عربستان جنوبی؟بمباران اخیر سعودیها در یمن ،تازهترین نمود تعارض خواستههای عربستان سعودی و امارات متحده عربی بود
عربستان سعودی، هفته گذشته به جداییطلبان مورد حمایت امارات متحده عربی حمله کرد؛ اما مسیری که پیگیری میشود، جداسازی برشی از «جمهوری یمن» به عنوان «عربستان جنوبی» جدید است و این حمله، به هیچ وجه آن روند را عقب نراند.
نیل پاتریک تحلیلگر مسائل خاورمیانه
عربستان سعودی، هفته گذشته به جداییطلبان مورد حمایت امارات متحده عربی حمله کرد؛ اما مسیری که پیگیری میشود، جداسازی برشی از «جمهوری یمن» به عنوان «عربستان جنوبی» جدید است و این حمله، به هیچ وجه آن روند را عقب نراند.
وقتی روز سهشنبه اعلام شد، ارتش امارات متحده عربی از یمن عقب خواهد نشست، این به وضوح، تمکین به سیاست عربستان در این منطقه بود اما در واقع، این اقدام نقش امنیتی امارات در جنوب را تضعیف نخواهد کرد. لزوماً هم چشمانداز جدایی توسط متحدان یمنی امارات در آنجا، یعنی «مجلس انتقالی جنوبی» یا استیسی را کمرنگ نمیکند.
گسترش قلمرو استیسی که اخیراً در جنوب یمن رخ داد، همین حالا هم واقعیتهای تازه و مهمی در میدان ایجاد کرده است. استیسی و حامیان اماراتیاش، میتوانند همچنان این واقعیتهای قلمرویی را به عنوان اهرمی به کار ببرند، در جهت هدف مشترکشان، یعنی احیای دولت «عربستان جنوبی» در جنوب یمن؛ امارات تصرفاتی کوچک اما راهبردی در منطقه ساحلی در این دولت داوطلب دارد و آنها را حفظ خواهد کرد. این شامل مکلا و عدن میشود. نقش مستقیم و غیرمستقیمش را هم در آن بخشهای ساحل دریای سرخ در شمال یمن که تحت کنترل حوثیهای مورد حمایت ایران نیستند، حفظ خواهد کرد.
در جنوب، امارات حضوری امنیتی و اطلاعاتی دارد، با نیروهایی که بخشی از آنها یونیفورمپوش هم نیستند. ابوظبی اخیراً اعلام کرد، آنچه را نقش ضدتروریستی خود در «ائتلاف» به رهبری سعودی در جنوب یمن میخواند، متوقف کرده است، اما آن حضور امنیتی و اطلاعاتی، بعد از این اعلام، رها نخواهد شد.
حکومت کوچک جمهوری یمن که البته به رسمیت بینالمللی شناخته میشود، با رهبری شورای ریاستجمهوری یا پیالسی، از استیسی خواسته تصرفات سرزمینی اخیرش در جنوب یمن را به نفع شبهنظامیان یمنی «درعالوطن» یا «سپر ملی» که عربستان تشکیلشان داده، تحویل دهد اما واقعگرایانه این است که استیسی این درخواست را نخواهد پذیرفت.
سپر ملی به عنوان یک نیروی انتظامی، بیشتر یک تیپ اجیرشده برای سعودیهاست تا نیرویی دولتی که جمهوری یمن آن را رسمی خوانده باشد. بخشی از عدن در جنوب غرب یمن، اکنون هنوز محل منازعه است اما فعلاً در کنترل استیسی قرار دارد. در همین بخش و نیز در بخشهای مختلفی از جنوب شرق یمن، نیروهای سپر ملی تحت محاصره استیسی قرار دارند.
وقتی استیسی که حمایت امارات را دارد، کنترل بخش بزرگی از جنوب یمن را در اوایل دسامبر در اختیار گرفت، شبهنظامیان هماهنگ با استیسی، قلمرو خود را به درون استان «حضرموت» گسترش دادند. این استان عظیم با منابع غنی انرژی در جنوب شرق یمن، از مرز عربستان سعودی تا دریای عرب کشیده شده است.
این موفقیت میدانی نسبتاً آسان، با تصرف استان المهره توسط نیروهای هماهنگ با استیسی همراه بود. المهره، مثل حضرموت اهمیت راهبردی دارد و از عربستان تا دریای عرب کشیده شده، اما مرزی طولانی با عمان هم دارد. استیسی مدعی است آنجا در حال مقابله با مبادلات مخفیانه قبایل محلی با نیروهای حوثی است که حمایت ایران را دارند و بخش بزرگی از شمال را نیز اداره میکنند.
این دو قلمرو کلیدی در جنوب شرق یمن، به این ترتیب در اختیار استیسی است، بهعلاوه اینکه کنترل جزیره سقطرا در جنوب شرق را نیز این گروه به دست دارد. سقطرا، جزیرهای در اقیانوس هند است که دوفاکتو، تحتالحمایه امارات قرار دارد. با این مناطق در اختیار استیسی، پروژه جداییطلبی جنوبی در جریان است.
تا ماه دسامبر، استیسی صرفاً با کمک شبهنظامیان مورد حمایت امارات، به شکل یک «دولت سایه» در جنوب غرب یمن، وجود داشت؛ از جمله در «پایتختی» کوچک اما دارای اهمیت راهبردی در عدن. در میانه چنین پیشرفتهایی، گمانهزنیهایی فزاینده حول این روند شکل گرفتهاند که ممکن است استیسی اعلام استقلال کند.
آرزوی استیسی این بوده است که از لحاظ قلمرو، بار دیگر پرچم دولت مستقل جنوب یمن را برافراشته کند و مدتها به دنبال تحقق این موضوع بوده است. یمن جنوبی، دولتی بود که از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۹۰ شکل گرفته بود. استیسی میخواهد قدرتهای غربی و منطقهای را قانع کند که میتواند به عنوان سدی در مقابل تهدیدات جنبش حوثی زیدی شیعی نسبت به امنیت دریایی در دریای سرخ عمل کند، همان جنبشی که بر بخش بزرگی از شمال یمن حکمفرماست. گسترش اخیر قلمرو استیسی باعث شده بازاریابیاش با ادعای مبارزه با تروریسم که دو سال پیش، نسبتاً توخالی به نظر میرسد، قانعکنندهتر دیده شود.
رئیسجمهور دونالد ترامپ، مشخصاً پذیرای کسب برتری نظامی و قلمروی علیه ایران هست؛ آن هم به شکلی که هم عربستان سعودی و هم اسرائیل را تقویت کند. چهبسا که او به ایده شدنی یک دولت «عربستان جنوبی» که دامنه آن از دریای سرخ تا اقیانوس هند کشیده شده باشد، روی خوش نشان دهد.
رژیم حوثیها در شمال یمن، همچنان تهدید بالقوهای با کمک ایران برای آن دسته از حملونقلهای دریایی است که حوثیها آن را مربوط به اسرائیل ببینند، بهرغم این که ماه مه گذشته، دولت ترامپ و حوثیها به نوعی آتشبس دست یافتند. این توافق، به بیش از یک سال حملات هوایی از سوی نیروهای آمریکا و بریتانیا علیه اهداف حوثی که به تلافی حملات این گروه به حملونقل بینالمللی انجام میشد، خاتمه داد.
اسرائیل البته به حمله به اهداف حوثی ادامه داده و حوثیها هم هرازگاهی اسرائیل را میزنند. حوثیها ابتدائاً حمله کشتیهای در حال تردد در دریای سرخ را در همبستگی با غزه آغاز کردند، بعد از اینکه اسرائیل کارزار نظامی خود علیه حماس را در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز کرد.
عیدروس زبیدی، رهبر استیسی، اواخر سپتامبر ۲۰۲۵ به رسانههای اماراتی گفت دولت عربی جدیدی که او در برنامه دارد، به پیمانهای ابراهیمی مورد حمایت آمریکا خواهد پیوست. او این توافقات صلح را موهبتی برای امنیت منطقه دانست؛ مادامی که «حقوق» فلسطینی بخشی از این بسته باشد.
جدایی در جنوب یمن ممکن است از سوی اسرائیل هم حمایت شود. به گزارش رسانههای اسرائیلی، دولت اسرائیل اکنون به شکلی مخفیانه از سوی استیسی تشویق میشود که از هدف این گروه حمایت کند. امارات، حامی خارجی اصلی برای استقلال جنوب، شریک کلیدی اسرائیل در منطقه است اما بهرغم این، نتانیاهو هنوز پا پیش نگذاشته است. این تا حد زیادی ناشی از نگرانی عمیق سعودیها و همینطور ایالات متحده، از اعمال فشار مسلحانه استیسی برای تشکیل کشور و به ضرر دیگر متحدان یمنی است.
اما گمانهزنیهایی شده که تصرفات سرزمینی اخیر استیسی با حمایت امارات در جنوب غرب، مخفیانه با عربستان سعودی هماهنگ شده بودند. طبق این روایت، ریاض از درگیری درونی سیاسی و نظامی مداوم در آن نسخه جمهوری یمن به سازماندهی شورای ریاستجمهوری یا همان پیالسی، به ستوه آمده بود. پیالسی، بازوی اجرایی و مقسم قدرت در آن دولت یمنی است که مورد رسمیت بینالمللی قرار دارد.
این شورا با حمایت عربستان سعودی و امارات در سال ۲۰۲۲ و تحت صدارت رئیسجمهوری جدید، یعنی رشادالعلیمی تشکیل شد. هدف ظاهری، یکی پایاندادن به وضعیتی بود که تا حد زیادی به درگیری بین سربازان جنوبی با حمایت امارات با سربازان وفادار به حزب اصلاح بود، حزبی یمنی که ارتباطی دورادور با اخوانالمسلمین دارد. هدف دیگر، پیوستن به صف مقابله با حوثیها در یمن به جای این درگیری بود.
در واقع، «دولت مشروع» در یمن، همچنان به لحاظ سیاسی متشتت است؛ به همان اندازه که عناصر این دولت به لحاظ نظامی درگیر انشقاق هستند و این ضعف ملی، پسزمینه گسترش قلمرو استیسی در ماه دسامبر بود. نیروهای وفادار به اصلاح، پیشتر بخش مهمی از ساختار نظامی در بخش داخلی حضرموت یا وادی حضرموت بود؛ با این حال، وادی حضرموت، بلندپروازیهای جداییطلبانه خودش را نیز دارد و تجسم آن در عمرو بن حبریش است که خود نیز از متحدان سعودی است.
علاوه بر این گزینه ذخیره سعودیها، یعنی استقلال حضرموت، ریاض پیشتر برند حزب اصلاح بر اساس اسلامگراییِ «قبائل و تکنیسینها» را در دفاع از یمن متحد مفید میدانست؛ بهرغم ارتباطات تاریخی این حزب با اخوانالمسلمین. اصلاح در سال ۱۹۹۴ در سرکوب تلاشی برای جدایی جنوب، نقش کلیدی داشت.
به نظر میرسد وقایع اخیر در حضرموت، اصلاح را به لحاظ سیاسی و میشود گفت به لحاظ نظامی، در سایه برده است؛ بهخصوص در شرایطی که موضعش در بخشهای زیادی از شمال، بهشدت از سوی حوثیها محدود شده است. بهعلاوه، به نظر میرسد دولت ترامپ به حزب اصلاح متمایل نیست. اواخر نوامبر، ترامپ به این اقدام دست زد که بخشی «خاص» از اخوانالمسلمین را تروریستی بخواند؛ بخشی که البته هنوز مشخص نشده است. امارات، اخوانالمسلمین را به عنوان یک گروه جهانی، تهدیدی وجود علیه خود و علیه همه رهبران عملگرا و هماهنگ با غرب در منطقه به تصویر میکشد.
اما عبدالرزاق الهجری، سرپرست دبیرکلی اصلاح، در گفتوگو با نگارنده همین نوشته، اصرار کرد که این گروه دیگر بازوی نظامی ندارد. او گفت حامیان اصلاح بخشی از وزارت دفاع «دولت مشروع» هستند و در نتیجه تحت فرمان رئیسجمهور العلیمی عمل میکنند. هنوز باید دید آیا این ادعاهای انضباط نظامی در میان شبهنظامیان «سابق» اصلاح، در دفاع از آن مناطق غربی هم که استیسی حالا علاقهمند به آزادسازیشان است، صادق است یا نه. به هر حال، الهجری ادعا میکند «رهبران ارتش» دستوری برای دفاع از حضرموت و المهره، ندادهاند.
اما گرایش به اتحاد یمن، هنوز از چشم ریاض و واشنگتن نیفتاده است. خود سعودیها، سربازان «ملی» یمنی را در قالب نیروهای آموزشدیده قبیلهای موسوم به درعالوطن یا همان سپر ملی دارند که سیئون، مرکز وادی حضرموت را تا زمانی که سربازان استیسی برسند، در کنترل داشت. سربازان درعالوطن، پایگاه نظامی تریم در همان نزدیکی را ترک و در غرب حضرموت مستقر شدند.
در همان زمان، نیروهای درعالوطن در المهره در همسایگی حضرموت هم حضور دارند. گرچه به همین شکل، آنجا هم در مقابل استیسی مقاومتی نمیکنند. در المهره، سربازان قابل محلی مورد حمایت عمان، مستقر هستند. چنانکه اشاره شد، نیروهای سپر ملی مورد حمایت سعودیها، در استان عدن هم حضور دارند.
به عبارت دیگر، سعودیها، سربازان اجیرشدهای در جنوب یمن دارند، البته بسیار ضعیفتر از نیروهای هماهنگ با استیسی و مورد حمایت امارات که از ماه دسامبر در آن منطقه در حال پیشروی بودهاند. در میانه چنین وضعیتی بهشدت ملتهب، استیسی که جسارت یافته، صحبت از مشارکت در نیرویی مورد توافق بینالمللی، برای گرفتن قلمرو شمال از دست حوثیها سخن گفت. این گروه، مدعی این نیز هست که به لحاظ راهبردی، نقش جایگزینناپذیر بینالمللی دارد و صحبتهایش درباره بیرونراندن حوثیها، شامل مناطقی نیز میشد که برای این ادعای استیسی، اهمیت حیاتی دارد، یعنی تمامی محدوده بابالمندب در دریای سرخ.
در جنوب، هیاهویی عمومی برای استقلال وجود دارد و برخی از جنوبیها هم مایل هستند روی استیسی برای تحقق آن شرط ببندند. این وضعیت باعث میشود پرهیز از اعلام تشکیل دولتی مستقل، لااقل در جنوب، برای جداییطلبان سخت شود. در سال ۲۰۲۰، استیسی اعلام مبهمی مبنی بر «اداره خودگردان» داشت. در آن زمان، استیسی حمایت آشکار امارات را با خود نداشت.
حالا برای اعلام استقلال، نهتنها باید ابوظبی را قاطعانه همراه داشته باشد، بلکه باید از این هم مطمئن باشد که سعودیها میتوانند تشکیل دولتی با حمایت امارات را برای منافع راهبردی خود، مفید ببینند؛ در روندی که برای سعودیها واقعاً موجودیتی است.
شبهجزیره جنوب عربستان، امکانات مهمی به امارات میدهد؛ از جمله پایگاههای دریایی فرامرزی؛ اما عربستان سعودی تمامی یمن را مسئلهای کلیدی برای امنیت ملی خود به حساب میآورد. حملات سعودیها به استیسی در حضرموت در ۲۶ دسامبر، این موضوع را مؤکد کرد؛ هرچند عربستان رسماً این را اعلام نکرد. روز بعد از این حمله، سعودیها علناً اعلام کردند اگر استیسی از این قلمرو در جنوب شرق که به آن پیشروی کرده، عقب ننشیند، ریاض خودش اقدام خواهد کرد تا مطمئن شود استیسی از آنجا خارج خواهد شد.
هیچ کدام از اینها به این معنی نیست که ریاض مخالف تشکیل کشور در جنوب است، بلکه فقط حاکی از این است که عربستان سعودی، توسعهطلبی یکجانبه با تشویق امارات را پس میزند. سعودیها، ۳۰ دسامبر به محموله تسلیحاتی امارات در بندر مکلای حضرموت حمله کردند، به سلاحهایی که ریاض مدعی بود به سمت استیسی میرفتند. این حمله، در راستای همین نگاه سعودیهاست.
سعودیها ادبیاتی سرسختانه در پیش گرفتند و پیامی مسلحانه نیز فرستادند، اما این به کنار، آنها احتمالاً وقتی پای یمن در میان باشد، به سنت تذبذبشان در سیاست خارجی ادامه خواهند داد؛ درباره همین یمنی که مدتهاست عرصه رقابت در میان کشورهای خلیج[فارس] شده است. محاسبات تاکتیکی سعودیها، آنها را تشویق میکند، هر دو گزینه اتحادگرایانه و جداییطلبانه را نگه دارند و آن را به تحمیل کشور جدید «عربستان جنوبی» ترجیح دهند.
بین خود نیروهای جنوب یمن، چالشهای بسیاری وجود دارد و اعلام تشکیل کشور میتواند به سادگی به این چالشها دامن بزند. با توجه به گستره این چالشها، بعید است ترامپ و بهتبع او دوستان اروپاییاش، تلاش کنند ریاض را به رویکرد متفاوتی قانع کنند.
پاداش مفروض برای اعلام استقلالی اینچنین، تشکیل کشور حائل عربستان جنوبی خواهد بود که رسماً ضد ایران و طرفدار اسرائیل است، اما سرنوشت و وضعیت چنین کشوری، همچنان بیشبینیناپذیرتر از آن است که بتواند ایالات متحده را قانع کند آن را به «رسمیت» بشناسد. دستاوردهای ایالات متحده و اسرائیل در سوریه و همینطور ظاهراً در لبنان، احتمالاً باعث میشود، درگیری با ایران از طریق یک دولت یمن دیگر، چندان جذابیتی برایشان نداشته باشد، لااقل فعلاً.