| کد مطلب: ۴۷۸۰۸

حمایت از اسرائیل خلاف شعار «اول آمریکا» است

حملات هوایی اسرائیل به ایران و مشارکت آمریکا در آن، باعث شد این توهم که شعار «اول آمریکا» سیاست خاورمیانه‌ای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را تعیین می‌کند، فروبپاشد.

حمایت از اسرائیل خلاف شعار «اول آمریکا» است

حملات هوایی اسرائیل به ایران و مشارکت آمریکا در آن، باعث شد این توهم که شعار «اول آمریکا» سیاست خاورمیانه‌ای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را تعیین می‌کند، فروبپاشد.  روشن است که شعار «اول آمریکا» برای اهداف جنگ‌طلبانه مصادره شده‌است و ترامپ دقیقاً همان مسیر شکست‌خورده مداخله‌گری را در خاورمیانه دنبال می‌کند. 

فراتر از سیاست، این تلاش‌ها برای مصادره میراث «اول آمریکا» به خاطر حفظ وضع موجود، ویژگی‌های کلیدی مرتبط با این برچسب را نادیده می‌گیرد. طرفداران واقعی «اول آمریکا» از درگیری مداوم دولت ایالات متحده با یک قدرت خارجی هراس دارند چراکه باعث می‌‌شود آزادی در داخل تضعیف شود، خطر مداخله خارجی بیشتر را افزایش دهد، دیپلماسی پنهانی را تقویت کند و حاکمیت آمریکا را تضعیف کند.

جنبش «اول آمریکا» در گذشته، تأثیر دخالت آمریکا در جنگ‌های خارجی بر آزادی‌های داخلی و همچنین تأثیر جانبداری از منازعات خارجی بر آرامش داخلی را درک می‌کرد. اما امروزه، حامیان روابط تنگاتنگ آمریکا با اسرائیل، به‌طور عمدی و حتی با خوشحالی، پویایی‌های سیاسی خارجی را به مخالفان سیاسی داخلی خود منتقل کرده‌اند. حامیان این درهم‌آمیختگی تا آنجا پیش رفته‌اند که افسانه ستون پنجم دشمن را در میان خود زنده کرده و هموطنان آمریکایی خود را به دلیل مخالفت با سیاست خارجی مورد نظرشان، به بی‌وفایی متهم می‌کنند.

حامیان واقعی «اول آمریکا»، روزگاری خود هدف چنین رفتارهای سمی بودند و احتمالاً از دیدن کسانی که مدعی این جایگاه هستند و همان رفتار را، به‌ویژه به نفع یک قدرت خارجی، انجام می‌دهند، وحشت‌زده می‌شوند.  «اول آمریکا»ی دیروز، خطرات دخالت تدریجی در جنگ‌های دیگران را درک می‌کرد. با نگاهی به جنگ جهانی اول، طرفداران «اول آمریکا» می‌دانستند که گرفتاری‌های خارجی به خودی خود تغذیه می‌شوند و سیاست‌گذاران را به سمت خطرات تفکر هزینه‌های هدررفته سوق می‌دهند.

این مشاهده که برآمده از دو جنگ جهانی و حفظ‌شده از طریق درگیری‌های کوچک‌تر جنگ سرد بود، زمانی یک موضع محافظه‌کارانه رایج در امور خارجه آمریکا بود. این بینش بنیادین ظاهراً در بسیاری از کسانی که مدعی جایگاه «اول آمریکا» هستند، از بین رفته است و نگرانی‌ها در مورد دخالت بیشتر در آخرین بحران خاورمیانه را آشکارا به سخره می‌گیرند.  جنبش «اول آمریکا» در دوره بین دو جنگ جهانی، ماهیت مخرب یک قوه مجریه توانمند و دیپلماسی پنهانی را تشخیص داد. در آستانه جنگ جهانی دوم، آنها از کنگره‌ای که به طور عمدی عملکردهای نظارتی و اختیارات خود را به یک قوه مجریه وسیع واگذار می‌کرد، منزجر شدند.

با استناد به دسیسه‌های جنگ بزرگ، آنها از تمایل دنیای قدیم به دیپلماسی پنهانی و فریبکارانه انتقاد کردند. در واقع، دلیل وجودی این جنبش، مخالفت با قدرت قوه مجریه برای انجام معاملات پنهانی مبتنی بر اتحادهایی بود که اغلب به طور مبهم تعریف می‌شدند. امروزه، کسانی که مدعی نمایندگی یک سیاست خارجی «اول آمریکا» هستند، این ایده را تشویق می‌کنند که رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در حین آماده شدن برای جنگ، وارد مذاکرات فریبکارانه شدند.

  در نهایت، «اول آمریکا» درک می‌کرد که ایالات متحده مکانی متمایز با تاریخ، نهادها و سرنوشت خاص خود است که نیازمند یک سیاست خارجی مستقل از گرفتاری‌های خارجی است. درحالی‌که این پذیرش خاص‌گرایی جنبه تاریک بومی‌گرایانه و غیرآزادی‌خواهانه داشت، به عنوان سازوکاری محدودکننده نیز عمل می‌کرد، سازوکاری که بار امپراتوری در خارج را رد می‌کرد. امروزه، کسانی که برچسب «اول آمریکا» را واژگون کرده‌اند، اکنون پول‌پاشی برای اسرائیل و درگیری مداوم با سیاست خارجی اسرائیل را توجیه و ادعا می‌کنند که سیاست‌های آن با «ارزش‌های تمدنی» یا «منافع مشترک» ما همسو است.

  این ایده که ایالات متحده باید به نوشتن چک‌های سفید دیپلماتیک، اخلاقی و مالی برای یک دولت دست‌نشانده در آن سوی جهان ادامه دهد و در عین حال خطر جنگ را به جان بخرد، برای کسانی که عبارت «اول آمریکا» را ابداع کردند، کاملاً وحشتناک به نظر می‌رسد.  اگر کسانی که ادعا می‌کنند در خدمت منافع آمریکا هستند، ایالات متحده را به دخالت عمیق‌تر در جنگ اسرائیل علیه ایران بکشانند، حداقل باید از این برچسب دست بکشند. زیرا، برخلاف ادعاهایشان، چنین اقدامات و ایدئولوژی‌هایی، در واقع، آمریکا را در جایگاه آخر قرار می‌دهد.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه دیپلماسی
پربازدیدترین
آخرین اخبار