ترامپ، رئیسجمهور شش ژانویه است
این روزی بود که باید برای همیشه بهعنوان روزی ننگین در حافظه میماند. اما در عوض، روزی شد که در آن، دوره دوم ریاست دانلد ترامپ شروع به شکل گرفتن کرد.
به گزارش هم میهن آنلاین، پنج سال پیش، در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، جمعیتی هوادار ترامپ به ساختمان کنگره یورش بردند با این امید که نتیجه انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ را برهم بزنند. پس از غروب آفتاب در آن روز، کنگره دوباره تشکیل جلسه داد تا پیروزی جو بایدن را تأیید کند. شورشیان شکست خوردند و دانلد ترامپ نیز شکست خورد؛ همان کسی که آنها را به واشینگتن فراخوانده و از آنها خواسته بود بهسوی کنگره حرکت کنند. به نظر میرسید دوران ترامپ با یکی از شرمآورترین اقدامات ضدآمریکایی در تاریخ کشور پایان یافته است.
آن روز واقعاً نقطه عطف بود، اما نه آنگونه که در ابتدا به نظر میرسید. آن روز نقطه عطفی بهسوی نسخهای از دانلد ترامپ بود که حتی از دوره نخست زمامداری او نیز قانونگریزتر است. آن روز نویدبخش فرهنگی از بیپاسخگویی سیاسی بود؛ فرهنگی که در آن، افرادی که با خشونت به کنگره حمله کردند و افسران پلیس را کتک زدند، بدون پیامد پایدار گریختند. سیاستمداران و مفسرانی که با دروغهای خود به این حمله دامن زده بودند نیز گریختند. پیامدهای ۶ ژانویه حزب جمهوریخواه را حتی ناتوانتر کرد؛ حزبی وابسته به یک مرد و آماده تحریف واقعیت برای خدمت به منافع او. زمانی که دانلد ترامپ در سال ۲۰۲۴ بار دیگر در انتخابات پیروز شد، با وجود نقش او در تشویق شورش و تحریفهای بیشمارش درباره آن، این پیروزی او را جسورتر کرد تا در تقابل با قانون اساسی حکومت کند، بیاعتنا به حقیقت و با کینه نسبت به کسانی که در برابر سوءاستفادههای او میایستند.
بهطرزی تراژیک، آمریکا هنوز در دورهای سیاسی زندگی میکند که در ۶ ژانویه ۲۰۲۱ آغاز شد. به رسمیت شناختن این واقعیت برای پایان دادن به این دوره پیش از آنکه سالگردهای بیشتری پیدا کند، ضروری است.
پنج سال پیش، تصور همه اینها برای بسیاری از آمریکاییها دشوار بود. برای مدتی، انزجار دوحزبی بود؛ زیرا بخشهای زیادی از آن روز فراموشنشدنی به نظر میرسید.
در حالی که اعضای کنگره برای تأیید نتیجه انتخابات ریاستجمهوری گرد هم آمده بودند، بیش از دو هزار معترض با شکستن پنجرهها و واژگون کردن موانع وارد کنگره شدند. آنها شعار میدادند که میخواهند معاون رئیسجمهور، مایک پنس، را به دار بکشند و نانسی پلوسی، نماینده کنگره، را پیدا کنند. مقامهای منتخب، دستیاران آنها و افرادی که اتفاقی از کنگره بازدید میکردند، از ترس جان خود برای یافتن مکانهای امن پنهان شدن تقلا کردند. شورشیان سرانجام وارد صحن سنای آمریکا شدند.
قربانیانی که شدیدترین خشونت را متحمل شدند، افسران پلیسی بودند که از کنگره محافظت میکردند. پاتریک مککاهی، یکی از شورشیان، یک افسر پلیس متروپولیتن به نام دنیل هاجز را با سپر ضدشورش سرقتشدهای به زمین فشرد. استیون کاپوچیو، مهاجم دیگر، با باتوم خود افسر هاجز او را کتک زد و او را با دندانهای خونآلود در حال فریاد رها کرد. دیوید دمپسی جریان شدیدی از اسپری فلفل را رها کرد که ریهها، گلو، چشمها و صورت کارآگاه فوسون نگوین را سوزاند. جولیان خَتر اسپری فلفل را به صورت افسر پلیس کنگره، برایان دی. سیکنیک، شلیک کرد؛ افسر سیکنیک ساعاتی بعد دچار چندین سکته مغزی شد و جان باخت.
همانگونه که مادر افسر جانباخته، گلادیس سیکنیک، بعدها در دادگاه به مهاجمان گفت: «همه شما در قبال جراحاتی که همکاران برایان متحمل شدند مسئول هستید؛ استخوانهای شکسته، آسیبهای مغزی و رنج روانی مداومی که تا پایان عمر با آن زندگی خواهند کرد.» چهار افسر دیگر که آن روز در مأموریت بودند، در هفت ماه پس از حملات دست به خودکشی زدند.
دانلد ترامپ این قانونگریزی را ممکن کرد. پس از باخت او در انتخابات ۲۰۲۰، هفتهها دروغ پیروزی حقبهجانب را ترویج کرد. او مقامهای ایالتی را تشویق کرد برای او رأی «پیدا کنند» یا بهسادگی گزینندگان وفادار به او را منصوب کنند. او تلاش کرد بر مایک پنس فشار بیاورد تا نتیجه را تأیید نکند. در آخرین تلاش برای تخریب دموکراسی و برهم زدن انتخابات، حامیان دانلد ترامپ در ۶ ژانویه به واشینگتن آمدند.
آن صبح، او در محوطه الیپس، پارکی نزدیک کاخ سفید، ظاهر شد و به حامیانش پیشنهاد کرد که همراه آنها بهسوی کنگره راهپیمایی کند. بنا بر شهادت شاهدان کمیته ۶ ژانویه مجلس نمایندگان، او این را در حالی گفت که میدانست برخی از آنها مسلح هستند. او به جمعیت گفت: «مثل جهنم بجنگید.»
پس از آنکه معترضان به تپه کنگره رفتند و با زور وارد ساختمان شدند، دانلد ترامپ تقریباً همزمان با فرار مایک پنس به مکانی امن، توییتی انتقادی علیه او منتشر کرد. با تشدید خشونت و در حالی که کارکنان ترامپ از او میخواستند مداخله کند، او اعزام نیروهای امنیتی کمکی به کنگره را به تعویق انداخت. او چند توییت نیمبند برای دعوت به آرامش فرستاد اما به حامیانش نگفت ساختمان را ترک کنند.
تقریباً سه ساعت پس از آغاز حمله بود که دانلد ترامپ ویدیویی منتشر کرد و از شورشیان خواست به خانه بازگردند. روشن بود که بازگرداندن آرامش اولویت او نیست. او در آن ویدیو بر ادعاهای نادرست خود درباره سرقت انتخابات ۲۰۲۰ مکث کرد؛ همان توجیهی که جمعیت برای حمله به تأیید آرا به آن استناد میکرد. این ویدیو در بهترین حالت پیامی دوپهلو بود؛ پیامی که در آن، او ضمن درخواست برای پرهیز از خشونت، علت شورش را عادلانه جلوه میداد.
این ویدیو نقطه اوج ابراز پشیمانی او درباره خشونت ۶ ژانویه بود. ساعت شش عصر، کمتر از دو ساعت پس از انتشار ویدیو، او دوباره به تحریف روایت تاریخی بازگشت. او توییت کرد: «اینها چیزها و رویدادهایی هستند که وقتی پیروزی مقدس یک انتخابات رانشی به شکلی بیتشریفات و بیرحمانه از میهنپرستان بزرگی که مدتها بد و ناعادلانه با آنها رفتار شده، ربوده میشود، رخ میدهد. با عشق و در آرامش به خانه بروید. این روز را برای همیشه به یاد داشته باشید.»
در سالهای بعد، ۶ ژانویه در روایت دانلد ترامپ به «روز عشق» تبدیل شد؛ شورشیان «میهنپرست» خوانده شدند و بازداشتشدگان «گروگانها» نام گرفتند؛ رنج آنها با رنج آمریکاییهای ژاپنیتبار زندانیشده در جنگ جهانی دوم مقایسه شد. او با افراطیترین عناصر ائتلاف خود همراه شد تا تاریخ را دستکاری کند. آنها با هم رسانههای راستگرا را بسیج کردند، همه منتقدان جمهوریخواه جز معدودی را خاموش کردند و مدیران شرکتها را با ارعاب به همدستی کشاندند.
این رفتار، هرچند غیرقابل توجیه، شگفتآور نبود. با شخصیت دانلد ترامپ سازگار بود؛ چه بهعنوان یک تاجر و چه سیاستمداری که سالها منافع شخصی خود را بدون محدودیت حقوقی یا اخلاقی دنبال کرده است.
بخش شوکهکننده داستان، واکنش بسیاری از دیگران در دولت، رسانه و دنیای کسبوکار بود.
در ابتدا، بسیاری او را محکوم کردند. زمانی که شورشیان به کنگره یورش بردند، مجریان فاکسنیوز، شان هنیتی و لورا اینگراهام، پیامهایی برای رئیس دفتر وقت کاخ سفید، مارک میدوز، فرستادند و از او خواستند دانلد ترامپ را متقاعد کند به حمله پایان دهد. آمازون و شرکتهای دیگر کمکهای انتخاباتی خود به جمهوریخواهانی را که از تأیید نتایج انتخابات ۲۰۲۰ خودداری کرده بودند، تعلیق کردند. فیسبوک و توییتر دانلد ترامپ را از پلتفرمهای خود مسدود کردند.
مهمترین نقش بر عهده کنگره بود. آنها اختیار داشتند او را از تصدی دوباره مقام منع کنند؛ مجازاتی متناسب برای رهبر سیاسیای که حمله به کنگره را تشویق و تحسین کرده بود. مجلس نمایندگان تنها هفت روز پس از ۶ ژانویه او را استیضاح کرد؛ با ۲۲۲ رأی دموکرات و ۱۰ رأی جمهوریخواه.
هرچند امروز یادآوری آن دشوار است، سنا به نظر میرسید به محکوم کردن و محروم کردن او از مقام نزدیک شده باشد. به گزارش نیویورک تایمز در ۱۲ ژانویه، میچ مککانل، رهبر وقت جمهوریخواهان در سنا، «به این نتیجه رسیده بود که دانلد ترامپ مرتکب جرایم قابل استیضاح شده است و معتقد بود اقدام دموکراتها برای استیضاح او، پاکسازی ترامپ از حزب را آسانتر خواهد کرد.»
اما ظرف چند روز، مککانل نفوذ و اصول خود را واگذار کرد. او هرگز کارزاری برای متقاعد کردن دیگر جمهوریخواهان به پیوستن به خود به راه نینداخت. محکوم کردن دانلد ترامپ به ۱۷ رأی جمهوریخواه در سنا نیاز داشت و تنها هفت سناتور با شجاعت به محکومیت رأی دادند. بزرگترین ناشناخته ۶ ژانویه این است که اگر مککانل شجاعتی مشابه نشان میداد چه رخ میداد. او شاید میتوانست ۱۰ رأی اضافی لازم برای تغییر تاریخ آمریکا را بیابد. در نهایت، او حتی خودش نیز به محکومیت رأی نداد.
این تصمیم لکه تعیینکنندهای بر میراث مککانل خواهد بود. او شاید خود نیز به این امر واقف باشد. در سال گذشته، او به یکی از معدود سناتورهای جمهوریخواه تبدیل شده که در برخی سیاستهای مهم با دانلد ترامپ مخالفت کرده است.
پس از رأی سنا علیه محکومیت، مسیرهای شفاف مشابهی برای پاسخگویی باقی نماند. کمیته ۶ ژانویه مجلس نمایندگان در سال ۲۰۲۲ کار قابل تحسینی انجام داد و آن روز و نقش دانلد ترامپ را بازسازی کرد. این کار ظاهراً اثر سیاسی داشت. در انتخابات میاندورهای همان سال، متحدان و مدافعان ترامپ بهطور متوسط پنج درصد بدتر از دیگر جمهوریخواهان عمل کردند. در ایالتهای رقابتی، چهرههای شاخص منکر نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ شکست خوردند. با این حال، نارضایتی از دولت بایدن کنترل مجلس نمایندگان را به جمهوریخواهان سپرد و آنها پس از به دست گرفتن قدرت، هرگونه پاسخگویی درباره ۶ ژانویه را کنار گذاشتند. در عوض، آنها شروع به تحقیق درباره همکارانی کردند که کوشیده بودند ترامپ را پاسخگو کنند.
نظام قضایی نیز گامهایی برای پر کردن خلأ پاسخگویی برداشت اما کند و ناکارآمد عمل کرد. مقامهای دادستانی فدرال، به رهبری دادستان کل مریک گارلند، بر سر تعقیب قضایی رئیسجمهوری سابق از حزب دیگر مردد بودند. در نهایت اقدام کردند اما پرونده آنها شاید بدترین نتیجه ممکن را رقم زد. روند آنقدر کند بود که پیش از نامزدی دوباره دانلد ترامپ در سال ۲۰۲۴ به محاکمه نرسید و بنابراین نتوانست بر برداشت عمومی اثر بگذارد؛ همانگونه که جلسات کمیته ۶ ژانویه مجلس دو سال پیشتر اثر گذاشته بود. در عین حال، وجود پرونده به دانلد ترامپ اجازه داد خود را قربانی تعقیب قضایی سیاسی جلوه دهد.
قویترین پرونده ایالتی، در جورجیا، حتی پرایرادتر بود. دادستانها به رهبری فانی ویلیس، دادستان ناحیه شهرستان فولتن، دانلد ترامپ و ۱۸ نفر دیگر را به توطئه اخاذی برای تلاشهایشان جهت برهم زدن انتخابات ۲۰۲۰ جورجیا متهم کردند. آنها نیز کند عمل کردند. بدتر از آن، ویلیس با ورود به یک رابطه عاشقانه پنهانی و عمیقاً غیرمسئولانه با دادستانی که زیر نظر او کار میکرد، پرونده را تضعیف کرد.
حتی بدون این مشکلات، نظام عدالت کیفری همواره ابزار کماثرتری نسبت به کنگره برای پاسخگو کردن دانلد ترامپ میبود. تنها کنگره میتوانست بهطور قطعی به زندگی سیاسی او پایان دهد. فرد محکومشده همچنان میتواند برای مقام فدرال نامزد شود.
با ناکامی نظامهای سیاسی و حقوقی در مجازات او، بخش بزرگی از کشور به حرکت رو به جلو روی آورد. رهبران کسبوکار برای او بهانهتراشی کردند. رسانههای محافظهکار دوباره از او حمایت کردند و پاکسازی جمهوریخواهانی را که نقش او در ۶ ژانویه را نقد کرده بودند، تشویق کردند. بسیاری از رأیدهندگان نیز او را بخشیدند یا دستکم آماده شدند از جرایمش چشمپوشی کنند و تصمیم گرفتند ریاستجمهوری دوم ترامپ را به رهبری بایدن یا کاملا هریس ترجیح دهند. حدود ۷۷ میلیون آمریکایی در سال ۲۰۲۴ به دانلد ترامپ رأی دادند.
او آموخت که میتواند بیش از آنچه در دوره نخست جرئت کرده بود، از خط قرمزها عبور کند.
پس از انتخاب دوباره، تجربه پس از ۶ ژانویه اهداف و روشهای دولت او را شکل داد. او و مشاورانش به این نتیجه رسیدند که ارعاب و قانونگریزی حتی در شرایطی بهظاهر غیرقابل پیروزی و گاه غیرقانونی نیز میتواند پیروزی به بار آورد.
آنها ۶ ژانویه را به معیاری برای شناسایی و ارتقای وفاداران تبدیل کردند. به گزارش واشینگتنپست، از نامزدهای مناصب امنیت ملی میپرسیدند آیا حمله به کنگره «کار داخلی» بوده است یا نه. دولت به افراطیها، فرصتطلبان و نظریهپردازان توطئه مناصب ارشد داد. کش پاتل، مدیر فعلی FBI، این نظریه را ترویج کرد که FBI بهطور پنهانی خشونت ۶ ژانویه را تشویق کرده است. او و دیگر مقامهای دولت علیه دادستانها و مأموران FBI که بر اجرای بیطرفانه قانون پافشاری کرده بودند، تلافیجویی کردند. بسیاری از افراد شریف اخراج یا تنزل رتبه داده شدند. برخی با تحقیقات فدرال ناعادلانه مواجه هستند.
در نخستین روز دوره دوم خود، دانلد ترامپ به تقریباً همه نزدیک به ۱۶۰۰ نفری که در ارتباط با ۶ ژانویه متهم یا محکوم شده بودند، عفو اعطا کرد. این گروه شامل صدها متهمی بود که به ضرب و شتم نیروهای انتظامی محکوم شده بودند. استوارت رودز و انریکه تاریو، که به سازماندهی حمله کمک کرده بودند، نیز در میان عفوشدگان بودند. این عفوها هشت روز پس از آن صادر شد که جی.دی. ونس، در آستانه تصدی معاونت ریاستجمهوری، گفته بود: «اگر آن روز مرتکب خشونت شدهاید، بدیهی است که نباید عفو شوید.» دانلد ترامپ همچنین حامیانی مانند رودی جولیانی را عفو کرد که با گزینندگان جعلی تلاش کرده بودند نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ را برهم بزنند.
این عفوها پیامی روشن صادر میکند: اگر برای حفاظت از من قانون را بشکنید، حمایت خواهید شد و اگر برای مهار من قانون را اجرا کنید، آزار خواهید دید. امروز، اد مارتین، که به جمعآوری پول برای متهمان ۶ ژانویه کمک کرده بود، سمتی ارشد در دادستانی فدرال دارد که عملاً به تعقیب دشمنان ادعایی دانلد ترامپ اختصاص یافته است. مارتین و گروه کاری او در حال تحقیق از دادستانها، مأموران FBI و اعضای کنگرهای هستند که وظایف شغلیشان آنها را ملزم به بررسی ۶ ژانویه کرده بود.
این ارعابگری بسیار فراتر از افرادی است که مستقیماً در پروندههای ۶ ژانویه درگیر بودند. میراث آن روز به دانلد ترامپ آموخته است چگونه قدرت را تهاجمیتر برای پیشبرد منافعش به کار گیرد. او در دوره دوم خود را با مقامهایی احاطه کرده است که به خواستههای قانونگریزانه او تن میدهند. یک نمونه: بیل پالت، رئیس آژانس فدرال تأمین مالی مسکن، قانونگذاران دموکرات صریحاللهجه را به تقلب وام مسکن متهم کرده و به سراغ لیزا کوک، عضو هیئتمدیره فدرال رزرو، رفته است؛ صرفاً به دلیل آنکه دیدگاههای پولی او را نمیپسندد.
دانلد ترامپ همچنین آموخته است که جمهوریخواهان کنگره حتی زمانی که او با تحقیر با آنها رفتار میکند یا قانون اساسی را نادیده میگیرد، در برابرش سر فرود میآورند. او با منفجر کردن قایقها در آبهای بینالمللی قانون اختیارات جنگی را نقض کرده، بدون مشورت با کنگره تعرفههای بالا وضع کرده و نامزدهای نامعقولی را برای تأیید سنا معرفی کرده است. او بازنشستگی اجباری قانونگذارانی را که در برابرش ایستادند تحمیل کرده است. او القا کرده که مجلس نمایندگان قدرت مستقل چندانی ندارد. او اخیراً با شوخی گفت: «من رئیس مجلس هستم و رئیسجمهور.» در محافل خصوصی، قانونگذاران اذعان میکنند که بخشی از اطاعت آنها از ترس خشونت هواداران اوست.
دانلد ترامپ همچنین نسبت به دوره نخست خود بازی ماهرانهتری با دادگاهها انجام میدهد. دیوان عالی به او کمک کرده است؛ نخست با رأی سال ۲۰۲۴ که تقریباً مصونیت کامل رؤسایجمهور را از پیگردهای آینده به رسمیت شناخت. در نتیجه، او میداند که برای افراطیترین اقداماتش با خطر حقوقی اندکی روبهرو است. قضات همچنین تمایلی به متوقف کردن برخی از مشکوکترین سیاستهای دوره دوم او نشان ندادهاند؛ از جمله تعرفهها و استفاده از پروفایلسازی قومی در یورشهای مهاجرتی. آنها اجازه دادهاند بیشتر این سیاستها اجرا شوند تا پروندهها بهتدریج مسیر دادگاهها را طی کنند. همانگونه که او در پروندههای پس از ۶ ژانویه زمان را فرسود، اکنون نیز پیش از مداخله نظام حقوقی، روابط تجاری آمریکا، سیاست مهاجرتی و حوزههای دیگر را دگرگون کرده است.
بارها و بارها، دانلد ترامپ نظام را به چالش میکشد تا جلوی او را بگیرد. او این کار را با آگاهی از این انجام میدهد که همان نظامی که در قبال ۶ ژانویه نتوانست او را پاسخگو کند، اکنون نیز بعید است چنین کند. پیامدها ممکن است از او فراتر رود. او به جانشینان بالقوه جمهوریخواه خود، با شروع از جی.دی. ونس، نشان داده است که میتوانند تاریخ آشکار را بازنویسی کنند، با عفو مجرمان فدرال را برای اهداف سیاسی تشویق کنند، از کسانی که وظیفه خود را در اجرای قانون انجام میدهند انتقام بگیرند و اکثریتی مطیع در دیوان عالی را به اعطای اختیارات گسترده و بیسابقه به رئیسجمهور وادارند.
در دوره دوم دانلد ترامپ، او چنان حکومت کرده است که گویی ۶ ژانویه هرگز پایان نیافته است. آسیب به کشور شدید است.
هرچند این داستان تیره شده است، اما پایان نیافته است. فصلهای بعدی آن به کاری بستگی دارد که آمریکاییها اکنون انجام میدهند؛ بهویژه کسانی که با برخی ترجیحات سیاستی دانلد ترامپ همدل هستند اما به دموکراسی آمریکا وفادار ماندهاند. بسیاری از مردم پیشتر به شکلی قهرمانانه به ۶ ژانویه پاسخ دادهاند. افسران پلیس جان خود را به خطر انداختند و ضرب و شتم را تحمل کردند تا از کنگره دفاع کنند. صدها مأمور FBI، دادستان، دستیار کنگره و دیگران رویدادهای آن روز را بررسی کردند و سند تاریخیای ساختند که دانلد ترامپ نمیتواند آن را پاک کند. شمار اندکی از جمهوریخواهان منتخب، از جمله لیز چنی، آنتونی گونزالس، جیمی هررا باتلر، آدام کینزینگر، پیتر مایر و میت رامنی، با هزینه از دست دادن آینده شغلی خود، بر دفاع از قانون اساسی پافشاری کردند.
ماههای اخیر دلایل تازهای برای امید ارائه میدهد. محبوبیت دانلد ترامپ کاهش یافته است. حزب او انتخاباتهایی را باخته است. قضات دادگاههای پایینتر، از جمله برخی منصوبان خود او، بعضی از سیاستهایش را متوقف کردهاند و بیپروایی او در بیاعتنایی به حقیقت را نکوهش کردهاند. حتی برخی جمهوریخواهان کنگره در چند موضوع، مانند پروندههای جفری اپستین و یارانههای مراقبت سلامت، علیه او رأی دادهاند. این تحولات امکان تصور آیندهای بهتر را فراهم میکند.
دوره ۶ ژانویه روز سهشنبه پنجساله میشود. این سالگرد همواره برای آمریکا سوگبار خواهد بود. چالش کنونی ملت این است که اطمینان حاصل شود این روز در نهایت همانگونه دیده شود که در ابتدا بود: بهعنوان یک انحراف. آمریکاییها باید اراده جمعی خود را فراخوانند تا به این دوره پایان دهند و مطمئن شوند که خشونت، قانونگریزی و بیعدالتی ۶ ژانویه پایدار نماند.