مجید رضائیان استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم:برکناری دبیری موفقیت روزنامهنگاری تحلیلی بود
سفر شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیسجمهور به قطب جنوب از جمله خبرهایی بود که پیگیری آن توسط رسانهها به نتیجه رسید.

سفر شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیسجمهور به قطب جنوب از جمله خبرهایی بود که پیگیری آن توسط رسانهها به نتیجه رسید. با وجود آنکه روابط عمومی معاونت پارلمانی این سفر را تکذیب کرده بود، مسعود پزشکیان در حکمی، دبیری را برکنار کرد. مجید رضائیان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم در گفتوگو با هممیهن عملکرد غیرقابل انکار و کتمان رسانه در این رخداد را مورد ارزیابی قرار داد که در زیر آمده است:
پیگیری و نقش رسانه را در اخبار بهویژه درباره سفر معاون پارلمانی رئیسجمهور چگونه ارزیابی میکنید؟
در ژانر روزنامهنگاری تحلیلی یک اصل وجود دارد به نام «تعقیب خبری»؛ و دنبال این نیست که چه رویدادی اتفاق افتاده، بلکه به دنبال عنصر آن و چرا اتفاق افتاده است، میباشد. بنابراین هر چقدر ژانر روزنامهنگاری تحلیلی در رسانههای ایران تقویت شود، با وجود تمام محدودیتهای موجود درخشانتر میشویم. در حال حاضر روزنامهنگاری تحلیلی ژانر مسلط روزنامهنگاری دنیا است. چون تمام افراد گوشی به دست هستند و زمان زیادی است که روزنامهنگاری از عنصر «چه» گذشته است.
در حال حاضر مخاطب از کوچکترین اتفاقی باخبر میشود اما سراغ واشنگتنپست میرود تا بداند «چه کسی، چرا؟» در همین رویدادی که مطرح شده چه زمانی رسانه درخشید؟ زمانی که رسانهها درباره عنصر «چرایی» گزارش نوشتند و دنبال آن بودند که چرا باید چنین اتفاقی رخ دهد؟ این موضوع باعث شد که این خبر فراگیر شود. چراکه پاسخ به این پرسش کنشگری ایجاد میکند. فرق روزنامهنگاری «تحلیلی» با «تحقیقی» این است که حوزه «تحقیقی» دنبال افشاگری و افشای یک فساد است و زمانبر است. ممکن است یک روزنامهنگار چهار ماه روی این گزارش تحقیقی کار کند تا به نتیجه برسد. مانند گزارش روزنامه بوستونگلوب در مورد «کودکآزاری کشیشان» در ایالات بوستون. میگویند مردم آمریکا دو بار درها را بستند و در خانه گریستند؛ یک بار پس از انفجار برجهای دوقلو، بار دیگر درباره افشای کودکآزاری کشیشان. این روزنامهنگاری تحقیقی است که ممکن است در سال چهار بار اتفاق بیفتد.
روزنامهنگاری تحلیلی همپای رویداد پیش میرود اما بعد از رویداد. در این موضوع (سفر شهرام دبیری) روی این موضوع فوکوس کردند و نتیجه داد. بنابراین باید توجه داشته باشیم که روزنامهنگاری تحلیلی جزو ژانرهایی است که هر چقدر توسعه پیدا کند، رسانه نتیجه بیشتری میگیرد. به عنوان مثال روزنامهنگاران در فصل بودجه باید نقشه ردیفهای بودجه را دربیاورند. زمانی روزنامهنگاری موفق است که در راستای آنالیز موضوعات پیش برود. به عنوان مثال وقتی اعلام میشود که ترامپ تعرفهها را اعمال کرد، باید با آمار و ارقام به تاثیر این تعرفهها اشاره شود و مشخص شود که در آینده چه اتفاقاتی رقم میخورد و چه قطببندیهایی به وجود میآید، یا حتی این تعرفهها چه تاثیری بر روابط آمریکا با دیگر کشورها و متحدانش میگذارد.
بنابراین باید روزنامهنگاری تحلیلی سرلوحه کار قرار گیرد تا همپای روزنامهنگاری دنیا حرکت کنیم و راه دیگری هم نداریم. در حال حاضر هم هوش مصنوعی آمده است. تا پیش از این میگفتیم «فیکنیوز» اما الان «فیکایمیج»، «فیک ویس» و «فیکتکست» هم وجود دارد که کار روزنامهنگار را به چالش کشیده و سختتر کرده است. ما این موضوع را از سال ۲۰۱۴ هشدار میدادیم و میگفتیم از سال ۲۰۲۰ هوش مصنوعی میآید. الان این چالش در روزنامهنگاری خود را نشان داده است. پس باید روی روزنامهنگاری تحلیلی بیشتر فوکوس کنیم. اتفاق اخیر (برکناری شهرام دبیری) نتیجه تاکید کردن بر تعقیب خبری بود.
در بسیاری از مواقع روزنامهنگار با انتشار گزارشهای تحلیلی و حتی تحقیقی با اتهامهای بسیاری روبهرو میشود. برای رفع این مشکل چه باید کرد؟
یادمان باشد که از «why» در روزنامهنگاری عنصری به نام «who» داریم. در کشور ما وقتی روزنامهنگار سراغ عنصر «why» میرود ممکن است با خط قرمزهایی مواجه شود. این خط قرمزهای خودساخته است که هیچ اعتباری هم ندارد. اما وقتی شما روی عنصر چگونگی با اطلاعات به موضوع بپردازید، این خط قرمزها محدود میشود. وقتی روزنامهنگار اطلاعات کاملی داشته باشد دست برتر را دارد. یعنی در روزنامهنگاری تحلیلی به روزنامهنگاران کارشناس نیاز داریم. روزنامهنگار کارشناس در حوزه خبری خود اطلاعات کاملی دارد.
وقتی عنصر پنجم را بشکافد، سطرهای نانوشته و ناگفته، ناخواسته به سمت عنصر ششم (عنصر چرایی) میرود. بارها گفتهام که در ایران رفتن سراغ عنصر ششم (چرایی) سخت است. اما وقتی سراغ عنصر پنجم (who) میرود به بخشی از عنصر ششم پاسخ داده میشود. ضمن آنکه باید یاد بگیریم که یکی از هنرهای روزنامهنگاری، بستهبندی است. یعنی اینکه طوری حرف بزنیم که به زوایایی که میخواهیم با توجه به وجوه موجود بپردازیم. در سه ماه اخیر در مورد موضوع قفل سیاست خارجی و مذاکره نوشتم. برخی گفتند نباید اصلاً مذاکرهای صورت بگیرد.
اما من راجع به ریسک تصمیمگیری نوشتم که ژاپن و چین در این شرایط چه کردند. در حقیقت با پرداختن به راهکار ژاپن و چین ناخواسته موضوع کشور خود هم پاسخ داده میشود. نوع ارائه و ورود روزنامهنگار به موضوع «چرایی» میتواند درست، دقیق و پیچیده باشد که در عین حال موانع را هم پشت سر گذاشته و روی مرز خط قرمزها حرکت کند. البته این نوع پرداختن به موضوعات به مهارت روزنامهنگاری بستگی دارد.