چرا مردم فیلم اکشن دوست دارند؟
در مطلب پیش رو به فیلم اکشن بهطور خاص پرداخته میشود، اینکه فیلم اکشن در سالهای اخیر هم موقعیت مسلط و همرمز و راز خاصی در فیلمسازی مدرن داشته، یک واقعیت آشکار است.

تأثیر فیلمهای سینمایی بر جامعه موضوعی پیچیده و بحثبرانگیز است. باتوجه به درک کنونی جامعهشناسی، پرداختن به این موضوع بهطور خلاصه، مانند یک مقاله مجله، با چالشهای مهمی همراه است، زیرا سعی در سادهسازی مسائل اجتماعی و فرهنگی پویا دارد. در مطلب پیش رو به فیلم اکشن بهطور خاص پرداخته میشود، اینکه فیلم اکشن در سالهای اخیر هم موقعیت مسلط و همرمز و راز خاصی در فیلمسازی مدرن داشته، یک واقعیت آشکار است.
با وجود حملات شدید و فزاینده به اصولی که بهطور سنتی به این سبک اهمیت ویژهای داده است، همچنان این گونهی فیلم به راه خود ادامه میدهد و مخاطبان بسیاری در سراسر جهان دارد. بهرغم پیشبینیهای مرگ قریبالوقوع این ژانر که منتقدان و فیلمسازان با اطمینان از آن صحبت کردهاند، فیلم اکشن سنتی با اپیزودهای خشونتآمیز و شخصیتهای سرسخت جذابیت خود را در بین عموم از دست ندادهاند و برعکس درواقع فیلم اکشن به بخش پیشرو در سنت سینمای آمریکا تبدیل شده است.
تحول تاریخی فیلمهای اکشن
ژانر فیلم اکشن از زمان پیدایش بهطور قابلتوجهی تکامل یافته است و منعکسکننده تغییرات در فناوری، ارزشهای اجتماعی و انتظارات مخاطب است.
ژانر اکشن در اوایل قرن بیستم از طریق فیلم ساختهشده توسط ادوین اس.پورتر در سال 1903 با عنوان «سرقت بزرگ قطار» آغاز شد. این دوره از فیلم، دوران صامتی بود که در آن دیالوگ یا گفتاری در فیلمها وجود نداشت. حتی با تکنولوژی محدود، این فیلم و صحنههای نمادین آن یک ژانر کاملاً جدید ایجاد کرد و از آن بهبعد انقلاب فیلمهای اکشن آغاز شد. در این فیلم برای اولینبار برای نقل داستان بر پردهی سینما از برش استفاده شد. این فیلم هشتدقیقهای درباره حمله راهزنان به قطار پستی و تشکیل گروه تعقیب و نابودی راهزنان است و مونتاژ موازی (گریختن راهزنان و کشف دزدی در همان زمان و با هم به صورت کات به کات برای نخستینبار) بهره گرفته شد.
در دهه 1970، ژانر اکشن به چیزی تبدیل شد که امروزه شناخته شده است. استفاده از جلوههای ویژه و بدلکاری که توسط بازیگران اجرا میشد و تعداد فیلمهای اکشن نیز افزایش یافت؛ فیلمهای اکشنی که در این زمان ساخته میشوند از فیلمهای اکشن وسترن معمولی متمایز بودند که در آن قهرمان داستان در شرایط سختی قرار داشت و برای نجات خود، از خشونت و سکانسهای اکشن استفاده میکرد و بیشتر شامل بازیگرانی بود که در نقش افسران پلیس بازی میکردند.
فیلمهای اکشن هنگکنگ که در دهه 1970 فراگیر شد از هنرهای رزمی در فیلمهای خود استفاده میکردند تا مخاطب را به شیوهای منحصربهفرد مجذوب خود کنند. قبل از گسترش فیلمهای اکشن هنگکنگ، هنرهای رزمی در فیلمهای اکشن غیرمعمول بود. آنها بهدلیل استفاده از هنرهای جذاب در فیلمها به سرعت محبوب شدند. بروسلی یک رزمیکار مشهور بود که در فیلمهای اکشن بسیاری بازی کرد و جهانی شد.
فرانچایزهای محبوبی مانند «جنگ ستارگان» و «ایندیانا جونز» در اوایل دهه 1980 ساخته شدند. در این دوران بودجه فیلمها رشد قابل توجهی داشت که توانستند در تولید برای استفاده از بدلکاری و جلوههای ویژه بیشتری استفاده کنند. پدیده جیمز باند: اکران «دکتر نو» (1962) آغازی برای ژانر اکشن جاسوسی بود که منجر به دنبالهها و تقلیدهای متعددی شد که این ژانر را برای سالها تعریف کرد.
دههی 1980 همچنین دههی ظهور ستارههای اکشن نمادینی مانند آرنولد شوارتزنگر در «نابودگر» (1984) و سیلوستر استالونه در «رمبو: اولین خون» (1982) هستیم؛ قهرمانان عضلانی که به یک عنصر اصلی در فیلمهای اکشن تبدیل شدند.
اوایل دههی 2010 زمان ظهور بازیگران زن قوی در فیلمهای اکشن بود؛ فیلمهایی مانند «مکس دیوانه: جاده خشم» (2015) و «زن شگفتانگیز» (2017) بر توانمندسازی زنان و قهرمانان زن قوی تأکید داشتند.
امروز با ظهور پلتفرمهای استریم شاهد موج جدیدی از محتوای اکشن هستیم که هر سال بر تعداد آنها افزوده میشود که نشان از محبوبیت این ژانر دارد.
ویژگیها و عناصر فیلمهای اکشن
فیلمهای اکشن صرفاً در مورد سکانسهای اکشن نیستند، بلکه سرشار از معانی لایهای و نقدهای اجتماعی هستند که پیامهای مرتبط با جنسیت، ایدئولوژی و اهمیت اجتماعی را منتقل میکنند. فیلمهای اکشن یکپارچگی سینمایی خود را از طریق زمینه یعنی محیط اجتماعی و فرهنگی که فیلم در آن تولید و مصرف میشود، فرم یعنی جنبههای سبکی و ساختاری فیلم از جمله تکنیکهای روایی و زیباییشناسی بصری و محتوا یعنی مضامین، پیامها و موضوعات به تصویر کشیده شده در فیلم منتقل میکنند.
همچنین فیلمهای اکشن اغلب بر تقابلهای دوتایی تکیه دارد یعنی جفتهای متضاد با هم روبهرو میشوند که این تقابلها عموماً در قالب خوب در مقابل بد، مرد در مقابل زن، بیگناه در مقابل گناهکار به تصویر کشیده میشوند و گروههای بهحاشیه راندهشده یا اقلیت را برجسته میکنند.
تصورات و کلیشههای اجتماعی در فیلمهای اکشن
فیلمهای اکشن معمولاً مردان را بهعنوان قهرمان و مسئول به تصویر میکشند. در نقشهای دیگر، مادههای ضعیف، منفعل هستند و اغلب دچار دردسرهایی میشوند که مردها آنها را از شر آنها نجات میدهد، بسیاری در جامعه امروزی هنوز به این کلیشهها باور دارند. در مطالعه اولسون (1982)، 128 مرد تماشاگر فیلم و 72 زن تماشاگر فیلم مورد مطالعه قرار گرفتند تا ببینند آیا کلیشههای ایجادشده در فیلمها بر ادراکات و باورهای بینندگان در مورد نقشهای جنسیتی تأثیر میگذارد یا خیر.
نتایج نشان داد که دانشجویان مرد هفتگی که در معرض نمایش فیلم قرار میگیرند، براساس کنشهایی که در فیلم به تصویر کشیده شده کلیشههای زیادی را برای ویژگیهای مردانه دارند. اگر فیلمها اغلب زنان را منفعل یا مردان را پرخاشگر نشان میداد، این مطالعه به دنبال این بود که مشخص کند آیا تماشاگران این کلیشهها را در تفکر و رفتار خود دارند یا آنها را تقویت میکنند.
تحقیقات اولسون (1982) یکی از دلایلی را نشان میدهد که چرا زنان بهویژه جذب شخصیتهای مرد مسلطتر در فیلمهای اکشن میشوند. واقعیت این است که نقش مرد در فیلمهای اکشن رویکردی بسیار غیرواقعگرایانه در مورد آنچه واقعاً مردان هستند به تصویر میکشد. این تصاویر ناسالم هستند و نهتنها برای مردان، بلکه برای برخی از زنان نیز میتوانند اثرات مضری داشته باشند. این به تصویر کشیدن نقشهای جنسیتی در فیلمهای اکشن ممکن است یکی از دلایلی باشد که طرفداران دوآتشهی این ژانر را مردان جوان طبقه کارگر پایین تشکیل میدهند.
تأثیرات روانشناختی فیلمهای اکشن بر بینندگان
معمولاً معروف است که مردم تمایل دارند رفتارهایی را که بیشتر در معرض آنها قرار میگیرند اتخاذ کنند. اگر فردی در معرض یک محیط پرخاشگرانه قرار گیرد، این احتمال وجود دارد که او پرخاشگری را در رفتار روزمره خود به کار گیرد. این موضوع همچنین برای چیزهایی که تماشا میکنید قابل تعمیم است. اگر فیلمها یا سریالهایی را تماشا کنید که ماهیت خشونتآمیز دارند، ممکن است بر ذهن شما تأثیر بگذارد. بر اساس تحقیقات هنگام تماشای فیلمهای اکشن، بدن شروع به ترشح هورمون استرس و هورمونهای مرتبط با ترس مانند آدرنالین و کورتیزول میکند و در برخی موارد این مسئله منجر به افزایش رفتار پرخاشگرانه و پریشانی عاطفی میشود. علاوه بر آن، فیلمهای خشن منجر به کاهش سطح همدلی در رفتار فرد میشود.
یکی از دلایلی که به توضیح جذابیت بصری بیپایان فیلمهای اکشن کمک میکند این است که مردم عاشق تماشای صحنههای اکشن هستند، زیرا بهطور بالقوه به آنها اجازه میدهد تا این حالت پرشور هیجانانگیز را بهطور غیرمستقیم تجربه کنند و نهتنها برای اینکه احساس قدرت میکنند، بلکه بهدلیل ویژگیهای ذاتی در آن احساسات، دوست دارند در آن مشارکت داشته باشند.
از فواید روانشناختی تماشای صحنههای اکشن ترشحات هورمونی ازجمله ترشح بتا اندورفین است که به سرکوب درد و هورمون استرس یعنی کورتیزول کمک میکند. از طرف دیگر، چنین کارهای چالشبرانگیزی که تحت شرایط غیرتهدیدکننده انجام میشوند - به شرطی که با اراده خود بیننده بهجای تحریک بیرونی باشد - ممکن است همچنان همان ترشحات هورمونی را تحریک کنند. فیلمهای اکشن همهی این مزایا را هم برای افرادی که بهصورت فیزیکی در آنها شرکت میکنند و هم برای بینندگان، فراهم میکند.
تماشاگران عمدتاً از طریق همدلی - احساس ارتباط با شخصیتها و تجربیات آنها در فیلم ـ حس مشارکت در صحنههای اکشن را دارند. این مشارکت همدلانه میتواند منجر به واکنشهای عاطفی و احساس هیجان شود، که میتواند شبیه احساساتی باشد که ممکن است هنگام شرکت در چالشهای فیزیکی واقعی تجربه کنند. تماشای فیلمهای اکشن همچنان به بینندگان اجازه میدهد تا دانش و درکی در مورد موقعیتهای چالشبرانگیز کسب کنند، درست مانند کسی که در آن فعالیتها مشغول است. به عبارت دیگر، درحالیکه تماشاگران ممکن است تأثیرات بیولوژیکی مستقیم شرکت در یک فعالیت را نداشته باشند، اما با آن احساس همدلی کرده و بخشی از آن احساسات فرد درگیر را تجربه میکنند.