نامه حزب اتحاد ملت به رئیس جمهور : نمیتوان از جامعه انتظار پرهیز از خشونت داشت، اما نسبت به رویهها و گفتارهایی که خشم، تحقیر و احساس بیعدالتی را بازتولید میکنند، بیتفاوت ماند
اتهامزنیهای سنگینی چون «ستون پنجم» و «جاسوس» به صاحبنظران و دلسوزان کشور که متأسفانه در برخی تریبونها و رسانههای بعضاً رسمی به امری عادی تبدیل شده است، ممکن است در بخشی از اقشار سادهدل یا متعصب زمینهی اقدام علیه کسانی را که در معرض نفرتپراکنی قرار گرفتهاند، فراهم کند
به گزارش هممیهن آنلاین، در متن نامه حزب اتحاد ملت آمده است:
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیس محترم شورای عالی امنیت ملی
موضوع: ضرورت مقابلهی فوری با زمینههای گسترش خشونت در جامعه
با سلام و احترام
ایران امروز در شرایطی دشوار و خطیر به سر میبرد. وضعیت جنگی، تورم فزاینده، بیکاری گسترده، تنگناهای معیشتی و چشمانداز مبهم آینده، در کنار تبعیضهای ساختاری و احساس نابرابری و بیعدالتی، زمینههای گسترش خشم، ناامیدی و سرخوردگی را در جامعه افزایش داده است. در چنین شرایطی، مسئولیت حاکمیت در مراقبت از انسجام ملی، ترمیم اعتماد عمومی و جلوگیری از گسترش خشونت، سنگینتر از هر زمان دیگر است.
در چنین وضعیت شکنندهای که مسئولان و رسانههای حکومتی باید بهشدت مراقب کلام و رفتار خویش باشند و حساسیت خود را نسبت به پیامدهای اجتماعی کنشهایشان افزایش دهند، شوربختانه به نظر میرسد شرایط جنگی که اقتضای آن درک شرایط روانی جامعه و همزادپنداری حکومت با رنجهای آشکار و نهان مردم است، به توجیهی برای غفلت از برخی زمینههای خشونتپروری و تعمیق شکافهای اجتماعی و نادیده گرفتن رنجها و مطالبات جامعه تبدیل شده است.
قوهی قضائیه بهجای تلاش برای ترمیم زخمهای وارد شده به جامعه در وقایع تلخ دی ماه سال گذشته، با تداوم اعدامها، بهویژه اعدامهای مرتبط با پروندههای سیاسی، بر احساس ناامنی، خشم و بیاعتمادی عمومی میافزاید. به موضوع اعدامها باید صدور برخی احکام مصادره اموال منتقدان و معترضان را نیز افزود. بیتوجهی به بدیهیترین حقوق انسانها یعنی حق مالکیت به بهانههای سیاسی و حتی فرضاً امنیتی معنای بسیار نامناسبی برای نظام دارد. حقالناس یکی از پرتکرارترین و انعطافناپذیرترین احکام شرع مبین است که خداوند نادیده گرفتن و گذر از آن را برای خود نیز ممنوع کرده است. آیا جان، مال و آبروی انسانها حقالناس نیست؟ نظامی که داعیهی دفاع از دین حنیف را دارد، چگونه میتواند چنین حق روشنی را بهسادگی زیر پا بگذارد؟ آیا جنابعالی از شنیدن اخبار این نوع ستمها نگران و خشمگین نمیشوید؟ ظلم موریانهای است که پایههای قدرت را از درون تهی میکند، آیا سکوت در برابر ستم مصداق بر سر شاخ نشستن و بن بریدن نیست؟
صداوسیما در شرایطی که اعتماد عمومی بهشدت آسیبپذیر است، مسئولیت ملی خود را وامینهد و با یکسویهنگری، بازتولید ادبیات نفرت و خشونت، و نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه، احساس بیپناهی، تبعیض و بیگانگی را تشدید میکند.
اتهامزنیهای سنگینی چون «ستون پنجم» و «جاسوس» به صاحبنظران و دلسوزان کشور که متأسفانه در برخی تریبونها و رسانههای بعضاً رسمی به امری عادی تبدیل شده است، ممکن است در بخشی از اقشار سادهدل یا متعصب زمینهی اقدام علیه کسانی را که در معرض نفرتپراکنی قرار گرفتهاند، فراهم کند. ماجرای قصد تعرض به آقای دکتر آخوندی در مراسمی در کتابخانهی ملی، نمونهای از پیامدهای چنین فضای نگرانکنندهای است.
همچنین، سخنان اخیر جنابعالی در یک مصاحبه دربارهی وقایع دیماه بهدلیل دقیقنبودن بیان، موجب شکلگیری شائبه و رنجش عمیق خانوادههایی از جانباختگان آن حوادث شد، و متاسفانه توضیح و روشنگری متناسبی نیز برای رفع این ابهام صورت نگرفت. در شرایطی که خانوادههای داغدار همچنان رنج عزیزان جانباخته یا آسببدیدهی خود را بهدوش میکشند و ذهنشان آکنده از پرسشهای بیپاسخ است، حتی ابهامی ناخواسته در کلام رئیسجمهور میتواند بر احساس بیپناهی و بیاعتمادی آنها بیفزاید. انتظار میرود برای رفع این ابهام و التیام رنج خانوادههای داغدار، توضیحی روشن و همدلانه ارائه شود.
عواملی از این دست، در جامعهای که زیر فشار مشکلات اقتصادی، خشم انباشته، اندوه و ناامیدی قرار دارد، فضای عمومی را غبارآلودتر و زمینهی بروز خشونت را مساعدتر میکند. نمیتوان از جامعه انتظار پرهیز از خشونت داشت، اما نسبت به رویهها و گفتارهایی که خشم، تحقیر و احساس بیعدالتی را بازتولید میکنند، بیتفاوت ماند. خشونت تنها با سلاح و ضربوجرح آغاز نمیشود، گاه باید ریشهی پیدایش آن را در عادیشدن نفرت، سلب اعتبار از دیگری و بیاعتنایی به رنج انسانها جستجو کرد.
حزب اتحاد ملت ایران، با باور به منش انسانی و مردمدوستانهی جنابعالی و حساسیت شما نسبت به رنج مردم، این هشدار را از سر دلسوزی برای ایران و نگرانی نسبت به آیندهی جامعه مطرح میکند و انتظار دارد در این مقطع حساس با بهرهگیری از مشورت سیاستمداران باتجربه، جامعهشناسان و روانشناسان مستقل، صاحبدانش و بهدور از تعصبات ایدئولوژیک که دغدغهی سلامت ذهن و روان جامعه را دارند، ابتکاری جدی و فوری برای شناخت و مهار زمینههای اجتماعی خشونت صورت گیرد.
همچنین ضروری است با ارادهای روشن و قاطع، از همهی ظرفیتها و اختیارات رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی برای پیگیری تغییر رویههایی که اضطراب، خشم، احساس تبعیض و بیپناهی را در جامعه تشدید میکنند و در بالا به نمونههایی از آنها اشاره شد، استفاده شود. علاوهبراین دولت نیز بهرغم محدودیت اختیارات، نمیتواند از مسئولیت خود در هشدار دادن، اقناع نهادهای مؤثر و پیگیری تغییر رویههای آسیبزا شانه خالی کند.
امروز دفاع از ایران تنها دفاع از مرزهای جغرافیایی آن نیست، دفاع از جان و کرامت ایرانیان، ترمیم پیوندهای گسستهی اجتماعی و جلوگیری از افتادن جامعه در چرخهی انتقام و خشونت نیز بخشی جداییناپذیر از مسئولیت ملی است. امنیت پایدار را بدون اعتماد عمومی، عدالت و احساس تعلق همگانی به سرنوشت کشور نمیتوان محقق کرد. آرامش پایدار نیز با خاموشکردن اعتراضها و با توصیهی اخلاقی به صبر و سکوت بهدست نمیآید، این آرامش محصول شنیدن صدای جامعه و اصلاح رویههایی است که خشم و احساس تبعیض را تولید و بازتولید میکنند.
امیدواریم جنابعالی با تکیه بر سرمایهی اعتماد مردم، این هشدار مشفقانه را جدی بگیرید و برای متوقفکردن روندهای خشونتزا پیش از تحمیل هزینههای سنگینتر از امروز بر کشور و مردم، با صراحت و قاطعیت اقدام کنید.
با احترام
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی