| کد مطلب: ۳۳۲۶۵

آرمان‌گرایی واقع‌گرایانه آرمان‎‌گرایی تخریب‌‎گرایانه/ واکاوی سخنان رهبر جریان اصلاحات و هجمه تندروها به آن

تصویری که خاتمی از فضای جامعه ارائه کرده‌‎است نه گنگ و نامفهوم یا دور از واقعیت است که واکنش جریان رقیب تخطئه آن باشد نه راهکارهایش چیزی دور از منطق بوده است که جریان مقابل وظیفه خود بداند در برابرش بایستد. کاش زمانی برسد که واقعاً قصد همه طرف‌‏های سیاسی اصلاح امور جامعه و حل مشکلات باشد نه دعوا و به جای آرمان‌گرایی تخریب‎‌گرایانه واقعاً به آرمان‌گرایی واقع‎‌گرایانه بپردازند.

آرمان‌گرایی واقع‌گرایانه آرمان‎‌گرایی تخریب‌‎گرایانه/ واکاوی سخنان رهبر جریان اصلاحات و هجمه تندروها به آن

«عزیزان وضعیت کشور خوب نیست. البته این وضع را آقای پزشکیان به وجود نیاوردند. این اوضاع میوه رویکرد و جهت‎گیری است که از سالیان پیش اتخاذ شده و اکنون بروز و ظهور کرده است. گرچه با کمال تأسف کسانی که قدرت را باختند، سعی می‌کنند این وضع بد را به حساب دولتی بگذارند که از جمله مورد حمایت شما نیز هست. حتماً هم این را قبول دارم که دخالت دشمن، فزون‌طلبی‌ها، انتقام‌گیری‌ها و... از این نظام و مردم بر بد شدن اوضاع اثر داشته است. اما بنده معتقدم باید به خودمان هم نگاه کنیم. اینکه ما چه کردیم؟ ما تا چه اندازه می‌توانستیم این وضع را به وجود نیاوریم و آوردیم؟»

این سخنان سیدمحمدخاتمی رهبر جبهه اصلاحات است که اخیراً در جلسه با اعضای مجمع ایثارگران بیان شده‎ و همین بخش کافی است که نشان دهد این سیاستمدار که اتفاقاً بهترین دولت پس از پیروزی انقلاب به سکانداری او در دهه 70 و 80 شکل گرفت و از لحاظ شاخص اقتصادی و آزادی‎های اجتماعی و سیاسی سایر دولت‎ها نتوانستند به آن برسند؛

متواضعانه به عقب نگاه می‎کند و با وجود اینکه شاید دولت متبوعش از نظر تقصیر و قصور جزء دولت‎های سربلند در کشف مقصرین وضع موجود باشد؛ بار دیگر از جریان حامی خود می‎خواهد که به خودشان هم نگاه کنند و به پاسخ این بپردازند که «...ما چه کردیم؟ ما تا چه اندازه می‌توانستیم این وضع را به وجود نیاوریم و آوردیم؟» اما در برابر، شاهد آن هستیم که جریان مقابل و تندرو کشور که پرچمدار شناخته‌شده‎اش روزنامه کیهان است؛ حتی همین سخنان را به باد انتقاد می‎گیرد و به همان مسیری می‎رود که اغلب مواقع رفته و بر طبل اختلافات می‎کوبد و با «کی بود، کی بود، من نبودم» به دنبال انداختن تقصیرها به گردن جریانی است که این رسانه، همفکران و هم‌مسلکی‎هایش مدت‎هاست با هر نیرو تلاش کرده آنها را به حاشیه بکشاند و از قضا تا حد زیادی هم حداقل در سطح تصمیم‎گیری موفق بوده است.

چنانچه کیهان در مطلبی با عنوان «نگران معیشت مردم یا کارچاق‌کنی برای ترامپ؟!» بدون توجه منطقی به فحوای کلام خاتمی و نگرانی‌هایش مسلسل تخریب و توهینش را به سمت او گرفته و نوشته است:«امثال خاتمی اگر انصاف و حرّیت و شجاعت داشتند، باید اذعان می‌کردند که با ترویج دروغ تقلب در انتخابات 1388، مشارکت اقتدارآفرین 40میلیونی مردم را تبدیل به ابزار تفرقه و دوقطبی‌سازی کردند؛

سپس در انتخابات چهار سال بعد، از تحریم‌های خصمانه دشمن، سکویی تبلیغاتی برای متهم‌کردن نظام و انقلاب و تبرئه رژیم خبیث آمریکا ساختند؛ آنگاه اعتماد به شیطان بزرگ و دادن امتیازات نقد در مقابل وعده نسیه را بزک کردند اما با این وجود، نتیجه این رویکرد منافقانه و غیرمسئولانه را به دیگران نسبت می‌دهند!!...خاتمی درست در حالی از تعامل سخن می‌گوید که طرف آمریکایی دنبال باج‌خواهی و دیکته کردن (نه تعامل) است و این الگوی استکباری را حتی به متحدان خود توسعه داده است.» البته که آنقدر درباره این تندروی‌های ادامه‌دار جریان تندرو اصولگرا گفته و نوشته شده است؛ که دیگر از چه بابی رفتن و امید به شنیدن داشتن را نمی‎دانیم اما فارغ از اینکه معمولاً این رسانه‎ها به جای تلاش برای ایجاد فضای تعامل در سیاست داخلی؛ آن هم در شرایط بحرانی کشور که هر روز هم بحرانی‌تر می‎شود، به دنبال حمله و هجمه به هر دلیلی به جریان رقیب سیاسی‎شان هستند؛ خوب است سخنان رهبرجبهه اصلاحات را واکاوی کرده و به جای قضاوت همیشگی «من قال» که این جریان تندرو در آن یدطولایی دارند به «ما قال» بپردازیم.

شاید از این گردنه سخت راهی به عبور (نه سقوط) بیابیم. خاتمی در بخش قابل توجهی از سخنانش به موضوع ایثار می‎پردازد و تاکید دارد که «گرچه متأسفانه از همه چیز حتی مقدسات سوءاستفاده می‌شود به‌خصوص اگر قدرت مهارنشده‌ای حاکم باشد؛ همچنان که از دین، اخلاق، علم، و... سوءاستفاده شده است.» تجربه‌‎ای که حداقل در کشور ما نسبت به جامعه کاملاً قابل مصداق‌یابی است و فقط نیاز است که مردم از تجربیات‌شان در مواجهه با جلسات گزینش یا تلاش برخی برای ارتقای موقعیت در دستگاه‎های مختلف یا برخورد با افراد سخن بگویند.

خاتمی بعد از این گوشزد می‎کند:«ممکن است شما تمام سلاح‌ها را در اختیار داشته باشید اما مردم حاضر نباشند در عرصه حضور یابند و از خودگذشتگی و مشارکت نکنند و سلاح‌ها از کار می‌افتند. اتحاد جماهیر شوروی نمونه آن است. زمانی که حکومت از مردم جدا شود، آن حکومت دوام نخواهد داشت.»

او همچنین تاکید دارد که «باید میان آرزوها (و به‌خصوص آرزوهای غیرقابل تحقق) با آرمان‌خواهی فرق گذاشت. یعنی آرمان‌خواهی نه‌تنها مخالف واقع‌بینی نیست بلکه باید واقعیت‌ها را دید و با وجود واقعیت‌ها آرمان‌ها قابل دسترسی باشد... باید با واقعیات مواجه شد و آنها را دید و براساس امکانات و مصالح حرکت کرد و به نفع مردم و رضایت مردم از آرمان‌ها دفاع کرد و مهمترین مصلحت کشور و ملت و حتی حاکمیت تامین نیازهای مردم و جلب رضایت آنان است و در این زمینه باید با دنیا تعامل کرد.»

بعید است هیچ عقل سلیمی با این گفته خاتمی از باب سیاست مخالفتی داشته باشد؛ اما در برابر کم نیستند افرادی که منافع ملی، مصالح جامعه و رضایت مردم را قربانی همین آرمان‎‎گرایی‎های بدون واقع‌بینی کرده‎اند و شاید در کنار فساد و ناکارآمدی‌هایی که در دهه‎های اخیر کشور را به سمت وضعیت کنونی کشاند، این نوع نگاه هم همواره مانع از پیشبرد درست برنامه‎ها می‎شد.

این آرمانخواهی در جریان دور از قدرت که معمولاً یک پایه ثابت چند دهه اخیر اصلاح‎طلبان بودند به شل شدن گام‎ها و ناامیدی و رخوت منجر شده که در کلان آسیب‎هایی در فضای سیاسی داشته است و اما در جریان نزدیک به هسته سخت قدرت این آرمانگرایی بدون واقع‎بینی می‎تواند تا همه ابعاد زندگی مردم و حتی آینده آنها پیش رود و اثر منفی بگذارد؛ همانطور که اگر بگردیم مواردی از این نوع کم نیست.

  رهبر جبهه اصلاحات همچنین به نقد دولت که حامی سیاسی آن بوده است، هم برخلاف غالب جریان رقیب که معمولاً چشم‌شان را بر همسویان‌شان می‎بندند؛ می‎پردازد و می‎گوید:«ولی این به این معنی نیست که دولت جدید هم هیچ عیب و مشکلی ندارد.» او در ادامه راهی برای رهایی هم مطرح کرده است:«1- اصل حاکمیت این را بپذیرد که تغییر و اصلاح لازم است...اینکه صدای بلند در این کشور برای آنان باشد که می‌گفتند تحریم نعمت است و امروز با صدای بلند می‌کوشند همه چیز را به گردن کسانی بیاندازند که مردم برای آنکه اینها نیایند، آنها را انتخاب کردند، این قابل قبول نیست...2- دولت هم باید توان فکری و توان عملی برای برنامه‌ریزی این کارها را داشته باشد... رئیس‌جمهور باید بتواند قانع کند، برنامه‌ریزی کند و از انسان‌های توانمند در اجرای برنامه‌ها از جمله رفع تحریم یا کم‌اثرتر شدن آن استفاده کند.»

او در پایان هم تاکید می‎کند:«من نمی‌خواهم نظم کشور به‌هم بریزد و برای اینکه انقلاب نشود باید اصلاحات را پذیرفت و در جهت آن حرکت کرد». تصویری که خاتمی از فضای جامعه ارائه کرده‎است نه گنگ و نامفهوم یا دور از واقعیت است که واکنش جریان رقیب تخطئه آن باشد نه راهکارهایش چیزی دور از منطق بوده است که جریان مقابل وظیفه خود بداند در برابرش بایستد. کاش زمانی برسد که واقعاً قصد همه طرف‌های سیاسی اصلاح امور جامعه و حل مشکلات باشد نه دعوا و به جای آرمانگرایی تخریب‎گرایانه واقعاً به آرمانگرایی واقع‎گرایانه بپردازند و تلاش‎کنند با تعامل و در آرامش مشکلات را حل کنند.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار