| کد مطلب: ۷۶۰۱۷

جبهه پایداری و درخواست خروج از NPT/ کالبدشکافی یک مطالبه رادیکال

واقعیت این است که جریان موسوم به جبهه پایداری و حامیان نظری سناریوهایی شبیه خروج از ان پی تی، کارنامه ملموس و قابل‌توجهی در حوزه اداره اجرایی کشور و مسئولیت‌های کلان مدیریتی نداشته‌اند. افرادی که پشت تریبون‌ها به راحتی نسخه «بهم زدن کل میز بازی» و خروج از معاهدات بین‌المللی را می‌پیچند، هیچ‌گاه در جایگاه اجرایی نبوده‌اند که بفهمند «حکمرانی» یعنی مدیریت هم‌زمان معیشت مردم، تجارت خارجی، نقل‌وانتقالات بانکی، فروش نفت و تأمین امنیت در هم تنیده جهانی.

جبهه پایداری و درخواست خروج از NPT/ کالبدشکافی یک مطالبه رادیکال

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از خبرآنلاین،  طرح موضوع «خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)» توسط طیفی از اصولگرایان به‌ویژه نمایندگان منتسب به جبهه پایداری در مجلس و حلقه سعید جلیلی بعد از جنگ ۱۲ روزه نوعی از واکنش به حمله نظامی بود به خصوص که آزانس انرژی اتمی ابتدا با ادبیاتی مبهم درباره فعالیت هسته ای ایران اعلام موضع کرد و بعد از حمله راقائل گروسی گفت کارشناسانش مستنداتی درباره فعالیت خارج از پروتکل های ایران نداشتند.

داستان خروج از ان پی تی همان روزها برای نخستین بار بعد از چند سال به سر خط خبرها بازگشت. جنگ دوم که شروع شد صداها در مجلس و خارج از مجلس بلندتر شد. صداهایی که گویندگان عموما شناسنامه و رگ و ریشه های سیاسی مشترکی داشتند. حالا به صورت سازمان یافته تر جبهه پایداری در بیانیه ای به صورت رسمی خواستار خروج ایران از ان پی شده است. در بیانه شان بر این فرض که سازوکارهای بین‌المللی و نظارت‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صرفاً ابزاری برای فشار یک‌طرفه غرب علیه ایران بوده و آورده‌ای نداشته است، خروج از ان‌پی‌تی را به عنوان یک «گزینه بازدارنده و انقلابی» مطرح می‌کنند. 

این که جبهه پایداری در میانه بحران و زیر سایه ساعت شنی شمارش معکوس آغاز دوباره درگیری ها چرا چنین بیانیه ای را منتشر کرده موضوعی خارج از این نوشتار است. بر ظاهر حال لزومی به انتشار این مطلب در چنین بازه زمانی نبود به خصوص که احتمالا برای همه ایرانیان و حتی غیرایرانیانی که خارج از ایران اخبار سیاسی ایران را دنبال می کنند مشخص است که چبهه پایداری نه اعتقادی به اهمیت نهادهای بین المللی در زیست دنیای امروز دارد و نه احتمالا اطلاع دقیق و واقعی از تبعات سیاسی و بین المللی این قبیل پیشنهادات. از همین جهت هم هست که در این روز و روزگار، نسخه‌های تندتری برای مواجهه با فشارهای غرب و تحولات پرونده هسته‌ای می‌پیچند.

در حالی که در چنین شرایطی منطق حکمرانی باید بین ضرورت حفظ حقوق هسته‌ای و مدیریت تنش‌ها در سطح بین‌المللی توازن ایجاد کند، طرح درخواست‌هایی نظیر خروج از NPT نشان‌دهنده تعمیق شکاف میان رویکرد واقع‌گرایانه در دیپلماسی و نگاه ایدئولوژیکِ مبتنی بر تنش سازی دائم است. اما این مطالبه رادیکال بر چه فرضیاتی استوار است و چه عواقبی برای امنیت ملی ایران در پی خواهد داشت؟

مبانی استدلال جبهه پایداری؛ از بن‌بست نظارت‌ها تا ایده ایجاد بازدارندگی‌

طرفداران تئوری خروج از ان‌پی‌تی در بدنه سیاسی و رسانه‌ای جبهه پایداری، استدلال‌های خود را بر پایه چند گزاره مشخص بنا کرده‌اند که عمدتاً از ادبیات «خسارت محض» تغذیه می‌شود:

بی‌خاصیت شدن پادمان در برابر تحریم‌ها: این طیف استدلال می‌کند که جمهوری اسلامی ایران سال‌هاست بالاترین سطح همکاری و نظارت را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داشته و بازرسی‌های فراتر از پروتکل الحاقی را پذیرفته است؛ اما ثمره این شفافیت، چیزی جز تشدید تحریم‌های فلج‌کننده، فعال شدن مکانیسم ماشه و صدور قطعنامه‌های پی‌درپی نبوده است. از این منظر، ماندن در چارچوب معاهده‌ای که به تعبیر آن‌ها «امنیت‌آفرین نبوده، بلکه به ابزار جاسوسی و فشار تبدیل شده»، توجیهی ندارد.

لزوم ایجاد تغییر بنیادین در معادلات بازدارندگی: در نگاه حامیان این ایده، بازدارندگی متعارف و دیپلماتیک به بن‌بست رسیده است. آن‌ها معتقدند تا زمانی که ایران به عنوان عضوی از NPT متعهد به عدم اشاعه باقی بماند، کانون تهدیدات امنیتی و نظامی ایالات متحده و اسرائیل کاهش نخواهد یافت. بنابراین، خروج از معاهده به عنوان یک «شوک بزرگ راهبردی» تلقی می‌شود که می‌تواند معادلات بازی را به نفع ایران تغییر داده و غرب را وادار به عقب‌نشینی کند.

نفی دیپلماسی تسلیم‌محور: این جریان، هرگونه تلاش برای تداوم گفتگوهای فنی با آژانس یا تلاش برای احیای توافقات دیپلماتیک را مصداق «ساده‌لوحی سیاسی» می‌داند و معتقد است در شرایطی که تقابل نظامی و امنیتی به اوج رسیده، ابزارهای حقوقی بین‌المللی دیگر کارکردی برای منافع ملی ایران ندارند و باید میز بازی را به هم زد.

چرا خروج از NPT یک خطای راهبردی است؟

با وجود جذابیت شعارهای رادیکال و انقلابی‌نما در ظاهر امر، بررسی کارشناسانه‌ی حوزه روابط بین‌الملل و دکترین دفاعی نشان می‌دهد که خروج از NPT نه تنها آورده‌ای برای امنیت ملی نخواهد داشت، بلکه کشور را با بحران‌های ساختاری عمیقی مواجه می‌کند. عضویت در NPT برای کشورها به مثابه یک «گواهی‌نامه صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای» در حقوق بین‌الملل است. خروج از این معاهده، به صورت اتوماتیک پرونده ایران را از شورای حکام آژانس به شورای امنیت سازمان ملل متحد منتقل کرده و ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار می‌دهد. این اقدام، دقیقاً همان چیزی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی سال‌هاست به دنبال آن هستند؛ یعنی تبدیل کردن ایران به یک «تههد بین‌المللیِ اتفاق‌نظریافته» و فراهم کردن بهانه حقوقی برای مشروعیت‌بخشی به تحریم‌های جهانیِ همه‌جانبه یا حتی گزینه‌های نظامی.

علاوه بر این، خروج از ان‌پی‌تی به معنای قطع کامل دسترسی بازرسان و پایان یافتن تمام نظارت‌هاست. این به ظاهر یک پیروزی برای تندروهاست، اما در عمل به معنای بستن درِ هرگونه تفاهم، میانجی‌گری یا دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد بود. کشوری که از تمام رژیم‌های کنترل تسلیحاتی خارج شود، در انزوای مطلق ژئوپلیتیک قرار می‌گیرد و هزینه‌ی خرید، فروش، تعاملات تجاری و بانکی‌اش به شدت سر به فلک خواهد کشید. جمهوری اسلامی همواره تأکید کرده که برنامه‌اش صلح‌آمیز است. خروج از NPT در شرایطی که کشور بمب اتمی ندارد و صرفاً بر اساس حقوق خود فعالیت می‌کند، هزینه‌های سیاسی و حیثیتیِ سنگینی را به کشور تحمیل می‌کند بدون اینکه بازدارندگیِ واقعیِ ناشی از تسلیحات اتمی را به همراه داشته باشد؛ به عبارت دیگر، «هزینه اتمی شدن را پرداخت کردن بدون اینکه اتمی بود!»

علاوه بر ابعاد حقوقی و فنی، این‌گونه بیانیه‌ها و مطالبات سیاسی یک بعد مهم جامعه‌شناختی نیز دارد که نباید از آن غفلت کرد. جامعه ایران سال‌هاست که زیر فشار تحریم‌های شدید اقتصادی، تورم ساختاری و چالش‌های معیشتی دست‌وپا می‌زند. در چنین شرایطی، افکار عمومی و بدنه‌ی عاقله‌ی کارشناسی کشور به شدت نسبت به تصمیمات پرخطر و تنش‌زایی که سایه‌ی جنگ و بحران را پررنگ‌تر می‌کند، حساس هستند. ایده خروج از NPT در نگاه توده‌های مردم، نه به عنوان یک تصمیم اقتدارآفرین، بلکه به عنوان چراغ سبزی برای ورود به تونل تاریکِ ناامنیِ اقتصادی و تهدیدات امنیتیِ بیشتر فهم می‌شود. یکی از نقدهای جدی به تحرکات جبهه پایداری این است که امنیت ملی و منافع کلان کشور را به ابزاری برای رقابت‌های درون‌گروهی و کسب امتیازات سیاسی در ساختار قدرت تبدیل کرده‌اند. در حالی که تصمیمات مربوط به حوزه هسته‌ای نیازمند اجماع ملی، تدبیر راهبردی و اشراف همه‌جانبه نهادهای عالی امنیت ملی است، طرح بیانیه‌های هیجانی و فشارهای رسانه‌ای از سوی جریان‌های خاص، تنها روند تصمیم‌سازی عقلانی را مختل می‌کند.

جبهه پایداری باز هم می خواهد صورت مساله را پاک کند

مطالبه خروج از NPT که از سوی جبهه پایداری و جریان‌های همسو مطرح می‌شود، نمونه‌ای بارز از غلبه‌ی نگاه ایدئولوژیکِ تقلیل‌گرا بر واقع‌گرایی سیاسی در عرصه روابط بین‌الملل است. این ایده با تصور اینکه می‌توان با پاک کردن صورت مساله و پاره کردن معاهدات بین‌المللی به امنیت پایدار رسید، کشور را در مسیر پرخطری قرار می‌دهد که دستاورد آن چیزی جز انزوای دیپلماتیک، تشدید فشار اقتصادی بر سفره مردم و فراهم کردن بهانه‌های طلایی برای دشمنان ایران نخواهد بود. تاریخ روابط بین‌الملل نشان داده است که دیپلماسی و ابزارهای حقوقی، سپر بلای کشور در برابر بحران‌ها هستند و رها کردن آن‌ها نه نشانه‌ی اقتدار، بلکه به حاشیه راندن ابزارهای قدرت ملی در میدان سیاست جهانی است.

 تاریخچه درخواست‌های جبهه پایداری برای خروج از NPT

در سال‌های اخیر، طرح ایده خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) از سوی جریان‌های سیاسی موسوم به پایداری به یکی از موضوعات ثابت در ادبیات رسانه‌ای آن‌ها تبدیل شده است. ریشه این تفکر را باید در دکترین «تقابلِ همه‌جانبه» و نگاه بدبینانه مطلق به نظام حقوقی بین‌الملل جستجو کرد. از زمان امضای برجام و آغاز مناقشات هسته‌ای در دهه‌های گذشته، این جریان سیاسی همواره توافقات بین‌المللی را به عنوان ابزاری برای «تکمیل پروژه تسلیم ایران» معرفی کرده است. در دوران دولت‌های مختلف، هرگاه بحران‌های دیپلماتیک بالا گرفته یا قطعنامه‌ای علیه ایران صادر شده، این طیف به جای نقد روش‌مند، راه‌حل نهایی را در «پاره کردن برجام»، «اخراج بازرسان آژانس» و در نهایت «خروج کامل از NPT» دیده است؛ خواسته‌ای که در سال‌های اخیر از سطح بیانیه‌های تند دانشجویی و حزبی به تریبون‌های رسمی مجلس نیز سرریز کرده است.

با این حال، نقد جدی و اساسی که به این‌گونه مطالبات  وارد می‌شود، به ریشه‌های تفکر مدیریتی و اجرایی طراحان آن بازمی‌گردد. واقعیت این است که جریان موسوم به جبهه پایداری و حامیان نظری سناریوهایی شبیه خروج از ان پی تی، کارنامه ملموس و قابل‌توجهی در حوزه اداره اجرایی کشور و مسئولیت‌های کلان مدیریتی نداشته‌اند. افرادی که پشت تریبون‌ها به راحتی نسخه «بهم زدن کل میز بازی» و خروج از معاهدات بین‌المللی را می‌پیچند، هیچ‌گاه در جایگاه اجرایی نبوده‌اند که بفهمند «حکمرانی» یعنی مدیریت هم‌زمان معیشت مردم، تجارت خارجی، نقل‌وانتقالات بانکی، فروش نفت و تأمین امنیت در هم تنیده جهانی.

وقتی جریانی اصلاً درک درستی از هزینه‌های سنگینِ انزوای مطلق، تحریم‌های فلج‌کننده و فعال شدن مکانیزم‌های بین‌المللی ندارد و الفبای اداره یک کشور هشتاد میلیونی در بستر پیچیده اقتصاد جهانی را تجربه نکرده است، به راحتی می‌تواند با هزینه‌های گزافِ امنیت ملی بازی کند. آن‌ها گمان می‌کنند کشور را می‌توان با شعارهای تند و بیانیه‌های انقلابی اداره کرد، غافل از اینکه تصمیمات راهبردی در سطح کلان، نیازمند عقلانیت، پختگی اجرایی و محاسبه دقیق منافع و هزینه‌هاست؛ نه تئوری‌پردازی‌های انتزاعی کسانی که یک روز هم اداره یک وزارتخانه یا بوروکراسی سنگین اجرایی را بر عهده نداشته‌اند تا بفهمند فاصله شعار تا واقعیتِ مملکت‌داری چقدر است.

 وقتی شعار جایگزین واقعیت می‌شود

مسئله اصلی در مواجهه با طیف سیاسی موسوم به جبهه پایداری، تنها به شعارهای رادیکال آن‌ها درباره خروج از ان‌پی‌تی محدود نمی‌شود؛ بلکه ریشه در یک نگاه بسته و ایدئولوژیک به مقوله حکمرانی دارد. این جریان سیاسی سال‌هاست که خود را به عنوان تنها مرجعِ خالصِ انقلابی‌گری معرفی کرده و دیگران را به سازش‌کاری متهم می‌کند، در حالی که کارنامه و سبک کنشگری آن‌ها نشان می‌دهد بیش از آنکه به فکر منافع ملی و پایداری کشور باشند، به دنبال حفظ پایگاه رأیِ حداقلی اما پرصدا از طریق تهییج احساسات عمومی هستند. وقتی ابزار سیاست‌ورزی یک گروه به جای کارآمدی، حل مسأله و رفاه مردم، به جنجال‌های رسانه‌ای و بیانیه‌درمانی تقلیل پیدا می‌کند، طبیعی است که هزینه‌های سنگین امنیتی و اقتصادی تصمیمات خود را به دوش کل نظام و جامعه می‌اندازند.

تناقض بزرگ این تفکر در این است که مدعیانِ تندروترین مواضع راهبردی، کوچک‌ترین مسئولیتی در قبال پیامدهای ویرانگر آن بر عهده نمی‌گیرند. آن‌ها در اتاق‌های بسته و بدون درک ملموس از فشارهای خردکننده اقتصادی بر سفره‌های مردم، نسخه‌های پرهزینه می‌پیچند. جریانی که هیچ‌گاه مدیرت کلان اجرایی، مواجهه با تحریم‌های بانکی، مدیریت فروش نفت و چرخاندن چرخ اقتصاد بحران‌زده را از نزدیک تجربه نکرده است، به راحتی از به هم زدن تمام میزهای دیپلماسی سخن می‌گوید. برای این طیف، هزینه‌تراشی برای کشور هزینه سیاسی ندارد، چون آن‌ها پاسخگوی واقعیت‌های عینی جامعه نیستند. پافشاری بر تئوری‌های تند و پرهزینه در عرصه سیاست خارجی، پیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، گواهی بر دوری آن‌ها از واقع‌گرایی و درک درست از الزاماتِ دشوارِ اداره یک کشور در جهان به‌هم‌پیوسته امروز است؛ رویکردی که اگر مهار نشود، بیش از دشمنان، به منافع بلندمدت ایران آسیب می‌زند.

جالب اینجاست که جریانی که امروز برای کلان‌ترین مسائل امنیتی و سیاست خارجی کشور مانند خروج از NPT بیانیه صادر می‌کند و نسخه می‌پیچید، در کارنامه سیاسی خود یک بار هم نتوانسته کاندیدای اختصاصی‌اش را با رأی مستقیم مردم راهی پاستور کند. هرگاه کار به صندوق رأی و اراده عمومی کشیده شده، نامزدهای این طیف یا نتوانسته‌اند از فیلتر اعتماد مردم عبور کنند یا رأی حداقلی جامعه را به خود اختصاص داده‌اند. در همین انتخابات‌های اخیر، قاطبه کسانی که پای صندوق‌های رأی حاضر شدند و به نامزدهای طیف اصولگرا رأی دادند، بدنه‌ی سنتی و واقع‌گرای جریان اصولگرا بودند با این وجود آش پایداری ها آنقدر داغ است که دهان طیف اصولگرا را نیز می سوزاند.

جریانی که پایگاه اجتماعی مشخص و فراگیری در میان مردم ندارد و هرگز نتوانسته رأی اکثریت جامعه را برای مدیریت اجرایی کشور جلب کند، به راحتی به نام مردم و کشور بیانیه می‌دهد و برای سرنوشت مملکت تصمیم‌گیری می‌کند. کسانی که همواره از کسب رأی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری محروم بوده‌اند، چطور تصور می کنند باید با بیانیه دادن در چنین شرایطی حساسیت های بین المللی روی ایران را افزایش دهند؟!

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • در این که وضعیت «نه جنگ نه صلح»‌مجال برنامه‌ریزی را نه برای دولت که از شهروندان عادی هم ستانده و همه را گرفتار…

  • کار را به جایی کشانده‌اند که حتی صحبت از تدبیر و تعقل هم گویی جرم و "علامت تسلیم و وادادگی در مقابل دشمن" است!

  • حمایت از اختیاری بودن نوع پوشش، دسترسی آزاد به اینترنت، برگزاری کنسرت و امثال آن، بر نوع پوششی که بانوان یک جامعه…

پربازدیدترین
آخرین اخبار