| کد مطلب: ۷۱۳۳۵

مسئله شکست و پیروزی در جنگ ترکیبی

ما هنوز در میانه یک جنگ تمام عیار و ترکیبی قرار داریم و هر گونه غفلت و تعلل برآمده از بزرگنمایی می‌تواند در فرآیند غایی و نهایی جنگ موجود، موجبات ضعف و خلل را برای ما فراهم آورد

مسئله شکست و پیروزی در جنگ ترکیبی

از طنین‌اندازی غرش موشک و نفیر گلوله و صوت جنگنده متجاوزان بر سپهر میهن بیش از 190 روز گذشته است، از این مدت را گاهی در جنگ تمام عیار و گاهی در سکوت جبهه آتش و گاهی در تبادل آتش پارتیزانی و منقطع سپری کرده‌ایم و هنوز به شرایط پسا جنگ و فراغت از بحران و تخاصم نظامی رهنمون نشده‌ایم. در این میان از تحلیلگران داخلی و رسانه‌های رسمی تا ژورنالیست و کارشناسان نظامی غربی هر یک به فراخور نظرگاه خود به فرآیند سپری شده نگریسته و پیرامون روند و سیر تحولات و موازنات در جریان سخن گفته و از منظر خود به تحلیل و پیش بینی آینده نزدیک و دور وفق شرایط موجود می‌پردازند.

البته که در تفسیر ساده و یک خطی و فارغ از پیچیدگی های معطوف به سیر تحولات موجود ، از آن حیث که دشمنان متجاور به هیچ یک از اهداف اولیه خود از اقدام به جنگ دست نیافته‌اند، می‌توان گفت طرف آمریکایی- اسرائیلی حداقل تا اینجای کار شکست خورده جنگی هستند که خود براه انداختند. نکته‌ای که مورد تصریح و اشاره تحلیلگران غربی هم هست و هرازگاهی با مصادیق مشخص در رسانه‌های جریان اصلی نیز بازتاب یافته و طرفه آنکه در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هم در برنامه‌ها و بخش‌های مختلف با اشاره به همین مقالات و برنامه‌های انتشار یافته در رسانه‌های آن‌ور آبی، بر شکست دشمن و پیروزی مطلق اردوگاه خودی در جنگ تحمیلی، تصریح و تاکید مضاعفی می‌شود.

اما در این میان لحاظ چند نکته به نظر لازم و ضروری می‌رسد.

اول آنکه جنگ موجود میان ایران با آمریکا و متحدانش به سبک و سیاق جنگ های کلاسیک یا مدرن نظامی از سر گذرانده در طول تاریخ نیست، جنگی در قالب نامتقارن و ترکیبی و چند بٌعدی است که فقط ابعاد نظامی بر آن مترتب ننیست و نمی‌توان پیروزی در یک ساحت را بسط و تعمیم داده و از آن پیروزی مطلق در جنگ را مستفاد کرد.

دوم، هنوز که هنوز است در ابعاد مختلف جنگ و تخاصم میان دو اردوگاه برقرار است و خطر این مطلق‌بینی‌ها‌، باعث بروز اشتباه محاسباتی در دستگاه‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز شده و می‌تواند تبعات ناخوشایندی در روندهای آتی و تبیین استراتژی‌های واقع‌بینانه و ضروری ایجاد کند.

سوم، در جنگی که چند بٌعدی و ترکیبی به پیش می‌رود، تمرکز و توجه ویژه و افراطی به یک ساحت و وجه می‌تواند، موجب غفلت و نیسان نسبت به دیگر روندها شده و از مسئولان تا مردم را نسبت به گلوگاه‌های استراتژیک در ابعاد دیگر( در اینجا به عنوان مثال جنگ اقتصادی) حواس پرت و به دور از آمادگی لازم سازد و ضربات سخت و جبران‌ناپذیری از این ناحیه متوجه کشور و مردم شود و چه بسا در نتایج نهایی جنگ موجود هم تاثیر گذار باشد.

چهارم، حدی از پروپاگاندا و تبلیغات تهییج کننده و حماسه‌سرایی از ضروریات و الزامات هر جنگ و مبارزه ملی و میهنی است اما افراط در این زمینه هم می‌تواند، تبعات ناخوشایندی به ارمغان بیاورد، به خصوص در شرایطی که ما توانسته‌ایم در برابر تهاجم دشمن غدار و برخوردار از هژمون جهانی با تسلیحات و امکاناتی که قابل قیاس نیست، تجاوز دشمن را دفع کرده و بسیار فراتر از انتظارها عمل کرده و در گرانی‌گاه حساسی چون تنگه هرمز معادله‌سازی در سطح اقتصاد جهانی را به انجام رسانیده و اصرار و پافشاری بر پیروزی مطلق می‌تواند نتیجه معکوس در مخیله اذهان عمومی بر جای بگذارد و ماجرا و دستاوردهای کنونی را هم لوث کند، به خصوص که مردم در زندگی روزمره خود با تبعات منفی جنگ اقتصادی مواجه هستند و هنوز هیچ چیز به پایان نرسیده است که در باد پیروزی بخوابیم و پیرامون سر به آسمان بسائیم.

در نهایت باید گفت ما هنوز در میانه یک جنگ تمام عیار و ترکیبی قرار داریم و هر گونه غفلت و تعلل برآمده از بزرگنمایی می‌تواند در فرآیند غایی و نهایی جنگ موجود، موجبات ضعف و خلل را برای ما فراهم آورد. ما باید با استراتژی منسجم و منطبق بر واقع‌بینی و به دور از خود کم‌بینی یا افراط در توانمندی برای یکان یکان لحظات پیش رو و در همه ساحات و وجوه این نبرد برنامه مشخص و قاعده‌مند داشته باشیم که علاوه بر توفیقات چشم‌گیر در ابعاد نظامی تا این لحظه در نهایت پیروز آبرومند این نبرد سخت و مهلک در همه ابعاد آن باشیم.

 

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
پربازدیدترین
آخرین اخبار