| کد مطلب: ۵۴۵۶۶

کاسبی با رویا؛ بازار سیاه آموزش بازیگری

بازار آموزش بازیگری در سال‌های اخیر به صحنه‌ای از فریب، سوداگری و سوء‌استفاده از شوروشوق جوانان بدل شده است. آموزشگاه‌هایی که در ظاهر عنوان فرهنگی بر پیشانی دارند، در عمل به بنگاه‌های معاملاتی تبدیل شده‌اند؛ بنگاه‌هایی که نه تربیت هنرمند، بلکه فروش رویا را هدف گرفته‌اند.

کاسبی با رویا؛ بازار سیاه آموزش بازیگری

بازار آموزش بازیگری در سال‌های اخیر به صحنه‌ای از فریب، سوداگری و سوء‌استفاده از شوروشوق جوانان بدل شده است. آموزشگاه‌هایی که در ظاهر عنوان فرهنگی بر پیشانی دارند، در عمل به بنگاه‌های معاملاتی تبدیل شده‌اند؛ بنگاه‌هایی که نه تربیت هنرمند، بلکه فروش رویا را هدف گرفته‌اند.

بازیگری از دیرباز در ایران شوقی بوده برای بیان، خلاقیت و حضور در جهان خیال. اما امروز، این میل طبیعی و شور جوانانه، در چرخه‌ای کاسبکارانه اسیر شده است. آموزشگاه‌های فراوانی هرروز تبلیغ می‌کنند که در کلاس‌هایشان فلان بازیگر مشهور یا کارگردان مطرح حضور دارد، کارت طلایی اهدا می‌شود، مسیر ورود به سینما کوتاه و ساده است.

اما پشت این وعده‌ها، واقعیتی تلخ پنهان است؛ کلاسی که پس از دریافت مبالغ چندده میلیون تومانی، با چند جلسه سطحی و بی‌کیفیت پایان می‌یابد و هنرجویی که با رویای ورود به سینما آمده، با یأس و سرخوردگی بازمی‌گردد. درواقع ما با نوعی کالایی‌شدن رویا روبه‌رو هستیم؛ رویای دیده‌شدن، شهرت و محبوبیت. آموزشگاه‌ها با ظاهری فرهنگی اما با منطق بازاری، از این میل انسانی بهره‌برداری می‌کنند. دراین‌میان مسئولیت‌گریزی نهادهای نظارتی فاجعه‌بار است. هیچ نظام ارزیابی یا مجوزدهی کیفی‌ای جدی وجود ندارد. نه استانداردی برای سرفصل‌های آموزشی تعریف شده، نه صلاحیت علمی و تجربی مدرسان سنجیده می‌شود. بسیاری از این کلاس‌ها با اتکا به نام چند چهره شناخته‌شده، بدون کمترین محتوا یا انسجام آموزشی برگزار می‌شود.

از منظر جامعه‌شناختی، آنچه در این وضعیت رخ می‌دهد، مصداق استثمار فرهنگی است. استثمار در جایی که پول از جیب جوانان و خانواده‌ها بیرون می‌آید، اما دانشی به آنان منتقل نمی‌شود. درحقیقت آنچه فروخته می‌شود، نه آموزش، بلکه توهم آموزش است. هنرجو در پایان دوره، جز چند عکس یادگاری، چند اصطلاح سطحی و یک حس تحقیر و شکست، چیزی در دست ندارد. در لایه‌ای عمیق‌تر، می‌توان گفت این وضعیت از ضعف عمومی در «آگاهی فرهنگی» ناشی می‌شود. جامعه‌ای که در آن مسیرهای حرفه‌ای شفاف نیست و ورود به سینما یا تئاتر براساس استعداد و مهارت سنجیده نمی‌شود، طبیعی است که فریب وعده‌های دروغین را بخورد. جوانی‌که هیچ ساختار حمایتی ندارد، در برابر تابلوی رنگارنگ «ورود به دنیای بازیگری» بی‌دفاع است.

ازسوی‌دیگر، بسیاری از بازیگران به‌ظاهر سرشناس، با حضور صوری یا نا‌مشان در تبلیغات این آموزشگاه‌ها، عملاً در این چرخه فریب شریک می‌شوند. آنان با تبدیل سرمایه نمادین خود به ابزار تبلیغاتی، به تداوم این وضع کمک می‌کنند. این همان جایی است که اخلاق حرفه‌ای به حراج گذاشته می‌شود.

در چنین شرایطی، رسانه‌ها وظیفه‌ای جدی دارند. باید پرده از واقعیت این بازار کاذب برداشت و با گزارش‌های میدانی، نام آموزشگاه‌هایی که با دروغ و تبلیغات جعلی فعالیت می‌کنند را افشا کرد. مسئولان فرهنگی هم نمی‌توانند با توجیهات اداری از کنار این معضل بگذرند. نهادهای متولی اگر امروز به فکر سامان‌دهی این حوزه نباشند، فردا با نسلی سرخورده روبه‌رو خواهیم بود که اعتماد خود را به آموزش، هنر و حتی صداقت از دست داده است.فرهنگ‌سازی دراین‌زمینه از آموزش در مدارس و رسانه‌ها باید آغاز شود. جوانان باید بدانند که بازیگری حرفه‌ای، راهی طولانی و مبتنی بر تمرین، مطالعه و تجربه است، نه دوره‌ای چند هفته‌ای و پرزرق‌وبرق. باید یاد بگیرند که شهرت، نتیجه کیفیت است؛ نه کلاس خصوصی با نام‌های بزرگ.

این روزها آموزشگاه‌های بازیگری مثل قارچ در شهر رشد کرده‌اند، اما بوی فریب از بسیاری‌شان به مشام می‌رسد. جوانانی‌که روزی با امید وارد این کلاس‌ها می‌شوند، گاه تا سال‌ها پس از آن، زخمی از شکست و تحقیر بر دل دارند. پیش از آنکه این تجارت به‌ظاهر هنری بر پیکر هنر بیشتر زخم بزند، باید مرور کرد؛ چه شد که رویای هنر، در چنبره بازار، به کابوس کلاهبرداری بدل شد؟

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه فرهنگ
پربازدیدترین
آخرین اخبار