درباره فیلم «بیدار» ساخته حسین دوماری
غلط بود آنچه ما پنداشتیم
نمیخواهم بگویم «بیدار» یک فاجعه به تمام معنا بود. نه تا این حد بد نبود که آن را فاجعه بدانیم، اما بدون اغراق یکی از ضعیفترین کارهایی است که حداقل امسال در سینمای ایران دیده بودم.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که دل و دماغ انجام دادن کاری را نداشتبه شاید، اما مجبور هستید که کاری را انجام دهید. چون حاصل و حوصله ندارید و مجبور به انجام هستید، یک طوری کار را سر همبندی میکنید. حتی ممکن است دست به ماست مالی کردن هم بزنید تا فقط نشان دهید که آن کار انجام شده و تکلیفی که روی دوشتان بوده رفع شود. این موضوع به نظر من دقیقا درباره فیلم «بیدار» ساخته حسین دوماری، صدق میکند.
با اینکه همیشه گفتهام که نباید فریب تیزرهای فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران را خورد، اما اینبار خودم فریب تیزر «بیدار» را خوردم و از همان روز اول مشتاق شدم تا تماشایش کنم. البته نباید پنهان کرد که بیش از تیزر، چیزی که من را به حضور در سالن تشویق کرد، حضور همزمان شهاب حسینی و محمدرضا فروتن بود. خیلی وقت بود از شهاب حسینی کار ضعیف ندیده بودم و محمدرضا فروتن هم که چند سالی میگذشت که در سینما نبود. پس گزارههایم این بود که حضور این دو میتواند «بیدار» را مطلوب کند اما 2 ساعت تماشای فیلم نشان داد هر چه میپنداشتم غلط بود.
نمیخواهم بگویم «بیدار» یک فاجعه به تمام معنا بود. نه تا این حد بد نبود که آن را فاجعه بدانیم، اما بدون اغراق یکی از ضعیفترین کارهایی است که حداقل امسال در بین فیلمهای درام سینمای ایران دیده بودم. کاری که پس از تماشای آن رضایت را در چهره مخاطبانی که به سالن آمده بودند، نمیدیدم. خودم هم هر چقدر تلاش کردم تا بخواهم فیلم را زیر و رو کنم و یک خط مثبت دربارهاش بنویسم، نتوانستم حتی یک سند شاخص پیداد کنم و بگویم اگر در این زمینهها ضعیف بود، حداقل در این مورد حرفی برای گفتن داشت. «فیلمنامه ضعیف، بازیهای معمولی و ولشدگی داستان و سادهانگاری موضوعها» همه آن چیزی است که درباره «بیدار» میتوان گفت.
نمیدانم حسین دوماری برای ساخت این کار با چه افرادی مشورت کرده است، اما در چنین ژانری که پای غیرت در میان است، اگر این کارگردان جوان، سراغ چهرهای مانند مسعود کیمیایی را میگرفت و در مقام مشورت از او برمیآمد شاید تا این حد ساده به ماجراها نمیپرداخت و شاهد ول شدن داستان و عبور سریع از موضوعها نبودیم تا یکی از کارهای ضعیف سینمای ایران با این ستارهها ساخته نشود. شاید اگر مشاورهای خوبی را انتخاب میکرد، حتی میتوانست «بیدار» را با گستردهتر کردن فیلمنامه و عدم ساده نگاه کردن به موضوعها، تبدیل به سریالی برای پخش در شبکه نمایش خانگی کند. شاید آنجا کمی موفق میشد.