ترقی معکوس
اگر بخواهیم پسرفت یا ترقی معکوس برخی از نهادهای کشور را نشان دهیم، مجلس نمونه مناسب آن است. اگر مجلس کنونی را با مجلس اول انقلاب مقایسه کنیم سطح و سلامت هر یک از نمایندگان، دغدغهها، استدلالها و رویکردهای کلان آنان زمین تا آسمان تغییر کرده ولی چه تغییری؟ منفی.
اگر بخواهیم پسرفت یا ترقی معکوس برخی از نهادهای کشور را نشان دهیم، مجلس نمونه مناسب آن است. اگر مجلس کنونی را با مجلس اول انقلاب مقایسه کنیم سطح و سلامت هر یک از نمایندگان، دغدغهها، استدلالها و رویکردهای کلان آنان زمین تا آسمان تغییر کرده ولی چه تغییری؟ منفی.
امروز هم روز مجلس است که به مناسبت سالروز شهادت مرحوم مدرس نامگذاری شده است. به همین مناسبت، گزارش صفحات سیاسی امروز «هممیهن» درباره نسبت مجلس موجود و مدرس است که نمایندگان کنونی و گذشته آن را نقد کردهاند.
در پاسخی کوتاه باید گفت که میان این دو مورد هیچ نسبت محتوایی و نیز شکلی، متصور نیست. برای فهم این مسئله تا آنجا که مجال باشد، ویژگیهای مدرس را بهعنوان یک نماینده در چند دوره مجلس میشماریم تا این تمایز و ترقی معکوس در نهاد مجلس روشن شود.
مدرس بهعنوان یک مجتهد با مسائل کشور به امور مستحدثه برخورد فقهی نوآورانهای داشت و اداره کشور در چهارچوب دولت- ملت را خوب درک میکرد. جالب اینکه وی در دوره سوم سعی کرد فراکسیون هیئت علمیه (فراکسیون روحانیت) را تشکیل دهد؛ ولی بعداً دریافت که تصیم ناموفقی بود، لذا تا سه دوره دیگری که در مجلس بود سراغ آن نرفت. در واقع، احساس کرد آنان به صفت لباس مشابه هستند؛ ولی دارای افکار و منافع و آرمانهای یکسانی نیستند.
مدرس رفتار بر مبنای تشخیص مصالح کشور را بسیار خوب به انجام میرساند. دو نمونه آن عبارتند از: او مخالف تغییر سلطنت و تاسیس سلطنت پهلوی بود ولی بهرغم تغییر سلطنت و آمدن پهلوی، در انتخابات دوره مجلس ششم کاندیدا شد و به مجلس هم راه یافت. در مورد دیگر هم بهرغم مخالفتش با رضاشاه، از لایحه نظام اجباری (سربازی) دفاع کرد. همچنین، مدرس در عین اصولی بودن اهل مصلحتسنجی و مصالحهگری هم بود و در موارد متعددی عمل به مصلحت میکرد. این ویژگی سیاستورزی واقعگرایانه او بود.
مدرس اهل انتقامکشی سیاسی با مخالفینش نبود و حتی در مواقع ضروری با آنها بر سر مصالح کشور ائتلاف هم میکرد. مثلاً در جنگ اول و اشغال ایران با حزب رقیب ائتلاف کرد و کمیته دفاع ملی را با یاری آنها تشکیل داد.
مدرس بهعنوان یک نیروی سیاسی، بسیار مسئولیتپذیر و پاسخگو بود. برای نمونه او پذیرفت که تشکیل کابینه مهاجرت با یاری عثمانیها و آلمانیها در کرمانشاه اشتباه بود و آن را بهصراحت در مجلس اظهار کرد.
مدرس از فعالترین نمایندگان مجلس در موضوعات مهم کشور بود و تقریباً در تمام موارد نطق میکرد و دارای موضع بود. ولی مهمتر از این در اغلب موارد حرفهای حساب و منطقی میزد؛ به نحوی که همه نمایندگان را تحتتاثیر خود قرار میداد.
مدرس در تعامل با قدرتهای بزرگ قائل به ایجاد موازنه بود و از برخوردهای تند شعاری پرهیز داشت.
مدرس یک نماینده ملتزم به شیوه اداره فراکسیونی مجلس بود و در چارچوبهای فراکسیونی رفتار میکرد. همچنین تا پایان عمر خود به شیوه اداره پارلمانی کشور وفادار ماند و طرفدار حذف نامزدها نبود.
سلامت و پاکدستی و نیز غنای گفتاری و ادبی او نیز روشن است. اکنون میتوانیم با نگاهی به وضعیت خود دریابیم که مجلس یا نمایندگان آن در ایران کجا بودند و اکنون کجا هستند؟ و چه نسبتی میان این الگوی رسمی نهاد مجلس با واقعیت آن وجود دارد؟