میناب، پرسشی است از وجدان جهان
کلاس درس، جای رؤیاپردازی و آموختن بود، نه جای مرگ. دفتر و مداد باید ابزار ساختن آینده میبودند، نه یادگار کودکانی که فرصت بزرگ شدن از آنان دریغ شد.
میناب،نام زخمی است بر وجدان ایران و جهان، نام کودکانی که باید فردا را زندگی میکردند، اما قربانی خشونتی شدند که هیچ نقشی در پدید آمدنش نداشتند. کلاس درس، جای رؤیاپردازی و آموختن بود، نه جای مرگ. دفتر و مداد باید ابزار ساختن آینده میبودند، نه یادگار کودکانی که فرصت بزرگ شدن از آنان دریغ شد.
فاجعه میناب بار دیگر چهره بیرحم جنگ را آشکار کرد: در جنگها، کودکان تاوان تصمیمهایی را میدهند که دیگران میگیرند؛ آنان که نه آغازگر جنگاند و نه قدرتی برای متوقف کردن آن دارند، به قربانیان خاموش و بیدفاع خشونت بدل میشوند. و پس از فروریختن آوار، این مادراناند که جهان را با فریادهایشان به محاکمه میکشند؛ مادرانی که میان خاک و ویرانی، در جستوجوی پیکر فرزندانشان، نام آنان را صدا میزنند. کدام کلمه میتواند عمق این فاجعه را بیان کند؟ کدام توجیه سیاسی میتواند مرگ یک کودک را موجه سازد؟ آیا هدف نظامی، محاسبه سیاسی و ادعای پیروزی میتواند رنج مادری را که فرزندش را از دست داده، بیاهمیت جلوه دهد؟
ما مادران ایران، امروز در سوگ بچههای میناب و آموزگارانشان نشستهایم. سوگ ما از مرزهای جغرافیایی و تفاوتهای فکری فراتر میرود؛ زیرا مادری، زبان مشترک اندوه و عشق است. درد مادران میناب، درد همه ماست. ما در کنار آنان میایستیم و اجازه نمیدهیم مرگ فرزندانشان به عددی در آمار تلفات، خبری گذرا یا حاشیهای فراموششده در میان جدالهای سیاسی تبدیل شود.
اما فاجعه با پایان حمله پایان نمییابد. زخم خانوادههای داغدار، همکلاسیهایی که جای خالی دوستانشان را در کلاس میبینند، آموزگارانی که هم جای خالی همکارانشان را می بینند و هم دیگر صدای شاگردانشان را نمیشنوند و کودکانی که امنیت جهان خود را از دست دادهاند، زخمی عمیق و ماندگار است. چهبسا گذر زمان، بهجای التیام، ابعاد تازهای از این رنج را آشکار کند. این بازماندگان به حمایت روانی، همراهی اجتماعی و مراقبتی پایدار نیاز دارند؛ نه ترحمهای کوتاهمدت و نه وعدههایی که با فرونشستن هیاهوی رسانهها فراموش میشوند.
محکومیت این جنایت باید با مطالبه حقیقت، پاسخگویی و حمایت عملی از بازماندگان همراه باشد. جان کودکان نباید قربانی مصونیت عاملان خشونت یا مصلحتاندیشیهای سیاسی شود. حق خانوادههاست که حقیقت آنچه رخ داده روشن شود و مسئولیتها، بر پایه شواهد و سازوکارهای معتبر، بررسی شوند.
به همین دلیل سوگ میناب نباید به اشک و سکوت ختم شود. باید صدای مادران داغدار را به گوش جهان رساند، برای حمایت روانی و اجتماعی از خانوادهها و کودکان بازمانده اقدام کرد و نهادهای مسئول را به پیگیری حقیقت و پاسخگویی فراخواند. خانواده ها نباید در تنهایی سوگوار بمانند و کودکان نباید بار این فاجعه را بهتنهایی به دوش بکشند.
میناب، پرسشی است از وجدان جهان، از مسئولیت قدرتها و از انسانیتی که باید ثابت کند جان کودکان، خط قرمز هر جنگ و هر سیاستی است.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده