روایت کاشی از قمار از سنخ سیاست
محمد جواد غلامرضا کاشی نوشت: بازیگران عصر دیجیتال، بیش از حد منطق پسا حقیقت را در حیات سیاسی جدی گرفتهاند. اگر در این میدان دستهای خالی از فضائل سلطهستیزی و عدالت خواهی داشته باشی، پیروز باشی یا شکست خورده، دلقکی بیش نیستی.
به گزارش هممیهن آنلاین، محمد جواد غلامرضا کاشی در کانال تلگرامیاش نوشت:
سیاست گاهی به قمار شباهت پیدا میکند اما آنکه خیال کند سیاست محدود به منطق قمار است، مضحکه تاریخ خواهد شد. سیاست نیازمند ایستادن در جانب دو فضیلت بزرگ زندگی سیاسی - آزادی و عدالت- هم هست. بازیگری که برای غلبه بر حریف، بیشرمانه در کنار سلطهگر و ستمکار ایستاده باشد، در قمار زندگی سیاسی هم خواهد باخت.
مردم ونزوئلا زورشان به حکومت دیکتاتور نمیرسید. منظورم بخشی از مردم ونزوئلاست که با رژیم چپگرای حاکم مخالف بودند. ماریا کورینا ماچادو رهبری بخشی از این مردم را بر عهده داشت. خود را هم پیمان ونزوئلایی ترامپ معرفی کرد تا آنچه از عهدهاش بر نمیآمد به یاری آمریکا محقق کند.
بیقدرتان دل به قدرتی بزرگتر میبندند تا آرزوشان را محقق کند. دقیقاً همینجاست که با حریف خود در صحنه سیاسی هم سرشت میشوند و حقانیت خود را از حیث فضیلتهای زندگی سیاسی از دست میدهند. آنها به یک قمار باز صرف بدل میشوند و خود را به دست باد حوادث میسپارند.
ماچادو در دل و جان طرفدارانش آرزوی جنگ و شکست حکومت مستقر را کاشته بود. گویی دعای مردمان اجابت شد و روز واقعه روی داد: ترامپ به ونزوئلا حمله کرد و رهبرانش را نیمه شب ربود.
اطلاعات کافی از حادثه ونزوئلا در دست نیست. نمیتوان قضاوت دقیقی کرد. اما اگر به آنچه تا کنون در پرده اخبار منتشر شده اکتفا کنیم، اتفاقات بامزه و مضحکی روی داده است: بخشهایی از حکومت چپگرا و ضد امپریالیست ونزوئلا با ترامپ همدست شده و مادورو را تسلیم آمریکا کردهاند. ترامپ هم در مقابل خیالشان را از اپوزیسیون مادورو راحت کرد: اعلام داشت ماچادو توان اداره ونزوئلا را ندارد.
تعداد اندکی از طرفداران مادورو به خیابان آمدند و تظاهرات کردند. اما صدایی از طرف طرفداران ماچادو و مخالفین سرسخت مادورو برنیامد. آنها فعلا در حیرتاند. یکباره از طرف آمریکا مات شدند. اگر همه چیز همینطور ادامه پیدا کند، آنها تنها در قمار سیاست نباختهاند، مضحکه تاریخی هم شدهاند و موجودیت خود را تماماً از دست دادهاند.
اگر همزمان با مبارزه با سلطهگری مادورو، کنار الگوهای بزرگتر سلطهگری نایستاده بودند، اگرهم برنده نبودند تکیهگاهی برای بقاء و تداوم حیات در عرصه سیاسی داشتند.
بازیگران عصر دیجیتال، بیش از حد منطق پسا حقیقت را در حیات سیاسی جدی گرفتهاند. اگر در این میدان دستهای خالی از فضائل سلطهستیزی و عدالت خواهی داشته باشی، پیروز باشی یا شکست خورده، دلقکی بیش نیستی.