اوکراین به یک انتخابات نیاز دارد
سیاست ایالات متحده و ناتو در سه سال اخیر، بر پرهیز از مذاکرات صلح با روسیه و پیگیری یک پیروزی نظامی فرضی در اوکراین، بر پایه دفاع از دموکراسی استوار بوده است.

سیاست ایالات متحده و ناتو در سه سال اخیر، بر پرهیز از مذاکرات صلح با روسیه و پیگیری یک پیروزی نظامی فرضی در اوکراین، بر پایه دفاع از دموکراسی استوار بوده است. این استدلال مطرح شده که اوکراین دموکراسی پویا و ارزشمندی دارد و حفظ آن به هر قیمتی، از جمله هزینههای سنگین انسانی، ویرانیهای فیزیکی و تخریب اقتصادی که این کشور به دلیل این سیاست متحمل شده، ضروری است. با این حال، اکنون رسانهها و تحلیلگران غربی از این ایده که اوکراین ممکن است مجبور به پایبندی به الزامات دموکراسی شود، دچار وحشت شدهاند. اوکراین قرار بود سال گذشته انتخابات ریاستجمهوری برگزار کند، اما پس از اعلام حکومت نظامی توسط دولت در فوریه ۲۰۲۲، این انتخابات به تعویق افتاد.
مذاکرات صلح، پیچیدگیهای بیشتری به این موضوع افزوده است. گزارشهایی مبنی بر احتمال برگزاری انتخابات در اوکراین بهعنوان بخشی از یک طرح سهمرحلهای برای پایان جنگ منتشر شده است. هرچند که هنوز مشخص نیست که آیا این موضوع به طور جدی در حال بررسی است یا خیر، اما با توجه به نگرانی شدید حامیان جنگ از دموکراسی اوکراین، برگزاری انتخابات در آینده نزدیک میتوانست با استقبال فراوان مواجه شود؛ انتخاباتی که نهتنها به اوکراین فرصت میداد شایستگیهای دموکراتیک خود را نشان دهد، بلکه ادعای دونالد ترامپ مبنی بر «دیکتاتور» بودن زلنسکی را نیز رد میکرد.
اما در عوض، در نگاه تحلیلگران و رسانههای غربی اکنون برگزاری انتخابات دموکراتیک در اوکراین نهتنها غیرممکن، بلکه خطرناک، غلط و حتی بخشی از یک توطئه شوم کرملین به شمار میآید. چهرههای رسانهای غربی، مانند پییرز مورگان و تحلیلگران توئیتری، ایده برگزاری انتخابات را «مزخرف» و «فراتر از مسخره» خواندهاند و به موانع موجود در شرایط جنگی و اشغال بخشی از خاک اوکراین اشاره کردهاند.
حتی این پیشنهاد مطرح شده که کرملین ممکن است در هر انتخاباتی دستکاری کرده و تلاش کند زلنسکی را ترور کند. به نظر میرسد که غرب در حمایت از دموکراسی اوکراین دچار پارادوکس شده است. از یک سو، بر دموکراتیک بودن اوکراین تاکید میکند و از سوی دیگر، از برگزاری انتخاباتی که میتوانست این ادعا را تقویت کند، ابراز نگرانی میکند. این نوع گفتمان، فراتر از شبکههای اجتماعی، به گزارشهای رسانهای نیز راه یافته است.
روزنامه تلگراف پیشبینی کرد که «روسیه از این انتخابات برای برکناری رهبر جنگی اوکراین و جایگزینی او با یک نامزد طرفدار پوتین که با شرایط صلح مطلوب مسکو موافقت کند، بهرهبرداری خواهد کرد.» گاردین نیز هشدار داد که «ممکن است نامزدهایی برای پیشبرد منافع روسیه ظهور کنند.» به ناگاه، انتخابات به تهدیدی برای دموکراسی و کسب آرای عمومی به مخاطرهای برای مشروعیت تبدیل شده است.
این پرسش مطرح میشود که آیا مخالفت جنگطلبان با مذاکره و اصرار بر ادامه جنگ، ناشی از دغدغههای واقعی دموکراتیک است یا تبلیغ دموکراسی صرفاً ابزاری برای طولانیتر کردن جنگ به شمار میرود؟ دلایل ارائهشده برای توجیه این تناقض، چندان مستحکم نیستند. درست است که بریتانیا در جریان جنگ جهانی دوم، انتخابات را به تعویق انداخت اما ایالات متحده در همان دوره جنگ، انتخابات برگزار کرد؛ همانطور که متحدان آمریکا نظیر کانادا، استرالیا و نیوزیلند نیز به برگزاری انتخابات مبادرت ورزیدند.
صحیح است که یک نظرسنجی که حدود یک سال پیش انجام شده، نشان میدهد که شهروندان اوکراینی ترجیح میدهند انتخابات پس از لغو حکومت نظامی برگزار شود. با این حال، به اذعان کارشناسانی همچون ولودیمیر ایشچنکو، ایوان کاچانوفسکی و جرارد تول، نظرسنجیها در اوکراینِ جنگزده، با مشکلات روششناختی عمیقی مواجهاند؛ از جمله ناتوانی در تماس تلفنی با شهروندان و فشارهای اجتماعی و محدودیتهای ناشی از جنگ بر آزادی بیان.
پذیرش نظرسنجیهای زمان جنگ به عنوان معیار دقیق و معتبر افکار عمومی اوکراین، در حالی که اجازه دادن به کل جمعیت برای ابراز اراده خود از طریق رای مخفی (حداقل طبق طرح پیشنهادیِ برگزاری انتخابات در زمان آتشبس) غیرممکن و غیرقابل اعتماد تلقی میشود، دشوار است. بدیهی است که مسکو تلاش خواهد کرد در هر انتخاباتی در اوکراین مداخله و بر نتیجه آن تاثیر بگذارد. اما همانطور که میدانیم با استناد به انتخابات ۲۰۰۴ اوکراین، هیچ انتخاباتی در این کشور مصون از مداخله احتمالی روسیه نخواهد بود. اگر این دلیل موجهی برای تعویق نامحدود انتخابات باشد، به معنای تعلیق دائمی دموکراسی خواهد بود.