بررسی سه سناریوی واشنگتن برای پایان جنگ ایران
کلاف سردرگم «خشم حماسی»
دولت دونالد ترامپ با سه گزینه استراتژیک و در عین حال نامطلوب روبرو است.
در شرایطی که وضعیت تنگه هرمز مبهم است و آتشبسهای موقت دائماً نقض میشوند، دولت آمریکا هزینههای سنگینی را متحمل شده است. با ثبت حداقل ۱۸ کشته و نزدیک به ۴۵۰ زخمی در میان نیروهای آمریکایی و مخالفت ۶۸ درصدی افکار عمومی داخلی با این جنگ، دولت دونالد ترامپ با سه گزینه استراتژیک و در عین حال نامطلوب روبرو است:
1- تشدید تنش نظامی (راهکار سختافزاری)
این سناریو شامل بازگشت به حملات گسترده علیه زیرساختهای حیاتی (نفت، گاز، نیروگاهها و کارخانههای آبشیرینکن)، ترور رهبران ارشد و حتی عملیات زمینی برای اشغال جزیره خارگ و نوار ساحلی هرمز است.
چالشها: اگرچه این اقدام فشار حداکثری وارد میکند، اما خطر بروز فاجعه انسانی و تبدیل شدن به یک جنگ تمامعیار که زیرساختهای متحدان خلیج فارس را نیز به خطر میاندازد، بسیار بالاست. ضمن اینکه تحلیلگران معتقدند اراده و تابآوری حاکمیت ایران برای تحمل این هزینهها بیش از واشینگتن است.
2 کاهش تنش و عقبنشینی (راهکار دیپلماتیک)
این گزینه به معنای کاهش قابل توجه حضور نظامی و پذیرش تسلط نسبی ایران بر تنگه هرمز (بر اساس چارچوبهایی مانند تفاهمنامه اسلامآباد) برای پایان دادن به هزینههای جنگ است.
◇ چالشها: هرچند این اقدام تمرکز استراتژیک آمریکا را به سمت مهار چین در اقیانوس آرام بازمیگرداند، اما در فضای سیاسی داخل آمریکا به عنوان «تسلیم» تعبیر شده و اعتبار واشینگتن را نزد شرکای منطقهای و جهانی به شدت تضعیف خواهد کرد.
3 تداوم بنبست (وضعیت موجود)
استراتژی فعلی دولت ترامپ، حرکت در میانه دو مسیر فوق است؛ یعنی ترکیبی از حملات متقابل محدود (Tit-for-tat) و ارائه پیشنهادهای دیپلماتیک جدید.
چالشها: این وضعیتِ «نه جنگ و نه صلح»، به معنای فرسایش مداوم منابع و مهمات، حفظ قیمتهای بالا اما نسبتاً پایدار انرژی در جهان و تحمل نارضایتی عمومی در داخل آمریکاست. با این حال، به دلیل ریسک بالای دو گزینه دیگر، این وضعیت در حال تثبیت شدن است.
افق آینده و نتیجهگیری
در حالی که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، امیدوار است این فشارها ایران را پای میز مذاکره بکشاند، تحلیلهای «شورای روابط خارجی» و شواهد میدانی نشاندهنده سرسختی و توانایی بالای تهران در مدیریت بحران است. طبق قاعده "گوت" و ارزیابی بازارهای پیشبینی، در غیاب یک پیشرفت چشمگیر نظامی یا دیپلماتیک، تداوم این بنبست فرسایشی دستکم تا پایان سال ۲۰۲۶ محتملترین سناریوی پیش رو است.
*منبع: کانال بازنگاه