| کد مطلب: ۶۷۰۱۱

چرا ایالات متحده و ایران در حالی که مذاکره می‌کنند، همچنان می‌جنگند

امیلی هاردینگ در یادداشتی برای مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نوشت ایران و آمریکا در چرخه‌ای از درگیری و آرامش در رفت‌وآمدند، اما این به معنای مرگ مذاکرات نیست؛ بلکه از نگاه نویسنده، «گفت‌و‌گو-مبارزه» مؤثرترین ابزار دو طرف برای پیشبرد منافعشان و شاید سریع‌ترین مسیر رسیدن به صلح است.

 چرا ایالات متحده و ایران در حالی که مذاکره می‌کنند، همچنان می‌جنگند

به گزارش هم‌میهن آنلاین و نقل از فراز، ایران و ایالات متحده در حال چرخیدن میان لحظه‌هایی از درگیری و آرامش هستند. هر بار که یکی از طرف‌ها شلیک می‌کند، مفسران اعلام می‌کنند مذاکرات مرده است. آنها اشتباه می‌کنند. برای هر دو طرف، جنگیدن هم‌زمان با حرف زدن، یا «گفت‌و‌گو-مبارزه»، مؤثرترین راه برای پیشبرد منافعشان است. paradoxically، احتمالاً این همچنین سریع‌ترین مسیر به سوی صلح است.

پدربزرگ راهبرد کلان، کارل فون کلاوزویتس، مشهور است به این‌که استدلال کرد جنگ ادامه سیاست با ابزار‌هایی دیگر است. خشونت و دیپلماسی نقطه مقابل یکدیگر نیستند، بلکه ابزار‌هایی هستند که برای رسیدن به همان هدف‌ها به کار گرفته می‌شوند. وقتی ایران به یک نفتکش شلیک می‌کند، و ایالات متحده تأسیسات بندری ایران را هدف قرار می‌دهد، و ایران به همسایگان خلیج فارس مانند کویت و قطر موشک شلیک می‌کند، آنها به‌وضوح از طریق خشونت در حال تعامل سیاسی هستند. آنها مذاکرات را متوقف نمی‌کنند، بلکه آن را ادامه می‌دهند.

گفت‌و‌گو-مبارزه راهی خلاف انتظار برای مذاکره است. نگاه سنتی به مذاکرات چیزی شبیه این است: دیپلمات‌ها هفته‌ها، حتی ماه‌ها، تلاش می‌کنند طرف‌ها را به توافق بر سر آتش‌بس برسانند، معمولاً با این ذهنیت که توقف در درگیری به دو طرف فضا و زمان خواهد داد تا درباره پایان دائمی مناقشه مذاکره کنند. در واقعیت، ماه‌ها صرف بحث بر سر پیش‌شرط‌ها و مذاکره درباره خودِ مذاکرات می‌شود. در یک نمونه بدنام، طرف‌های جنگ ویتنام ۱۰ هفته را صرف بحث بر سر شکل میز گفت‌و‌گو‌های پاریس کردند. اگر مذاکرات متوقف شود و کسی شلیک کند، روند دوباره با گام‌های خسته‌کننده و کودکانه به سوی آتش‌بس از نو آغاز می‌شود. این رویکرد هم کند است و هم از نظر ساختاری بسیار شکننده.

در بسیاری از موارد، هیچ‌یک از دو طرف انگیزه چندانی برای آتش‌بس ندارند. طرفی که در میدان نبرد دست بالا را دارد، به‌سختی می‌خواهد آن را هدر بدهد؛ و طرف دیگری که در حال باختن است، اغلب می‌خواهد به جنگ ادامه دهد تا به یک «موضع قدرت» گریزان برسد و از آن‌جا مذاکره کند. اینها مفاهیمی تعریف‌ناپذیرند و به‌ندرت از راه می‌رسند.

اگر به‌طرزی معجزه‌آسا آتش‌بس برقرار شود، خرابکاران ناگهان تمام قدرت را در دست می‌گیرند. یک بازیگر خودسر که می‌کوشد مذاکرات را تضعیف کند، مداخله طرف ثالث، یا یک سوءتفاهم یا اشتباه، می‌تواند به ازسرگیری درگیری منجر شود. اگر مذاکرات را بر پایه لرزان خشونتی بنا کنید که فقط به‌زحمت مهار شده، در واقع خودتان از اختلال و دردسر دعوت کرده‌اید.

گزینه جایگزین، گفت‌و‌گو-مبارزه است؛ چیزی که عملاً میان ایالات متحده و ایران می‌بینیم. سیاست از هر دو مسیر به‌طور هم‌زمان ادامه می‌یابد: جنگ و گفت‌و‌گو. طرف‌ها با خشونت و همچنین با دیپلمات‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. خشونت، اراده سیاسی، نارضایتی، و موضع‌گیری برای گرفتن امتیاز‌های بیشتر را نشان می‌دهد. گفت‌و‌گو به‌دنبال یافتن زمینه‌ای قابل‌قبول برای پایان دادن به جنگ است؛ یک پایان واقعی.

ایران و ایالات متحده به دلایل عمل‌گرایانه به گفت‌و‌گو-مبارزه روی آورده‌اند. رئیس‌جمهور ترامپ گفته است خصومت ایران علیه کشتیرانی با نیرویی قاطع پاسخ داده خواهد شد؛ او در حال ارسال این پیام است که آمریکا عزم راسخ و قدرت نظامی overwhelming دارد، و می‌کوشد ایران را وادار کند در برابر برتری آتش آمریکا با دادن امتیاز سر فرود آورد. ایران، از سوی دیگر، می‌خواهد به جهان یادآوری کند که هر زمان بخواهد می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و این پیام را بدهد که زمان به سود اوست. ایران می‌خواهد از این اهرم استفاده کند تا بهترین شرایط ممکن را به دست آورد. افزون بر این، ایران شهرت دارد که شریک مذاکره‌ای به‌غایت دشوار است. این کشور صبر آن را دارد که از همتایانش بیشتر دوام بیاورد، قدرت داخلی نادیده گرفتن رنج مردم خود را دارد، و کارنامه‌ای از پیروزی در مذاکرات دارد. بنابراین، برای هر دو طرف، تبادل آتش راهی است برای بیان قاطع منافع سیاسی‌شان، حتی در حالی که گفت‌و‌گو‌ها ادامه دارد.

با این حال، این رویکرد بی‌خطر نیست. روشن است که برای جمعیتی که تحت تأثیر قرار می‌گیرند، خشونت به‌مراتب بدتر از صلح است. در این مورد، شمار قربانیان نسبتاً پایین است، اما تعداد بسیار زیادی از آنها غیرنظامی بوده‌اند. افزون بر این، اقتصاد جهانی از هر موج خشونت دچار تشنج‌های ناشی از عدم قطعیت می‌شود. جنگ شاید پیام نیرومندی بفرستد، اما برای مردم، ویرانگر جهان‌هاست.

برای طرف‌های درگیر، تهران ممکن است صبر واشنگتن را بیش از اندازه برآورد کند و ناخواسته پاسخی واقعاً کوبنده از سوی آمریکا را تحریک کند. ترامپ و اعضای کلیدی دولت او بار‌ها تمایل خود را برای هدف قرار دادن اهدافی نزدیک به حوزه نظامی که بر جمعیت محلی اثر می‌گذارند، ابراز کرده‌اند؛ مانند پل‌ها و اهداف مرتبط با نفت از جمله جزیره خارک، چیزی که می‌تواند هر امیدی به بازسازی اقتصادی را برای سال‌های آینده به خطر بیندازد. ایالات متحده نیز ممکن است تاب‌آوری ایران در برابر تداوم حملات را دست‌کم بگیرد. برای حکومت ایران، دست‌کم این تصور که پیروز شده، برای بقا ضروری است. برایش چندان اهمیتی ندارد که اقتصاد جهانی آسیب ببیند؛ از این گذشته، ایران به‌دلیل رژیم تحریم‌های جامع چند دهه‌ای، در هر حال تا حد زیادی از نظام مالی جهانی جدا افتاده است. ایران ممکن است به‌خوبی بتواند بیشتر از ایالات متحده دوام بیاورد و مشتاق باشد که ببیند آمریکا پول و مهمات خود را در این مناقشه فرو می‌برد. دوستانش در مسکو و پکن هم از دیدن این وضعیت خوشحال‌اند.

مفسران با لحنی جدی از خطر دیگری سخن می‌گویند: این درگیری ممکن است تشدید شود. این احتمال معمولاً بسیار بزرگ‌نمایی می‌شود. بله، هر طرف در سناریوی گفت‌و‌گو-مبارزه می‌تواند تنش را بالا ببرد، اما این پویایی کمتر از زمانی محتمل است که جنگ شدید بود و هیچ مذاکره‌ای در جریان نبود. همان‌طور که انگیزه‌هایی برای جنگیدن وجود دارد، انگیزه‌هایی نیز برای مهار جنگ وجود دارد.

مذاکرات باید با عزمی سرسختانه برای مصون ماندن از اختلال ادامه پیدا کند. این طرف‌ها به‌ویژه هم بر سر میز و هم دور از میز، چنگ خواهند انداخت تا برتری به دست آورند، و هر دو باور دارند خشونت ابزاری مشروع است. سریع‌ترین راه برای دستیابی به صلحی واقعی برای مردم خلیج فارس و بازگشت نسبی اقتصاد جهان به وضعیت عادی، ادامه دادن به گفت‌و‌گو است، مهم نیست چه رخ دهد.

امیلی هاردینگ مدیر برنامه اطلاعات، امنیت ملی و فناوری و معاون بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن دی‌سی است.

بخش Commentary توسط مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، نهادی خصوصی و معاف از مالیات با تمرکز بر مسائل سیاست عمومی بین‌المللی، تولید می‌شود. پژوهش‌های این مرکز غیرحزبی و غیرانحصاری است. CSIS موضع‌گیری مشخصی در سیاست‌گذاری اتخاذ نمی‌کند. بر این اساس، همه دیدگاه‌ها، مواضع و نتیجه‌گیری‌های بیان‌شده در این نشریه باید صرفاً متعلق به نویسنده یا نویسندگان آن تلقی شود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه بین‌الملل
  • حملات اخیر حوثی‌ها به احتمال زیاد باعث واکنش نظامی عربستان سعودی خواهد شد و راه را برای یک چرخه حملات تلافی‌جویانه و…

  • با ادامهٔ وضع جاری، اکثر کشورهای منطقه به طرز غیرقابل جبرانی آسیب می‌بینند و شرایط برای بسط سلطهٔ اسرائیل و…

  • ونس می‌داند که ترامپ به توئیت کردن زنده است و نمی‌توان او را از منبع حیات و منفذ تنفسش منع کرد چون خشم او را شعله‌ور می…

پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی