پیامدهای جنگ هرمز بر چین؛
از شوک انرژی تا بازآرایی راهبرد ژئواکونومیک پکن
جنگ هرمز چین را فلج نکرد، اما آسیبپذیری ساختاری آن را آشکار ساخت.
بررسی دادههای رسمی اداره ملی آمار و گمرک چین، آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، دانشگاه کلمبیا، مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد و CSIS نشان میدهد که جنگ هرمز از مارس ۲۰۲۶ اقتصاد چین را با یک شوک چندلایه مواجه کرد. این شوک ابتدا از اختلال در واردات نفت، LNG و خوراک پتروشیمی آغاز شد و سپس از طریق افزایش قیمت انرژی، کاهش فعالیت پالایشگاهها، اختلال حملونقل و افزایش هزینه تولید به بخشهای مختلف اقتصاد سرایت کرد. با این حال، ذخایر بزرگ نفت، تنوع نسبی منابع تأمین، کنترل دولتی بازار انرژی، اتکای بالا به زغالسنگ و توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی مانع از تبدیل این بحران به یک کمبود فراگیر انرژی شد.
چین که حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد نفت وارداتی خود و نزدیک به یکسوم LNG وارداتی را از مسیر هرمز دریافت میکرد، در آغاز بحران بهجای برداشت گسترده از ذخایر، محمولههای در راه را ذخیره کرد، فعالیت پالایشگاهها را کاهش داد و تقاضا را مدیریت نمود. در نتیجه، پالایش نفت از رشد ۲.۹ درصدی ابتدای سال به کاهش ۲.۲ درصدی در مارس رسید و این افت تا ژوئن به ۱۷.۷ درصد افزایش یافت. همزمان، قیمت بنزین حدود ۳۹ درصد و LNG حدود ۴۲ درصد افزایش یافت، اما دولت با کنترل قیمتها و انتقال بخشی از هزینه به شرکتهای دولتی، از انتقال کامل شوک به مصرفکنندگان جلوگیری کرد.
بیشترین آسیب در صنایع پتروشیمی ظاهر شد. محدودیت دسترسی به نفتا، LPG و سایر خوراکهای وارداتی باعث کاهش تولید، افت حاشیه سود و افزایش هزینه در زنجیره صنایع شیمیایی، پلاستیک، بستهبندی، خودرو و کالاهای صادراتی شد. در مقابل، بازار برق کمتر آسیب دید، زیرا حدود ۵۸ درصد برق چین از زغالسنگ و سهم نفت و گاز تنها حدود سه درصد است. این ساختار به چین اجازه داد بخشی از کاهش LNG را با منابع داخلی جبران کند.
در سطح کلان، اقتصاد چین از رشد ۵ درصدی در سهماهه نخست ۲۰۲۶ به ۴.۳ درصد در سهماهه دوم کاهش یافت. افزایش هزینه واردات انرژی، افت پالایش، فشار بر صنایع انرژیبر، افزایش هزینه حملونقل و کاهش تقاضای جهانی برای صادرات چین، مهمترین کانالهای انتقال بحران بودند. با این حال، تجارت خارجی چین متوقف نشد و صادرات همچنان رشد مثبت داشت؛ بنابراین، اثر بحران بیشتر به شکل افزایش هزینه و کاهش سودآوری بنگاهها ظاهر شد تا رکود فراگیر اقتصادی.
در بلندمدت، مهمترین پیامد جنگ هرمز تغییر در راهبرد امنیت انرژی چین خواهد بود. پکن بر افزایش ذخایر راهبردی، توسعه خطوط لوله از روسیه و آسیای مرکزی، گسترش واردات از مسیرهای غیرهرمزی، توسعه ناوگان نفتکش، سرمایهگذاری بیشتر در انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای و خودروهای برقی و کاهش وابستگی صنعت و حملونقل به نفت وارداتی تأکید بیشتری خواهد کرد. بحران همچنین اهمیت تنوع کریدورهای انرژی و کاهش وابستگی به گلوگاههای دریایی را برای ابتکار «کمربند و راه» برجسته ساخت.
در مجموع، جنگ هرمز چین را فلج نکرد، اما آسیبپذیری ساختاری آن را آشکار ساخت. تجربه این بحران نشان داد که حتی اگر جریان انرژی بهطور کامل قطع نشود، افزایش نااطمینانی درباره عرضه، قیمت، حملونقل و بیمه میتواند رفتار پالایشگاهها، صنایع، دولت و سرمایهگذاران را تغییر دهد. از منظر ژئواکونومیک، اثر واقعی هرمز نه صرفاً در کاهش حجم نفت عبوری، بلکه در تغییر تصمیمات اقتصادی و راهبردی یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان نهفته است. این تجربه احتمالاً سیاست انرژی و کریدوری چین را در سالهای آینده به سمت کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی آسیبپذیر و تسریع گذار به اقتصاد کمکربن سوق خواهد داد.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده