| کد مطلب: ۶۰۶۳۷

شکاف‏ اصلی کجاست؟ارزیابی تحلیلگران از محور آرایش‏ سیاسی پس از جنگ ۱۲روزه

یکی از مسائلی که در جامعه‌شناسی سیاسی جایگاه مهمی را دارد، بحث شکاف‌هایی است که بین جامعه و سیستم سیاسی ایجاد می‌شود؛ شکاف‌هایی که اگر مورد توجه قرار نگیرد می‌تواند با انباشته شدن مسائل، تبدیل به بحرانی بزرگ شود؛

شکاف‏ اصلی کجاست؟ارزیابی تحلیلگران از محور آرایش‏ سیاسی پس از جنگ 12روزه

یکی از مسائلی که در جامعه‌شناسی سیاسی جایگاه مهمی را دارد، بحث شکاف‌هایی است که بین جامعه و سیستم سیاسی ایجاد می‌شود؛ شکاف‌هایی که اگر مورد توجه قرار نگیرد می‌تواند با انباشته شدن مسائل، تبدیل به بحرانی بزرگ شود؛ شکاف‌هایی که باید جدی گرفته شوند و نمی‌توان به سادگی از کنار آنها عبور کرد؛ ماجرایی که در ایران معاصر نیز قابل مشاهده است و نمی‌توان انکار کرد که شکاف بین سیستم سیاسی و جامعه سال‌هاست وجود دارد. 

نمونه آشکار وجود شکاف در بین مردم و سیستم سیاسی را می‌توان در موضوع انتخابات دید؛ اینکه میزان مشارکت در انتخابات‌های اخیر به کمترین میزان‌های تاریخ جمهوری اسلامی ایران رسیده است و مهم‌تر اینکه این شکاف‌ها در مقاطعی منجر به این شده که اعتراضاتی در جامعه صورت گرفته و این اعتراضات به کف خیابان هم کشیده شده است. 

شکاف‌ها در ایران  

همانطور که اشاره شد، در ایران شکاف‌های وجود دارد که غیرقابل کتمان است و سال‌ها فضای سیاسی و اجتماعی ایران دچار این شکاف‌ها شده است؛ به گونه‌ای که به وضوح هم در بین سیستم سیاسی و مردم این شکاف دیده می‌‌شود و هم می‌توان آن را در بین نیروهای سیاسی و اجتماعی مشاهده کرد؛ شکاف‌هایی که از دل آن هرچند وقت یکبار اعتراضاتی بیرون آمده و خود را به نمایش می‌گذارد. درباره آنها سخن زیاد گفته شده است و هشدارهایی صادر شده اما اینطور به نظر می‌رسد که یا گوش شنوایی وجود نداشته و یا اینکه عواملی دخیل است که این شکاف‌ها پر نشود. 

برای مثال درباره هشدارهایی که داده شده، می‌توان به مواردی اشاره کرد که به فاصله یک دهه توسط سعید معیدفر به آنها اشاره شده است. او اسفند 92 در مصاحبه‌ای با ماهنامه صنعت و توسعه با اشاره به پایان دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، می‌گوید: «جامعه ایران 8 سال آکنده از نزاع را تجربه کرده است؛ وضعیتی که مردم را در یک قطب و دولت را در قطب دیگر قرار می‌داد. در این مدت شکاف بین دولت و ملت به اوج رسید و روزبه‌روز افزون و افزون‌تر شد. یعنی اگر در دولت‌های قبلی شکاف بین ملت و دولت ناشی از تفاوت سرعت تغییرات در دولت و جامعه بود اما در 8 سال گذشته دولت به یک سمت حرکت می‌کرد و جامعه به سمتی دیگر. شکاف بین دولت و ملت در 8 سال گذشته بزرگترین فاجعه‌ای بود که می‌توانست برای جامعه رخ دهد.» 

او یازده سال بعد، یعنی در دی‌ماه 1393 در مصاحبه دیگری که دارد اشاره می‌کند که این شکاف‌ها نه‌تنها ترمیم نشده، بلکه گسترده‌تر هم شده است. او به جماران می‌گوید: «در سال‌های اخیر هر چه جلوتر آمدیم، شکاف بین مردم و حاکمیت افزایش یافته است. این ناشی از این می‌‌شود که رفته‌رفته از منویات مردم فاصله گرفته شده است... اینکه از یک سمت بخش زیادی از جوانان‌ مهاجرت می‌کنند و از سمت دیگر مردمی که می‌مانند، با مصیبت‌های فراوان درگیرند، همه نشان می‌دهد مزیت‌های این سرزمین از دست رفته است. این‌ها همه نشانه‌های شکاف بین حاکمیت و مردم است.» 

کافی است نگاهی به سیر اعتراضات سه دهه اخیر در ایران داشته باشیم تا گوشه‌ای از آن شکاف‌ها را مشاهده کنیم؛ شکاف‌هایی که به آنها توجه نشد تا پله‌پله در مراحل بعد کار سخت‌تر شود: 

  سال 1378 – دو سال بود که جامعه توانسته بود از طریق صندوق رای به یکی از خواسته‌های مهم خود برسد و دولتی را برای تغییر روی کار بیاورد. دموکراسی نسبی حاصل شده بود اما یک رکن آن ایراد پیدا کرده بود. در ماجرای کوی دانشگاه اعتراضات پیرامون مطبوعات آزاد به عنوان رکن چهارم دموکراسی بود. 

  سال 1388 – رکن چهارم دموکراسی محقق نشد، دولتی روی کار آمد که مسیری برخلاف چیزی را می‌رفت که دولت اصلاحات شروع کرده بود. انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری از راه رسید و وقایعی پس از آن به وقوع پیوست که جامعه به نقطه مطالبه پایه‌های اولیه دموکراسی رسید. به عبارتی جامعه بی‌خیال رکن چهارم دموکراسی شد و سراغ اصل دموکراسی رفت.

  سال 1396 و 1398 – جامعه‌ای که ابتدا درباره رکن چهارم سپس دموکراسی به شکاف با سیستم سیاسی خورده بود، این‌بار مطالبه‌اش به سمت و سوی اقتصاد رفت و سراغ از این گرفتند که معیشت چه می‌شود. 

  سال 1401 – پس از اینکه شکاف‌ها در سه مقطع قبلی بر جای خود باقی ماند و نارضایتی‎ها روی هم تلنبار شد، در سال 1401 موضوع اجتماعی به میان آمد. به عبارت دیگر جامعه‌ای که سیاست و اقتصادش دچار ایراد بود، در بحث جامعه مطالبه‌گر شد. 

و اینک 1404 

با رسیدن سال 1404، آنطور که مشخص است همچنان شکاف‌ها باقی مانده است؛ چنانچه اعتراضاتی در شهرهای مختلف ایران صورت گرفته و دولت نیز به صراحت اعلام کرده که این اعتراضات بحق است و قرار بر این است که با معترضان به گفت‌وگو بنشینند. اما موضوعی که درباره سال جاری وجود دارد این است که امسال علاوه بر مسائل داخلی، کشور با بحث دشمن خارجی نیز مواجه شده است و پس از جنگ 12 روزه با اسرائیل، همچنان بحث درباره جنگ وجود دارد. 

در چنین فضایی که هم جامعه مطالبه دارد و هم بحث دشمن خارجی مطرح است، سوالی که وجود دارد این است که چگونه می‌توان مانع از بیشتر شدن این شکاف‌ها شد و اگر چنین امکانی وجود داشته باشد و اگر قرار بر این باشد که حداقل پیرامون یک موضوع متحد شد، آن موضوع چه چیزی باید باشد؟ آیا باید بر روی مسائل داخلی مانند موضوع اقتصاد و معیشت تمرکز کرد و یا اینکه روی موضوع تهدید خارجی و جنگ تمرکز شود؟ 

آیا می‌توان این شکاف‌ها را با در نظر گرفتن یک موضوع مشترک پر کرد؟ موضوعی که موافقان و مخالف‌هایی دارد. محمدرضا جلایی‌پور، فعال سیاسی از آن دست افرادی است که می‌گوید برخی از این شکاف‌ها را می‌توان فعلاً نادیده گرفت و کنار گذاشت. او که معتقد است باید پیرامون تهدیدهای خارجی آرایش گرفت، می‌نویسد: «هر نیرویی به خاطر اولویتی که برای امنیت و یکپارچگی و مصالح ملی در شرایط تشدید تهدیدهای وجودی علیه ایران قائل است، علی‌رغم همه نقدها و نارضایتی‌هایش، دندان بر جگر می‌گذارد و دغدغه اصلی‌اش کاهش التهابات و شکاف‌های داخلی و کمک به افزایش ظرفیت حل مسائل و تقویت استقامت ملی می‌شود، و نه تشدید التهابات و پاس گل‌ به ایران‌ستیزان.» 

صادق زیباکلام: نمی‌شود همه گروه‌ها پیرامون یک موضوع نظر واحدی داشته باشند

صادق زیبا کلام copy

اما در مقابل، صادق زیباکلام در دسته افرادی قرار دارد که نظر دیگری را ارائه می‌دهد. این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌وگویی که با خبرنگار هم‌میهن داشت درباره این موضوع می‌گوید: «من وجود شکاف به آن معنا را قبول ندارم اما چیز دیگری که اتفاق افتاده و باید به آن اشاره شود، این است که ما در جامعه‌مان به واسطه بن‌بست سیاسی که در آن قرار گرفته‌ایم، با مشکلات، دشواری‌ها و ناهنجاری‌های زیادی روبه‌رو شده‌ایم. از جمله مثال‌هایی که می‌توان در ارتباط با این موضوع زد این است که سرمایه اجتماعی در جامعه ما عملاً دچار فروپاشی شده است؛ موضوعی که در سال‌های اخیر بیشتر از قبل مشاهده می‌شود.» 

او در ادامه توضیح می‌دهد: «یعنی خیلی از گروه‌های اجتماعی که وجود داشته و دارند بعضی از آنها به عنوان گروه‌های مرجع یاد می‌شود، اعتبارشان در مقایسه با اعتباری که در سال‌های قبل داشته‌اند، کاهش پیدا کرده است. از جمله این گروه‌ها که دچار چنین وضعیتی شده‌اند، می‌توان به روحانیت، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و حتی دانشگاهیان، سیاستمداران و کنشگران سیاسی و اجتماعی اشاره کرد که همه به یک نحوی مورد شک و تردید قرار گرفته‌اند. یا اینکه مثلاً گفته می‌‌شود که فلانی از خودشان است و یا فلانی وابسته به سیستم است.» 

این استاد علوم سیاسی همچنین می‌گوید: «بی‌اعتمادی به کنش سیاسی، امر بسیار نامطلوبی است که متاسفانه در جامعه ما به وجود آمده است. البته باید به مردم حق داد که این بی‌اعتمادی در آنها تا این میزان ریشه پیدا کرده است. نمونه بارز این بی‌اعتمادی را در بحث انتخابات می‌توان مشاهده کرد. یک زمانی بود که بالای ۶۰ درصد از مردم در انتخابات شرکت می‌کردند اما با توجه به اینکه بخش‌های انتخابی عملاً نشان دادند که توانمندی برای تغییر و تحول ندارند، به آنجا رسیدیم که در آخرین انتخاباتی که برگزار شد، نیمی از مردم حاضر نشدند رای بدهند.

این همان فروپاشی سرمایه اجتماعی است که با آن مواجه شده‌ایم، چون مردم اصلاً اطمینان و اعتمادی ندارند که در نتیجه این اعتماد، کنش سیاسی که انجام می‌دهند و امیدوار باشند که با انجام دادن این کنش سیاسی، تغییر و تحولی ایجاد شود. چیزی که من از آن به عنوان فروپاشی سرمایه اجتماعی نام می‌برم، فقط برای حاکمیت اتفاق نیفتاده است و گریبان گروه‌های سیاسی و اجتماعی را هم گرفته است و این خیلی فاجعه است که متاسفانه گریبان ایران را گرفته است.» 

زیباکلام تاکید دارد که این موضوع تنها مربوط به ایران نیست و در سایر کشورها نیز می‌توان آن را مشاهده کرد. او می‌گوید: «البته در سایر کشورها هم اینطور نیست که صددرصد مردم به حکومت‌ها اعتماد داشته باشند. در کشورهایی مثل ژاپن و آلمان هم مشابه این موضوع وجود دارد اما موضوعی که درباره ایران صدق می‌کند این است که در جامعه ما این بی‌اعتمادی خیلی بیشتر از قبل شده است، درحالی‌که در گذشته اینطور نبود.»

او درباره این موضوع که آیا امکان دارد پیرامون یک بحث، شکاف‌ها کنار گذاشته شود و گروه‌های سیاسی – اجتماعی به هم نزدیک شوند؟ توضیح می‌دهد: «اینکه در بین مردم و گروه‌های سیاسی و اجتماعی اختلاف نظر در مسائل مختلف از جمله مسائل سیاسی وجود داشته باشد، یک امر کاملاً بدیهی و طبیعی به شمار می‌رود. واقع مطلب این است که گروه‌های سیاسی و اجتماعی، به واسطه مسائل مختلفی مانند مسائل عقیدتی، ایدئولوژیک، منافع سیاسی، منافع اقتصادی و غیره با هم اختلاف نظر دارند و این اختلاف نظر و دیدگاه هم کاملاً طبیعی است.

نمی‌توان اینطور گفت که همه گروه‌ها پیرامون یک موضوع اعم از بحث داخلی و یا خارجی نظر مشترک و واحدی داشته باشند. این حرف بی‌معنایی است و در هیچ جامعه‌ای چنین اتفاقی نخواهد افتاد که ما شاهد این باشیم که اکثریت بالای مردم و گروه‌های اجتماعی بخواهند روی یک موضوع توافق کامل انجام دهند و یک نظر مشترک را درباره موضوعی داشته باشند.» 

او در پایان یک هشدار مهم می‌دهد: «چیزی که خطرناک به نظر می‌رسد، این است که این فروپاشی اعتماد ادامه داشته باشد که اگر ادامه داشته باشد، به نوعی بی‌ثباتی و هرج و مرج می‌رسیم که در آن افراد و جریان‌ها به هم اعتماد نداشته باشند.» 

هشدارها را جدی می‌گیرند؟ 

بحثی که وجود دارد این است که نمی‌توان کتمان کرد که شکاف وجود دارد و این شکاف لحظه به لحظه در حال گسترده‌تر شدن است. در موارد قبل که به نظر می‌رسد به سادگی از کنار شکاف‌ها عبور شده است این‌بار باید دید که سیستم سیاسی چگونه برخورد خواهد کرد؛ آیا گامی در مسیر پیشگیری از عمیق‌تر شدن این شکاف‌ها برداشته خواهد شد؟ 

در همین راستا و در گفت‌وگو با حمیدرضا جلایی‌‌پور استاد جامعه‌‌شناسی سیاسی و  حشمت‌الله فلاحت‌پیشه استاد علوم سیاسی به بررسی بیشتر این موضوع پرداختیم.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
سرمقاله
پربازدیدترین
آخرین اخبار