هم‌میهن

تحریریه روزنامه هم‌میهن

بیست نکته درباره ماجرای مهسا امینی و فعالیت‌های گشت ارشاد

  مهسا (ژینا) امینی دختری که همراه خانواده اش از سنندج به تهران آمده بود به  کما رفته است. او سه شنبه توسط ماموران گشت ارشاد در بزرگراه شهید حقانی بازداشت و به پلیس امنیت اخلاقی در خیابان وزرا منتقل شد. دو ساعت بعد مهسا به بیمارستان منتقل می شود. پزشکان اعلام می کنند که حال او وخیم شده و متاسفانه چند ساعت بعد دچار مرگ مغزی می شود. این اتفاق بسیار تلخ و تاسف بار با ابهامات فراوان همراه است. ابهاماتی که هر چه زودتر باید شفاف سازی شود. در عین حال درباره این مرگ این دختر جوان نکته های بسیاری زیادی وجود دارد که قطعا سکوت جایز نیست.   ۱. چرا هیچوقت مجریان این نوع رفتارها در یک دادگاه شفاف و علنی محاکمه نمی‌شوند؟ چگونه است که سپیده رشنو را می توانند خیلی سریع پیدا کنند و با آن آثار روی صورت جلوی دوربین بنشانند ولی اینجا هیچ کس پاسخگوی رفتارش نیست. ۲. در ماجرای مهسا امینی لازم است یک هیات ویژه برای رسیدگی به این اتفاق تشکیل شود. پیشنهاد می شود اهالی رسانه‌ها و فعالان مجازی این موضوع را تا روشن شدن حقیقت و به سرانجام رسیدن این اتفاق تلخ، هر روز دنبال کنند ۳. برادر مهسا از مامور گشت ارشاد می پرسد خواهرم را کجا می برید؟ توضیح می دهند او را برای کلاس توجیهی و آموزشی درباره حجاب که 40 دقیقه بیشتر طول نمی کشد به مرکز پلیس امینت اخلاقی در خیابان وزا می بریم. گفته می شود مهسا به علت استرس ناشی از مواجهه با گشت ارشاد بدحال شده، سکته قلبی و مغزی می کند و به بیمارستان منتقل می شود. این چه نوع کلاس توجیهی است که به حال وخیم مهسا منجر شده است؟ ۴. پزشکان بیمارستان کسری، تشخیص سکته قلبی و مغزی داده‌اند. اما در اطلاعیه پلیس آمده است او برای توجیه و آموزش به یکی از بخش‌های پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود که ناگهان در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضه قلبی شد. در بیانیه پلیس آمده عارضه قلبی اما در بیمارستان موضوع سکته مغزی هم مطرح شده است. پلیس توضیح دهد که آیا عارضه مغزی هم صحت دارد؟ واگر صحت دارد علت چیست؟ ۵. می گویند برادر مهسا از کبودی و حراجت هایی روی صورت و بدن خواهرش خبر داده است.آیا این مسئله صحت دارد؟ برای رفع ابهام لازم است مهسا در اختیار پزشکی قانونی قرار بگیرد و گزارش این نهاد برای افکار عمومی منتشر شود. اگر مهسا جراحت هایی داشته است باید اطلاع رسانی شود. اگر هم عارضه قلبی مادرزادی داشته که باید از سوی قوه قضائیه و پزشکی قانونی در اختیار رسانه ها قرار بگیرد. ۶. گشت ارشاد سابقه خشونت در بازداشت دختران را در کارنامه خود دارد. دربرخی از فیلم هایی که مردم از بازداشت دختران به علت رعایت نکردن حجاب منتشر کرده اند، بعضا جنس برخورد به شکلی بوده که ترس و واهمه ایجاد می کند. انگار که ماموران گشت ارشاد نمی دانند به عنوان ضابط، مسئولیت حفظ جان دختران بازداشتی را به عهده دارند. نحوه برخورد با ضابطانی که عملکردشان امنیت جانی و سلامت شهروندان را حین بازداشت به خطر می اندازد چگونه است؟ ۷. نیروهای گشت ارشاد چه نوع آموزش هایی برای مواجهه با مردم گذرانده اند؟ اگر یک مادر یا همراه زن به مامور گشت ارشاد می گوید که دخترم بیمار است آنها چه نوع واکنشی باید نشان بدهند؟ باید اصل را روی صحت گفته شخص قرار بدهند یا اعتنایی به سخنان همراه شخص نداشته باشند؟ زنانی که بازداشت می شوند روحیات متفاوتی دارند. برخورد پلیس ممکن است هیچ تاثیری در یک فرد نداشته باشد اما همان نوع برخورد باعث به هر ریختگی شدید فرد دیگر شود. یک نفر روحیه مقاوم دارد و دیگری شکننده است. یک نفر به شدت دچار یاس و سرخوردگی می شود و دیگری برخورد گشت ارشاد جزو خاطره هایش می شود. قطعا برخورد با زنان به علت نوع پوشش شان باید دارای ظرافت هایی باشد و جنس برخوردشان حساسیت هایی به دنبال خواهد داشت. پلیس چگونه به نیروهایش در این موارد آموزش می دهد. ۸. پلیس چه زمانی مستندات مربوط به این حادثه و اخبار تکمیلی مرگ این دختر جوان را منتشر می کند؟ مهم تر این که فیلم دوربین های مداربسته را قرار است چه زمانی به خانواده مهسا و افکار عمومی نشان دهد. فیلمی که تقطیع شده نباشد و کامل و قابل اعتماد باشد؟ این کار هر چه زودتر لازم است انجام شود به شفافیت کمک خواهد کرد. ۹. گشت ارشاد در فعالیت هایش براساس سابقه، تجربه و توانایی های مامورانش متفاوت برخورد کرده است. گاهی یک مامور با زنانی که به زعم پلیس بدحجاب هستند به شکل نرم برخورد کرده و حتی به یک تذکر بسنده کرده است. اما گاهی ماموری دیگر برخورد تند و خشن را در دستور کار قرار داده. مانند همان ماموری که به پای همسر یک زن در پارک پردیسان شلیک کرد. مامورانی که شاید میزان آموزش ها برایشان کافی نبوده است. در عین حال برخی هایشان باید مورد بررسی قرار بگیرند که در شرایط پرهیجان چقدر می توانند روی فکر، ذهن و روان خودشان تسلط داشته باشند و بتوانند متعادل برخورد کنند. اگر تنها یک نفر از ده یا بیست گروه گشت ارشاد، علاقه به تندروی داشته باشد می تواند فاجعه به وجود آورد. ۱۰. مهسا دختری بود که توسط گشت ارشاد بازداشت شد و متاسفانه جانش را از دست داد. آیا می توان از فردا این حق را برای دختران ایرانی قائل شد که مقابل گشت ارشاد مقاومت کنند و نسبت به بازداشت خودشان ترس و واهمه داشته باشند؟ چه تضمینی برای حفظ سلامت دختران بازداشتی وجود دارد؟ ۱۱. نحوه برخورد گشت ارشاد با دختران این مرز و بوم همراه با توهین وتحقیر است. حتی اگر هیچ برخورد تندی هم صورت نگیرد و زنان بازداشت شده بدون هیچ مقاومتی به مقر پلیس امنیت اخلاقی بروند و مراحل توجیه و تعهد دادن را طی کنند. هر چه باشد جنس این کار روی روح و روان هر شخصی تاثیر منفی می گذارد. ۱۲. میزان محبوبیت پلیس در میان مردم به چه اندازه است؟ فعالیت های گشت ارشاد تا چه حد روی اعتماد مردم به نیروی انتظامی تاثیر می گذارد؟ مردم چقدر فعالیت های نیروی انتظامی در بخش گشت ارشاد را قبول دارند؟ چنین اتفاقاتی که مدام تکرار می شود، مانند مادری که مقابل خودرو ناجا قرار گرفت و فریاد می زد دخترم مریض است او را نبرید، و همچنین بازداشت دختری با قلاده مخصوص حیوانات و مواردی از این دست چه تاثیری روی وجهه پلیس گذاشته است. نیروی انتظامی باید یک نظرسنجی و تحقیق مستقل روی مقبولیت خودش در میان مردم انجام دهد. اتفاقاتی مانند آن چه که برای مهسا امینی رخ داد قطعا روی وجاهت ناجا تاثیر منفی می گذارد. ۱۳. دختران ایرانی که حجاب شان کامل نیست می توانند در کوچه و خیابان وقتی مشکلی برایشان پیش آمد به پلیس مراجعه کرده و تقاضای کمک کنند؟ اصلا دختران این سرزمین چنین کاری می کنند؟ یا هنگامی که پلیس می بینند دچار ترس و نگرانی می شوند و ترجیح می دهند راهشان را کج کنند، مبادا به علت پوشش شان با مشکلی جدید مواجه شوند؟ اگرواقعا این طور باشد نیروی انتظامی نیاز دارد وجهه خودش را در میان زنان ایرانی بازسازی کند. باز هم پلیس باید درباره این مسئله یک کار پژوهشی انجام دهد. ۱۴. منتقدان گشت ارشاد می گویند در حالی که فساد سرتا پای کشور را فرا گرفته است و مردم هر روز اخبار ناامید کننده از دزدی، فساد، دروغ، اختلاس و مافیا می شنوند، و هرلحظه به علت وضعیت اقتصادی کشور شاهد زورگیری و ناامنی هستیم، چرا باید بخش مهمی از توان نیروی انتظامی صرف برخورد با زنان ایرانی شود؟ چرا این توان در مسیری که مردم علاقه وانتظار دارند صرف نمی شود؟ ۱۵. مردم باگشت ارشاد مخالف هستند. مردم با حجاب اجباری مخالف هستند. مردم با شیوه حکمرانی در کشور مخالف هستند. راه های بسیار زیادی برای اثبات این ادعا وجود دارد. گشت ارشاد موجبات نفرت و کینه مردم را فراهم کرده و می کند. خواست عمومی، توقف فعالیت گشت ارشاد است. فقط طی سال جاری شاهد تعداد بی شماری از برخوردهای تلخ و ناگوار گشت ارشاد با مردم بوده ایم و شوک های روانی که چنین برخوردهایی ایجاد کرده است. فایده این لج بازی و مقاومت مقابل خواست و اراده مردم چیست؟ وقتی تاثیر منفی گشت های ارشاد هر روز روشن تر از قبل می شود، چرا جلوی فعالیت گشت ارشاد گرفته نمی شود؟ ۱۶. دستگاه قضایی کشور درموارد مشابه چگونه عمل کرده است؟ دراین ماجرا چه پاسخی به مردم خواهد داد؟ این ماجرا آزمون مهمی برای دستگاه قضایی کشور خواهد بود. ۱۷. جامعه ایران در موضوع حجاب دوقطبی شده است. همه این سختگیری ها در حالی اعمال می شود که جامعه بیشتر از گذشته مخالفت خود را با گشت ارشاد نشان می دهد. نکته ای که در گزارش مرکز پژوهش های مجلس در سال 1397 نیز ذکر شده است. پیش از این بارها و بارها در نظرسنجی ها و پژوهش های مختلف از فعالیت های گشت ارشاد به عنوان یک تجربه ناموفق و کم اثر یاد شده است. نکته مهم این که چنین سیاست ها و فعالیت هایی در گذشته نیز بسیار انجام شده و حتی با قدرت بیشتری نسبت به زمان حال انجام شده است، اما وضعیت امروز نشان می دهد که این قانونگذاری ها و سیاست ها از نگاه طرفدارانش موفق نبوده است. به خصوص که چنین فعالیت هایی نه قدرت گذشته را دارند و نه اعتبار اجتماعی قبل را. نتیجه هم از اکنون روشن است. وضعیت آینده از دید طرفداران بدتر خواهد شد. اما مسئله این است که سیاست باید چه نشانه‌ها و آثاری را آشکار کند که معلوم شود موفق بوده یا شکست خورده؟ این در حالی است که کل موجودیت ایران به علت مشکلات فراوان در معرض خطر قرار گرفته و به جای تمرکز روی مشکلات مهم و جدی کشور تمرکزشان و همه فکر و ذکرشان شده حجاب و مبارزه با بد حجابی و تحریک مردم برای برخورد بایکدیگر به دلیل نوع پوشش شان. ۱۸. موضوع حجاب در این سالها به یک کلاف سردرگم و پیچیده تبدیل شده است. در این میان گشت ارشاد و سیاست های سختگیرانه در موضوع حجاب، موجبات وهن قانون و فلسفه حجاب و عفاف را فراهم کرده و تنها به ابزاری نمادین برای مقابله با بی حجابی تبدیل شده است. یکی از دلایل شکست طرح گشت های ارشاد و قوانینی از جنس عفاف و حجاب به تعارض بین نگاه خانواده ها و حاکمیت به موضوع حجاب بر می گردد. در واقع تقابل عرصه خصوصی و عمومی. آن چیزی که در زندگی شخصی مردم جریان دارد متفاوت با خواست و اراده ای است که باید در عرصه عمومی رعایت کنند. ۱۹. اما اگر مردم به قانونی باور نداشته باشند و اجباری بودن آن را نپذیرند می توان با قوه قهریه آن قانون را استمرار بخشید؟ آیا زور و اجبار می تواند ابزاری کارآمد باشد؟ نتیجه مشخص است، تحمیل یک شیوه به عرصه عمومی حتی نمی تواند عدالت صوری ایجاد کند. چنین روش هایی می تواند افراد را وادار به تسلیم و تمکین کرد. اما اگر بیشتر مردم یک قانون یا شیوه های اجرایی آن را قبول نداشته باشید تکلیف چیست؟ اینجا است که روش های اشتباه بیشتر خودش را نشان می دهد. چون عرصه خصوصی است که قدرت دارد و عرصه خصوصی در عین حال عرصه اعتقادات و باورها است. پس طبیعی است که نمی توان موضوعی مانند حجاب را باروش های سختگرانه و با اعمال زود در عرصه عمومی جا انداخت. ۲۰. تجربه‌ ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه نشان می دهد که با ابعاد مسئله و مشکلات گشت ارشاد آشناست ولی در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آگاهانه اما به شکل دیگری نسبت به حال حاضر با مردم سخن گفت. براساس وعده ای انتخاباتی رئیس جمهوری اکنون مسئولیت اصلی با اوست. باید تمام این وعده های انتخاباتی که اعلام کرده است را پیگیری کند و هیاتی را مسئول تهیه گزارش کرده و به افکار عمومی اطلاع بدهد. ابراهیم رئیسی گفته بود من حاضرم با هر دولتمردی در هر زمانی بین مردم بروم و اقبال مردم به شما و خودم را ببینیم. ما گشت ارشاد خواهیم داشت اما برای مدیران.