| کد مطلب: ۷۱۴۳۲

مخالف غرب‌زدگی یا غرب‌زدهٔ مضاعف!

سرک کشیدن‌های جلال به حوزهٔ اندیشه را نباید جدی گرفت چون ارزشی بیش از "ارزیابی‌های شتابزده" ندارند. در عوض آثار ادبی و قلم‌فرسایی‌های دلنشین او در سفرهایش به شهرهای مختلف ایران و روایتش از مناسبات جامعهٔ روشنفکری و مطبوعاتی روزگار خودش را باید جدی گرفت.

مخالف غرب‌زدگی یا غرب‌زدهٔ مضاعف!

هیچ روشنفکری در تاریخ معاصر ایران همچون جلال آل‌احمد قربانی سوءتفاهم نشده است!

کسانی خود را ارادتمند به او نشان می‌دهند که سنخیتی با آن مرحوم ندارند و در مقابل، کسانی به خصومت با او برخاسته‌اند که انگیزهٔ اصلی‌شان، مخالفت با مدعیان ارادت‌ورزی به اوست!

به نظرم زنده‌یاد دکتر سید جواد طباطبایی در دامن زدن به این سوءتفاهم نقش مهمی بازی کرد. برخی نیز کورکورانه به تقلید از آن مرحوم دشمنی با جلال را ادامه دادند.

مهمترین مشکل شادروان طباطبایی در مواجهه با جلال، تصورش از او به عنوان یک "متفکر" بود، متفکری که به نظرش از دانش عمیق، هیچ بهره‌ای نداشت.

جلال اما بیشتر یک داستان‌نویس و علاقمند به مطالعهٔ فرهنگ اجتماعی عامه بود که البته به هر موضوع دیگری هم سرک می‌کشید.

به نظرم سرک کشیدن‌های جلال به حوزهٔ اندیشه را نباید جدی گرفت چون ارزشی بیش از "ارزیابی‌های شتابزده" ندارند. در عوض آثار ادبی و قلم‌فرسایی‌های دلنشین او در سفرهایش به شهرهای مختلف ایران و روایتش از مناسبات جامعهٔ روشنفکری و مطبوعاتی روزگار خودش را باید جدی گرفت.

مرحوم طباطبایی دقیقاً به صورتی معکوس با جلال مواجه شد. آنچه را که در آثار او نباید اصلاً جدی می‌گرفت، کاملاً جدی گرفت و آنچه را که باید جدی می‌گرفت به نظرم اصلاً ندید و نخواند!

جلال مردی عصبی‌مزاج بود و در این دنیا هیچ نوع نظم سیاسی و اجتماعی باعث رضایتش نمی‌شد.

گویی بالفطره ناراضی به دنیا آمده بود. از اتحاد جماهیر شوروی همانقدر متنفر بود که از دنیای غرب، از روشنفکران همانقدر اظهار بیزاری می‌کرد که از روحانیون و از سنت همانقدر فراری بود که از مدرنیسم!

به سختی می‌توان تصور کرد که او کسی یا چیزی را از صمیم قلب دوست می‌داشته است.

احمد فردید کسی است که جلال کتاب کم‌عمق خود به نام غرب‌زدگی را به او تقدیم کرده است و آدمی گمان می‌کند که لابد خرده ارادتی به او داشته است.

انتشار جلد اول یادداشت‌های روزانهٔ آل‌احمد که به اهتمام محمدحسین دانایی، خواهرزادهٔ او منتشر شده است، اما پرده از نگاه تحقیرآمیز جلال به احمد فردید برمی‌گیرد!

فردید نیز کمترین ارادتی به جلال نداشت. او جلال را غرب‌زدهٔ پیچیدهٔ مضاعف یعنی سمبل بدترین نوع غرب‌زدگی می‌دانست!

یادداشت‌های روزانهٔ جلال اما اثری استثنایی در تاریخ نویسندگی است.

در این اثر، جلال نگاه و عواطف و احساسات خود، تصورش از دیگران و روابطش با همسرش زنده‌یاد سیمین دانشور را به عریان‌ترین شکل ممکن افشا کرده است.

در مقایسه با آن، اعترافات سنت‌اگوستین و ژان ژاک روسو، جز نوعی تکلفِ ملال‌آور به چشم نمی‌آید!

در آینده شاید در باره‌اش چیزی بنویسم.

روحش قرین آرامش باد.

 

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بیست‌و‌چهار ساعت
  • سرک کشیدن‌های جلال به حوزهٔ اندیشه را نباید جدی گرفت چون ارزشی بیش از "ارزیابی‌های شتابزده" ندارند. در عوض آثار ادبی و…

  • نه اینکه حکایت، فقط حکایت یک خودروی امدادی اسیر شده توسط افراد خودخواه باشد، ماجرا فراتر از این حرف‌هاست

  • طبیعتاً وقتی بحث انتخاب باشد، یک خانواده طبقه متوسط و پایین، رسیدن به خوراک جسم را به فرهنگ ترجیح خواهد داد.

آخرین اخبار