نگاهی به فیلم استخر ساخته «سروش صحت»
کمعمق با پیام همیشگی
نوشتن درباره «استخر» بیشتر از دریچه نقد است تا تمجید، بیشتر قلم بر گلایه میچرخد و انتظارهایی که میرفت اما برآورده نشد.
در بین کارگردانهایی که در یک دهه اخیر فیلمسازی را آغاز کردهاند، سروش صحت یکی از آنهاست که پس از ساخت اولین اثر سینماییاش، کاری کرد که برای دیدن اثر بعدیاش مشتاق باشم. اشتیاقی که با تماشای «صبحانه با زرافهها» مشخص شد، بیهوده نیست و همین روند باعث شد با شور و حالی بیشتر در همان اولین روزهای اکران، به تماشای «استخر» بنشینم. اما سینما هم مثل زندگی و شاید خود زندگی باشد، گاهی آنطور که دلت میخواهد پیش نمیرود.
همان همیشگی
مهمترین و مثبتترین ویژگی که در «استخر» میتوان مشاهده کرد، ادامه سیر سروش صحت روی مسیری است که از «جهان با من برقص» شروع کرد و در «صبحانه با زرافهها» و «مگه تموم عمر چندتا بهاره» ادامه داد. او در دو اثر قبلی سینمایی و سریالی که برای نمایش خانگی ساخت، روی ارزش زندگی مانور داد و از این سخن گفت که زندگی، عشق، احساس و رفاقت از همه چیز ارزش بیشتری دارد و باید آنها را قدر دانست و در استخر نیز همان مسیر را ادامه داد.
اگر در «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» تک جملهها در ارزش زندگی را به نیمه دوم فیلم گذاشته بود، اینبار در همان ابتدا پیام را رساند و درباره ارزش زمان در روابط انسانها گفت. جایی که سورنا صحت میگوید: «همه زندگی همین دو ثانیههاست» و با همین دست فرمان فیلم پیش میرود تا روی پیامی که مد نظر کارگردان بوده، تاکید کند و بگوید که هیچ چیز از ورزش گرفته تا رقص هم نمیتواند جای عشق و احساس انسان را بگیرد و جای خالی عشق، با هیچ چیز پرشدنی نیست.
دور از انتظار
نوشتن درباره «استخر» بیشتر از دریچه نقد است تا تمجید، بیشتر قلم بر گلایه میچرخد و انتظارهایی که میرفت اما برآورده نشد.
پس از شاهکاری که سروش صحت در ساخت «جهان با من برقص» ایحاد کرد، میتوانستیم بگوییم که «صبحانه با زرافهها» گامی بلند در مسیر فیلمسازی او بوده و آرام آرام او را به بلوغ فیلمسازی نزدیک کرده است اما پس از آن اثرهای دلچسب، که بارها و بارها میتوان آنها را تماشا کرد و وارد آرشیو فیلمهایم محبوبم شدهاند؛ «استخر» را باید گامی کوتاه و شاید حتی نوعی عقبگرد در مسیر دانست، گامی که حداقل از نظر سینمایی بسیار دورتر از حد انتظار بود و میتوان آن را ضعیفترین اثر سروش صحت در پرونده فیلمسازیاش تا به امروز دانست. کاری که بر خلاف دو اثر قبلیاش، تنها یکبار ارزش دیدن دارد.
اینکه چرا «استخر» آنطور که باید و شاید درنیامده بحثی است که شاید خود سروش صحت درباره آن توضیح کاملی داشته باشد، اما حرف این است که انتظار از سروش صحت بالاست، این انتظار بیجا هم نیست، خودش مقصر است که با ساخت دو اثر ابتداییاش انتظارها را بالا برد.
چرا سورنا صحت؟
نقد دیگری که درباره استخر میتوان به آن اشاره کرد، حضور پررنگ سورنا صحت است. او در بیشتر سکانسهایی که حضور داشت، کمتجربه بودنش را نشان داد و عملکردی ضعیف و گاها مصنوعی داشت، به گونهای که مشخص بود بازی میکند و خودش را در نقش قرار نداده است. اما به غیر از بازی ضعیف و مصنوعی که سورنا صحت داشت، متوجه نشدیم که این بازیگر جوان، چرا اینقدر اصرار به کپیبرداری از نقشی را داشت که مجید یوسفی در «مگه تموم عمر چندتا بهاره» ایفا کرده بود، آنقدر که گاهی اوقات حتی حرکات دست و نوع دیالوگ گفتنهایش هم کپیبرداری از مجید یوسفی بود.
بازیگری با نقش مبهم
در بین بازیگرانی که در «استخر» حضور داشتند، با گزینهای عجیب روبرو بودیم. یک نفر پیدا شود بگوید که مجید یوسفی دقیقا چه نقشی در فیلم داشت و قرار بود چه پیامی را برساند. من که فلسفه وجودی او در این فیلم را متوجه نشدم.
اعتراض خاموش
از نیمه پر و خالی لیوان نوشتم و اینجا میخواهم به نیمهای دیگر در کنار لیوان فیلم اشاره کنم که آن هم حاصل از نبوغ سروش صحت است. سروش صحت در همان ابتدای فیلم، بدون اینکه دیالوگی رد و بدل شود، اعتراض خود به صدا و سیما و بیگانه شدن با رسانهای که قرار بود ملی باشد را بیان کرده است. جایی که، امیر (امین حیایی) در حال تماشای فوتبالی با گزارش عادل فردوسیپور از طریق یکی از پلتفرمهاست.
ارزش یکبار دیدن
در مجموع، آنچه که سروش صحت ساخته در بهترین حالت ارزش یکبار دیدن را دارد و بعید است بتواند خود را در دسته فیلمهایی قرار دهد که سالهای آینده، هم دلمان بخواهد یکبار دیگر آن را تماشا کنیم. شاید لازم باشد تا سروش صحت کمی استراحت کند و کار بعدیاش را با فاصله بیشتری از «استخر» بسازد، همان کاری که درباره «صبحانه با زرافهها» انجام داد و با برنامه پیش رفت. منتظر آن روز خواهیم ماند زیرا میدانیم که سروش صحت میتواند.