نگاهی به فیلم «کامیون» ساخته کامبوزیا پرتوی
ماجرای انتخابهای انسانی
کامیون روایتی از انتخابهای انسانهاست، انسانهایی که خودشان انتخاب میکنند در کجای جهان قرار بگیرند.
سرانجام تقریبا پس از 9 سال، کامیون ساخته کامبوزیا پرتوی از گنجهها بیرون آمد و به نمایش گذاشته شد. فیلمی که در جشنواره فجر سال 96 اکران شد، سیمرغ بهترین فیلم را گرفت اما بر خلاف بسیاری از فیلمهای موفق جشنواره، برای اکران عمومی عجله نداشت. 9 سال صبر کرد، در این زمان کارگردانش از دنیا رفت و در نهایت با اکران آنلاین برای مردم به نمایش گذاشته شد.
روند فیلم
پرتوی فیلم را با تصاویری از حمله داعش به عراق آغاز کرده است. شروع اثر به گونهای است که اینطور تصور میشود که با فیلمی پر از خون و خشونت روبر هستیم اما پس از چند دقیقه، ورود سعیدآقاخانی و کامیون، فیلم را وارد فضای اصلی میکند؛ جایی که دختر جوان از دل جادهها بدنبال همسری است که مدتهاست برای بدست آوردن لقمهای نان از کردستان عراق راهی ایران شده است؛ جستجویی که داستان اصلی فیلم را تشکیل میدهد.
دو نقطه درخشان
هر چند فیلم بر محور جنگ و آوارگی است و اصل روایت را باید روایتی تلخ از آثار جنگ دانست، اما وجه درخشان فیلم را باید به تاکیدی دانست که کارگردان بر دو موضوع انسانیت و عشق انجام داده است. آنچه نقشهای اول مرد و زن فیلم (سعید آقاخانی و تروسکا جولا) به خوبی نمایش میدهند را میتوان انسان بودن بدون روتوش دانست.
اما در کنار پیامی که کارگردان برای رساندن انتخاب کرده، وجه درخشان دیگر فیلم را باید به بازی درخشان سعید آقاخانی اختصاص داد. او میتوانست در جشنواره سال 96 برنده سیمرغ شود ولی بدشانسیاش این بود که درخشش او در کامیون با حضور درخشان امیر جدیدی در تنگه ابوغریب و عرق سرد و البته امین حیایی در شعلهور همزمان شد و سیمرغ را به جدیدی رساند.
نکته دیگر درباره آقاخانی این است که شاید الان که فیلم اکران آنلاین شده، بیننده با تماشای اولین سکانس از حضور سعید آقاخانی ناخودآگاه یاد سریال «نون خ» بیافتد و فکر کند که نقش آقاخانی کپیبرداری شده از نقشی است که در «نون خ» داشته، اما نکته اینجاست که کامیون تقریبا یک سال قبل از «نون خ» ساخته شده است.
اما به غیر از آقاخانی، نباید از نظر دور داشت که تروسکا جولا، در نفش زن ایزدی هم به سادگی و بدون بزرگنمایی توانسته نقش اول زن را ایفا کند. قطعا قرار گرفتن یک دختر بیست ساله با کمترین تجربه مقابل سعیدآقاخانی سختیهای زیادی دارد که او توانست از دل این سختیها به آرامی عبور کند.
ابهامها
بزرگترین ایرادهای اصلی که میتوان به کامیون دانست، در دو موضوع است. یکی اینکه اصلا نقش و جایگاه نیکی کریمی در فیلم مبهم است. مشخص نیست هدف از حضور او در یک سکانس چیست. به گونهای که میتواند اینطور القا شود که آن یک سکانس تنها به علت این بوده که یک نام بزرگ دیگر در کنار آقاخانی قرار بگیرد.
دومین موضوع در این راستا مربوط به پایان فیلم است. کارگردان فیلم را مبهم تمام میکند و مشخص نیست که نتیجه این جستجو به کجا ختم میشود. به عبارتی کامبوزیا پرتوی هم پایان باز را برای فیلم انتخاب کرده است.
نمایش انسانی
کامیون را میتوان فیلمی متوسط دانست، فیلمی که شاید اگر بعد از دریافت سیمرغ اکران میشد میتوانست با استفاده از همان سیمرغ مخاطب را به سالن بکشاند اما در این روزها شاید فیلم مطلوبی برای مخاطب نباشد.
در مجموع، کامیون روایتی از انتخابهای انسانهاست، انسانهایی که خودشان انتخاب میکنند در کجای جهان قرار بگیرند. در یک سمت انسانی قرار گرفته است که عامل جنگ و آوارگی است، انسانی که همه چیز را فدای ایدئولوژی کرده و تبدیل به قصابی بیرحم شده است. انسانی که همنوعان که شبیه خودش فکر نمیکنند را یا میکشد و یا آوارهشان میکند. نقش اول زن فیلم، به خوبی موضوع خانه به دوش شدن بر اثر جنگ را نمایش میدهد. خودش یک جا، خانوادهاش در جایی که نمیداند کجاست و همسرش هم که گم شده است.
و در سمت مقابل، انسانی قرار گرفته که بزرگترین سرمایهاش که انسانیت را حفظ کرده است. انسانی که شاید جیبش پر از پول نباشد اما با هر چه دارد، به همنوع خود عشق میورزد، تا شاید بتواند زحمهایی که بر روح و روان یک انسان آمده را درمان کند.