چرا ارزش قطعات هواپیمای ۷۴۷ از بدنه آن بیشتر است؟
هنگامی که عمر مفید یک بوئینگ ۷۴۷ به پایان میرسد، بدنه فلزی آن در بازار بازیافت ارزش چندانی ندارد؛ بهطوریکه قیمت آن حتی از یک چرخ هواپیما یا هزینههای نگهداری ماهانه در قبرستانهای هوایی کمتر است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از آخرین خبر، پایان عمر اقتصادی هواپیماهای پهنپیکری همچون بوئینگ ۷۴۷، آغازگر فرآیندی است که در آن ارزش داراییها نه در کلیت هواپیما، بلکه در اجزای تشکیلدهنده آن نهفته است. در حالی که بدنه اسقاطی این هواپیماها تنها حدود ۵۵ هزار دلار ارزش قراضه دارد، موتورها، ارابههای فرود و سیستمهای اویونیک آن میتوانند میلیونها دلار به چرخه صنعت هوانوردی بازگردانند.
این پدیده که در صنعت هوانوردی به «آزادسازی ارزش اقتصادی» معروف است، نشان میدهد که چرا هواپیما در سالهای پایانی خدمت خود، بهعنوان مجموعهای از قطعات گرانبها نگریسته میشود. موتورهای هواپیما به دلیل پیچیدگیهای فنی و هزینههای گزاف تولید نمونههای جدید، ارزشمندترین بخش هستند؛ بهگونهای که ارزش هر موتور میتواند به ۲ میلیون دلار برسد. ارابههای فرود و تجهیزات کابین خلبان نیز سهم قابلتوجهی در تأمین قطعات یدکی برای ناوگانهای فعال دارند.
بازار دستدوم قطعات هوایی به اندازهای داغ است که حتی هواپیماهای نسبتاً جدید نیز گاهی به دلیل نیاز مبرم به قطعاتشان، اسقاط میشوند. در شرایطی که زنجیره تأمین جهانی با تأخیر مواجه است و تولید قطعات نو زمانبر و پرهزینه است، استفاده از تجهیزات بازیافتی هواپیماهای از رده خارج، توجیه اقتصادی بالایی برای شرکتهای هواپیمایی دارد.
در نهایت، بوئینگ ۷۴۷ که از ۶ میلیون قطعه و دهها هزار کیلوگرم آلومینیوم ساخته شده است، پس از توقف پرواز، به منبعی برای احیای سایر هواپیماهای فعال تبدیل میشود. حدود ۳۰ درصد از قطعات یک هواپیمای اسقاطی قابلیت استفاده مجدد در ناوگانهای فعال را دارند و تنها بخش کوچکی از بدنه نهایی راهی مراکز بازیافت فلزات میشود. این واقعیت اقتصادی ثابت میکند که برای بسیاری از مدلهای هواپیما، پایان پرواز لزوماً به معنای پایان ارزش اقتصادی نیست.