلامت روان باید بخش اصلی هر پاسخ بشردوستانه باشد؛ از مشاورههای روانی تا ایجاد فضاهای امن برای زنان و دختران. جهان باید به صدای زنان گوش دهد. آنها درخواست کمک کردهاند. زمان آن رسیده که پاسخ دهیم.