پیشنهاد هستهای به آمریکا
مدافعان دستیابی به سلاح هستهای در ایران، چه درون حاکمیت و چه بیرون آن، با ممنوعیت غنیسازی بهشدت مخالفند و آن را معادل کنار گذاشتن کامل آرزوهای هستهای میدانند.

آنچه در این یادداشت میخوانید، دیدگاههای رسانههای خارجی است که صرفا جهت اطلاعرسانی منتشر میشود و این دیدگاهها موضع روزنامه «هممیهن» نیست.
رابرت آینهورن مذاکرهکننده ارشد سابق آمریکا: مدافعان دستیابی به سلاح هستهای در ایران، چه درون حاکمیت و چه بیرون آن، با ممنوعیت غنیسازی بهشدت مخالفند و آن را معادل کنار گذاشتن کامل آرزوهای هستهای میدانند. با وجود مخالفت سرسختانه تندروها و هراس رهبر جمهوری اسلامی از پیامدهای داخلی پذیرش «غنیسازی صفر»، احتمال چنین عقبنشینیای اندک است. برخی کارشناسان بیرونی پیشنهادهایی برای پر کردن شکاف ظاهراً پرنشدنی ایران و آمریکا در موضوع غنیسازی دادهاند. یکی از این ایدهها ایجاد یک کنسرسیوم چندملیتی برای تولید اورانیوم غنیشده جهت رفع نیازهای غیرنظامی هستهای منطقه است.
موافقان معتقدند مشارکت چند کشور در مالکیت و مدیریت––و شاید حتی در بهرهبرداری––از یک تأسیسات غنیسازی، شفافیت بیشتری میآورد و احتمال انحراف به سوی تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی را کاهش میدهد اما یافتن فرمولی برای چنین کنسرسیومی که هم برای تهران و هم برای واشنگتن پذیرفتنی باشد، بسیار دشوار خواهد بود. اگر تأسیسات در کشوری عربی در خلیج فارس ساخته شود و ایران از هرگونه غنیسازی داخلی محروم شود، برای تهران جذابیتی نخواهد داشت. در مقابل، اگر ادامه غنیسازی در ایران مجاز شود، برای واشنگتن غیرقابل قبول خواهد بود.
همچنین اداره چندملیتی هرگونه تأسیسات غنیسازی -هرجا که باشد - میتواند به گسترش فناوری غنیسازی به کشورهای دیگر بینجامد که از منظر عدم اشاعه مشکلساز است. از آنجا که اختلاف بر سر غنیسازی مانع توافق جامع است، مذاکرهکنندگان آمریکا و ایران مکرر به توافق موقت فکر کردهاند؛ توافقی با مدت محدود که موضوع غنیسازی را فعلاً کنار بگذارد، روی بستهای کوچک از اقدامات مورد علاقه یکی از طرفین تمرکز کند و زمان بخرد برای رسیدن به توافق نهایی. چنین توافقی میتواند به هردو طرف کمک کند بدون مواجهه با هزینههای سیاسی داخلی شکست مذاکرات یا پذیرش امتیازات دردناک، گفتوگوها را ادامه دهند.
گزینهی بهتر برای ایالات متحده این خواهد بود که پیشنهاد «غنیسازی صفر» خود را مورد بازنگری قرار دهد و در عوض، تلاش کند دربارهی یک برنامهی غنیسازی اورانیوم بسیار محدود و بهشدت راستیآزماییشده وارد مذاکره شود. یک پیشنهاد بازنگریشده از سوی آمریکا میتواند بر این اصل استوار باشد که به ایران اجازه داده شود برنامهی غنیسازیای داشته باشد که صرفاً قادر به پاسخگویی به نیازهای واقعی و کوتاهمدت سوخت برای یک برنامهی هستهای واقعاً صلحآمیز باشد؛ موضعی که با ادعای دیرینه ایران مبنی بر اینکه برنامهاش همواره صرفاً صلحآمیز بوده، همراستا است.
چنین رویکردی مستلزم آن خواهد بود که ایران ذخایر کنونی اورانیوم با غنای بیش از پنج درصد در ایزوتوپ U-235 را از میان بردارد، یا از طریق رقیقسازی آنها یا انتقالشان به کشور دیگر (همانگونه که موجودی مازاد اورانیوم غنیشدهی ایران تحت «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام ۲۰۱۵ به روسیه منتقل شد). همچنین از تهران خواسته خواهد شد سانتریفیوژهایی را که مازاد بر ظرفیت مورد نیاز برای تأمین نیازهای کوتاهمدت تولید سوخت هستند، برچیند یا برای نگهداری امن به کشور دیگری منتقل کند.
ایران ملزم خواهد بود که بهسرعت اورانیوم با غنای کمتر از پنج درصد ــ چه تازه تولید شده و چه از موجودیهای قبل ــ را از شکل گازی، که میتواند به سانتریفیوژها تزریق شود و بیشتر برای تولید سلاح هستهای غنی گردد، به شکل پودری تبدیل کند؛ شکلی که برای یک برنامهی تسلیحاتی بهمراتب کمتر قابل استفاده است و همان شکلی است که برای ساخت سوخت رآکتور هستهای یا اهداف تولید ایزوتوپ لازم است.
موجودیهای در دسترس اورانیوم غنیشده زیر پنج درصد و همچنین اورانیوم طبیعی در حالت گازی به میزانی محدود خواهد شد که فقط برای پاسخگویی به نیازهای کوتاهمدت سوخترسانی لازم است.
ایران موظف خواهد بود هرگونه ظرفیت توسعهیافته غنیسازی ــ مانند سانتریفیوژهای بیشتر، افزایش موجودی اورانیوم غنیشده، یا تأسیسات جدید ــ را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کند و برای آن توجیهی ارائه دهد؛ ظرفیتهایی که ایران معتقد است برای پشتیبانی از الحاقات واقعی و کوتاهمدت در برنامه هستهای غیرنظامی خود لازم است (برای مثال، یک راکتور هستهای جدید در مرحله پیشرفته ساخت)، نه برای پشتیبانی از الحاقاتی که تا مدتها تحقق نخواهند یافت. علاوه بر این، توافق فقط غنیسازی در یک تأسیسات واحد و رویزمینی را مجاز خواهد دانست و بستن دائمی تأسیسات غنیسازی نطنز و فردو را الزامی خواهد کرد.