عباس عبدی

نویسنده و پژوهشگر افکار عمومی

بازی جدیدی آغاز باید کرد

 

بدون تردید آنچه که در آرشیو جام‌جهانی باقی می‌ماند، باخت ۲-۶ ایران به تیم انگلستان در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر است و به احتمال فراوان آیندگان فراموش خواهند کرد که ماجرای این باخت چه بود. ولی بعید است که مردم ایران فراموش کنند که دو گروه در تقابل با یکدیگر چنان جامعه را تجزیه و تیم ملی را تضعیف کردند که به‌ناچار به چنین باختی تن داد. جالب اینکه روز بعد از این باخت، عربستان با نتیجه ۲ بر یک بر آرژانتین پیروز شده است. تحمل چنین وضعی سخت است، ولی یک ملت بزرگ چاره‌ای ندارد جز اینکه از این پیش‌آمدها درس بگیرد و متوجه شود که این نتیجه محصول بازی دو گروه است؛ یکی در حکومت و دیگری در اپوزیسیون، که هر دو به نحوی ایران را تضعیف می‌کنند، یکی در قدرت و دیگری در آن سوی آب، که چون نیک بنگریم عملکردشان ریشه در وحدت ملی و تمامیت ارضی این کشور ندارد. آنان در نابود کردن تمامی علقه‌های ملی و میهنی ایرانیان هم‌دست هستند. برد و باخت در فوتبال یا هر ورزش دیگر ذاتاً چیز مهمی نیست. آنچه که اهمیت دارد تعبیر و تفسیر و حسی است که مردم از این بازی‌ها و نتایج آنها دارند. آنان که در دو سوی این بازی خطرناک در حال تزریق حس نفرت و خشونت و تجزیه ملت هستند، می‌توانند برنده یا بازنده این بازی باشند. نتیجه ۲-۶ را فراموش کنید. بازی جدیدی را باید آغاز کرد، که از امروز تا آینده‌ای طولانی‌مدت ادامه خواهد داشت. بازی اصلی میان مردم در برابر و علیه مجموعه نیروهایی است که دل در گرو این مرز و بوم و این تمدن ندارند، تمدنی که بزرگ‌ترین ادیبان و شاعران صلح‌جو را به جهان عرضه کرده است و فرهنگ آن چنان غنی بوده که بزرگ‌ترین دشمنان و حتی متجاوزان فاتحش را در دل خود هضم کرد و آنان را به حاشیه راند، و همچنان بار مفهومی فرهنگ و تمدن ایرانی را زنده نگه داشته و به نسل کنونی منتقل کرده است. اینک دو گروه که هیچ تعلقی به این فرهنگ و ملت ندارند، و هر دو در صدد انحصار قدرت، ولو به قیمت نابودی ایران هستند و در حال انجام این رقابت خطرناک هستند.
تنها راه این است که بازی خطرناک آنان به هم زده شود و خط میانه و خواهان تغییرات غیرخشونت‌آمیز، صدای خود را بلندتر کند و راه خود را به عنوان چشم‌انداز ایران عزیز نشان دهد.
اگر شکست یکی از این دو گروه خطرناک از مدت‌ها پیش اعلام شده و بر همگان روشن است، برای اعلام شکست طرف مقابل نیز بیش از دو ماه زمان نیاز نبود که در پی منحرف کردن خواست‌های انسانی و مسالمت‌جویانه مردم ایران به سوی ضدیت با تمامی نمادهای ملی یا تجزیه و جنگ داخلی هستند. هر دو گروه دو روی یک سکه را بازی کرده‌اند. برنده اجتماعی و تاریخی این بازی می‌تواند این نیروی خاموشی باشد که باید موتور خود را روشن کند و اطمینان داشته باشد که مردم حامی آنان هستند. هر کس شک کند می‌بازد.