تاثیر پیروزی راست افراطی در آلمان بر اروپا؛ دیوارهای سیاسی لرزید
پیروزی بیسابقه حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در زاکسن-آنهالت، با نزدیککردن این جریان به نخستین تجربه احتمالی حکمرانی ایالتی، تضعیف جایگاه دولت فریدریش مرتس و افزایش فشار بر اجماع سیاسی برلین، توان رهبری آلمان در اتحادیه اروپا را با آزمونی تازه روبهرو کرده است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، آلترناتیو برای آلمان در انتخابات ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ با کسب ۴۳.۸ درصد آرا و جهشی ۲۳ واحد درصدی، در جایگاه نخست ایستاد و بیش از دو برابر «اتحادیه دموکرات مسیحی» بعنوان حزب حاکم ایالت، رأی به دست آورد.
اتحادیه دموکرات مسیحی که رهبری دولت ائتلافی زاکسن-آنهالت را در اختیار داشت تنها ۱۷.۲ درصد آرا را به دست آورد و حدود ۲۰ واحد درصد عقب نشست. حزب سوسیال دموکرات ۹.۳ درصد، سبزها ۸.۹ درصد، حزب چپ ۸.۶ درصد و ائتلاف زارا واگنکنشت ۵.۳ درصد آرا را کسب کردند.
بر پایه نتیجه رسمی انتخابات، «آلترناتیو برای آلمان» ۳۹ کرسی از مجموع ۸۳ کرسی پارلمان ایالتی را تصاحب کرده است.
این حزب برای دستیابی به اکثریت مطلق به ۴۲ کرسی نیاز دارد و به همین دلیل نمیتواند بهتنهایی دولت ایالتی تشکیل دهد. آلترناتیو برای آلمان اکنون باید ائتلاف زارا واگنکنشت یا شماری از نمایندگان احزاب دیگر را به حمایت از نامزد خود ترغیب کند.
اما اهمیت نتیجه در آن است که راست افراطی برای نخستین بار در آلمان پس از جنگ جهانی دوم تا چنین فاصله اندکی از تشکیل یک دولت ایالتی پیش رفته است.
آلترناتیو برای آلمان، چگونه به راست افراطی رسید
«آلترناتیو برای آلمان» در فوریه ۲۰۱۳ و در اوج بحران بدهی منطقه یورو شکل گرفت. بنیانگذاران آن گروهی از اقتصاددانان، استادان دانشگاه و محافظهکاران ناراضی بودند که با اختصاص کمکهای مالی آلمان به کشورهای بدهکار منطقه یورو و انتقال اختیارات اقتصادی دولتها به نهادهای اروپایی مخالفت میکردند و بر انضباط مالی و حفظ حاکمیت اقتصادی کشورها تأکید داشتند.
بحران مهاجرتی سال ۲۰۱۵ مسیر آن را تغییر داد و مهاجرت و هویت ملی را به مرکز برنامه حزب آورد. این جریان راستگرا در انتخابات سال ۲۰۱۷ برای نخستین بار توانست نمایندگانی را به پارلمان سراسری آلمان موسوم به «بوندستاگ» بفرستد. آلترناتیو برای آلمان سپس در انتخابات سال ۲۰۲۴ ایالت تورینگن بیشترین رأی را به دست آورد، اما چون اکثریت کرسیها را نداشت و سایر احزاب نیز حاضر به ائتلاف با آن نشدند، در جایگاه مخالف باقی ماند.
تفاوت انتخابات اخیر زاکسن-آنهالت در این است که حزب با کسب ۴۳.۸ درصد آرا و تنها سه کرسی کمتر از اکثریت، بیش از هر زمان دیگری به تشکیل نخستین دولت ایالتی خود نزدیک شده است.
اداره حفاظت از قانون اساسی ایالت زاکسن-آنهالت که وظیفه مقابله با تهدیدهای داخلی را برعهده دارد، در نوامبر ۲۰۲۳ شاخه ایالتی آلترناتیو برای آلمان را یک جریان راست افراطی معرفی کرد.
این نهاد، نگاه قومی این حزب به مفهوم ملت و مواضع آن درباره مهاجران را مغایر اصل کرامت انسانی و نظم دموکراتیک آلمان دانست. آلترناتیو برای آلمان این ارزیابی را سیاسی خوانده و رد کرده است.
شکافهای برجامانده میان شرق و غرب آلمان
برای درک جهش انتخاباتی راست افراطی باید به پیامدهای یکپارچهشدن آلمان شرقی و غربی در سال ۱۹۹۰ بازگشت. پیوستن آلمان شرقی به آلمان غربی، ساختار سیاسی دو بخش را یکپارچه کرد، اما شکافهای اقتصادی و اجتماعی بهسرعت از میان نرفت.
تعطیلی یا واگذاری بسیاری از صنایع آلمان شرقی، افزایش بیکاری، مهاجرت جوانان به ایالتهای غربی و تمرکز مراکز مهم تصمیمگیری در غرب، در میان بخشی از ساکنان شرق احساس نادیده گرفتهشدن و ازدسترفتن جایگاه اقتصادی و اجتماعی را تقویت کرد.
از زمان یکپارچهشدن آلمان شرقی و غربی در سال ۱۹۹۰، زاکسن-آنهالت حدود یکچهارم جمعیت خود را از دست داده است.
مهاجرت جوانان به ایالتهای غربی، جمعیت این منطقه را سالمندتر کرده و بسیاری از مناطق روستایی را با کاهش خدمات عمومی، کمبود پزشک و نیروی متخصص و محدودشدن فرصتهای شغلی روبهرو ساخته است.
با گذشت بیش از سه دهه، اختلاف سطح درآمد و ثروت میان شرق و غرب و حضور کمتر شهروندان شرقی در مقامهای ارشد دولتی، قضایی، دانشگاهی و اقتصادی نیز همچنان ادامه دارد.
موسسه فرانسوی روابط بینالملل میگوید بیشترین حمایت از راست افراطی همچنان در ایالتهای واقع در قلمرو آلمان شرقی سابق متمرکز است و نقشه مناطق نفوذ این جریان تا حد زیادی با مرزهای پیشین دو آلمان مطابقت دارد.
آلترناتیو برای آلمان با تکیه بر این شکاف، خود را نماینده ساکنان شرق معرفی میکند که معتقدند پس از یکپارچهشدن کشور، مشکلات و مطالبات آنان از سوی دولتهای مرکزی نادیده گرفته شده است.
با این حال، پیروزی راست افراطی را نمیتوان تنها نتیجه فقر و مشکلات اقتصادی دانست. زاکسن-آنهالت در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای تازهای را نیز جذب کرده است، اما نگرانی از آینده، ناامنی شغلی و این تصور که ساکنان ایالت از روند توسعه آلمان عقب ماندهاند، زمینه حمایت از آلترناتیو برای آلمان را گسترش داده است.
بحران اقتصادی و بیاعتمادی سیاسی
مشکلات ریشهدار زاکسن-آنهالت در سالهای اخیر با رکود اقتصاد آلمان، افزایش بهای انرژی و کاهش توان رقابتی صنایع پرمصرف تشدید شده است. کارخانههای مستقر در منطقه صنعتی معروف به «مثلث شیمیایی» در جنوب این ایالت، به دلیل افزایش هزینه تولید با فشار فزایندهای روبهرو شدهاند.
تعلیق طرح شرکت اینتل برای ساخت کارخانه بزرگ تولید تراشه در ماگدبورگ نیز امیدها به ایجاد هزاران فرصت شغلی و رونق اقتصادی در این منطقه را تضعیف کرده است.
بر اساس نظرسنجی موسسه «اینفراتست دیماپ» که بنیاد هاینریش بل در تحلیل خود به آن استناد کرده است، پیش از انتخابات ۷۰ درصد پاسخدهندگان از فشار افزایش قیمتها و ۵۸ درصد از کاهش سطح زندگی خود ابراز نگرانی کرده بودند.
این میزان در میان حامیان آلترناتیو برای آلمان به ترتیب به ۸۹ و ۸۰ درصد میرسید. این حزب با مقصر معرفیکردن دولت و احزاب حاکم، توانست نگرانیهای اقتصادی رأیدهندگان را به حمایت سیاسی از خود تبدیل کند.
در این میان، نارضایتی از دولت فدرال نیز نقش تعیینکنندهای داشت. حدود ۸۷ درصد ساکنان زاکسن-آنهالت از عملکرد دولت فریدریش مرتس ابراز نارضایتی کرده بودند.
اگرچه رأیگیری برای انتخاب پارلمان ایالتی برگزار شد، آلترناتیو برای آلمان کارزار خود را بر انتقاد از ائتلاف دموکرات مسیحیها و سوسیال دموکراتها در برلین متمرکز کرد و توانست آرای معترضان به عملکرد دولتهای ایالتی و فدرال را همزمان جذب کند.
مهاجرت، هویت و تبدیل اعتراض به اعتماد
مهاجرت همچنان مهمترین محور سیاسی و انتخاباتی حزب آلترناتیو برای آلمان است. این حزب با وعده تسریع اخراج افرادی که درخواست پناهندگی آنان رد شده، تشدید مقابله با مهاجرت غیرقانونی و اجرای سیاست موسوم به «بازمهاجرت» وارد رقابت شد. منظور از این سیاست، بازگرداندن شمار گستردهای از مهاجران به کشورهای مبدأ است.
منتقدان میگویند مشخصنبودن دامنه این طرح میتواند مهاجران دارای اقامت قانونی یا حتی شهروندان آلمانی با پیشینه مهاجرتی را نیز دربرگیرد. رهبران آلترناتیو برای آلمان این برداشت را رد کرده و میگویند هدف آنان اخراج افرادی است که مجوز اقامت ندارند یا اتباع خارجی که مرتکب جرم شدهاند.
موفقیت آلترناتیو برای آلمان تنها نتیجه نگرانیها درباره مهاجرت نبود. این حزب موضوع مهاجرت را با مشکلاتی مانند ناامنی، کمبود مسکن، فشار بر مدارس، وضعیت دستمزدها و نگرانی درباره هویت ملی مرتبط ساخت. احزاب جریان اصلی نیز با وجود اتخاذ مواضع سختگیرانهتر در این حوزه نتوانستند ابتکار عمل را از راست افراطی پس بگیرند.
بخشی از رأیدهندگان، آلترناتیو برای آلمان را پیگیر اصلی این سیاستها میدانستند و به جای احزابی که بهتازگی به این مواضع نزدیک شده بودند، به خود این حزب رأی دادند.
دادههای نظرسنجی پس از رأیگیری که رادیو سراسری آلمان منتشر کرد، نشان میدهد حمایت از این حزب دیگر فقط جنبه اعتراضی ندارد. ۵۵ درصد حامیان آلترناتیو برای آلمان گفتهاند از روی اعتقاد به برنامههای حزب به آن رأی دادهاند و ۳۵ درصد نیز سرخوردگی از احزاب دیگر را دلیل انتخاب خود عنوان کردهاند.
میزان اعتماد به توانایی این حزب برای حل مهمترین مشکلات ایالت نیز از ۹ درصد در انتخابات پنج سال پیش به ۳۵ درصد افزایش یافته و از اعتماد ۲۷ درصدی به اتحادیه دموکرات مسیحی پیشی گرفته است.
بررسی ترکیب رأیدهندگان نیز از گسترش پایگاه اجتماعی این جریان حکایت دارد. ۵۱ درصد مردان، ۴۰ درصد زنان و ۶۱ درصد کارگران به آلترناتیو برای آلمان رأی دادند.
میزان حمایت از این حزب در میان مردان ۳۵ تا ۴۴ ساله به ۵۸ درصد رسید. این حزب در مقایسه با انتخابات سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۳۵۰ هزار رأی بیشتر به دست آورد و بیش از ۸۰ هزار نفر از رأیدهندگان پیشین اتحادیه دموکرات مسیحی را نیز جذب کرد.
در این میان، اولریش زیگموند نامزد ۳۵ ساله آلترناتیو برای آلمان نیز در جلب این آرا نقش مهمی داشت. او با فعالیت گسترده در تیکتاک، استفاده از لحنی صمیمی و طرح شعار «همه چیز خوب خواهد شد»، کوشید تصویری امیدوارکنندهتر از حزب ارائه دهد.
بر اساس دادههای آماری، چهار نفر از هر ۱۰ رأیدهنده آلترناتیو برای آلمان گفتهاند شخصیت زیگموند در انتخاب آنان مؤثر بوده است. حضور گسترده او در شبکههای اجتماعی نیز امکان رساندن مستقیم پیام حزب به رأیدهندگان جوانتر را فراهم کرد.
«دیوار آتش» و معمای تشکیل دولت
مهمترین مانع آلترناتیو برای آلمان در مسیر تشکیل دولت، سیاست موسوم به «دیوار آتش» است. این اصطلاح در ادبیات سیاسی آلمان به توافق نانوشته احزاب جریان اصلی برای خودداری از ائتلاف یا همکاری سازمانیافته با راست افراطی اشاره دارد. این احزاب تاکنون تلاش کردهاند با وجود افزایش آرای آلترناتیو برای آلمان، مانع ورود آن به دولتهای ایالتی و فدرال شوند.
این سیاست تاکنون آلترناتیو برای آلمان را از قدرت اجرایی دور نگه داشته است، اما پیامد دیگری نیز داشته است. رهبران این حزب با اشاره به همکاری احزاب رقیب علیه خود، آلترناتیو برای آلمان را تنها نیروی خارج از ساختار سنتی قدرت معرفی کردهاند.
حزب یادشده همچنین به دلیل نداشتن سابقه حکمرانی، تاکنون ناگزیر نبوده است وعدههای خود را در برابر محدودیتهای قانونی، اقتصادی و اجرایی بیازماید و مسئولیت مستقیم ناکامیهای دولتها را برعهده بگیرد.
ترکیب پارلمان جدید زاکسن-آنهالت نیز دشواری ادامه این سیاست را آشکار کرده است. آلترناتیو برای آلمان ۳۹ کرسی دارد و مجموع کرسیهای اتحادیه دموکرات مسیحی، حزب سوسیال دموکرات، سبزها و حزب چپ نیز ۳۹ کرسی است.
پنج نماینده ائتلاف زارا واگنکنشت به همین دلیل میتوانند در تعیین دولت آینده نقش سرنوشتسازی داشته باشند. این حزب تا زمان تنظیم گزارش، تشکیل ائتلاف رسمی با راست افراطی را رد کرده، اما احتمال مذاکره و همکاری در برخی موضوعات را کاملاً منتفی ندانسته است.
تشکیل دولت بدون حضور آلترناتیو برای آلمان نیز به همراهی همه احزاب دیگر، از دموکرات مسیحیها تا حزب چپ، نیاز دارد. گردهمآمدن احزابی با چنین اختلافهای عمیقی دشوار است و میتواند ادعای آلترناتیو برای آلمان درباره صفآرایی همه احزاب سنتی در برابر آن را تقویت کند.
در مقابل، اگر ائتلاف زارا واگنکنشت یا شماری از نمایندگان دیگر از نامزد راست افراطی حمایت کنند، آلترناتیو برای آلمان میتواند به تشکیل نخستین دولت ایالتی خود نزدیک شود. وقوع چنین تحولی به معنای ایجاد نخستین شکاف جدی در «دیوار آتش» سیاسی آلمان خواهد بود.
«کاس موده» پژوهشگر جریانهای راست افراطی، در یادداشتی در روزنامه گاردین نوشته است که مسئله فقط حفظ یا شکستن «دیوار آتش» نیست. به نوشته او، افزایش قدرت احزاب راست افراطی و تضعیف احزاب سنتی، تشکیل دولت را در سراسر اروپا دشوارتر کرده و احزاب رقیب را برای جلوگیری از ورود این جریانها به قدرت، به تشکیل ائتلافهایی گسترده اما ناهمگون واداشته است. چنین ائتلافهایی اگر ناکارآمد یا بیثبات ظاهر شوند، میتوانند نارضایتی عمومی را افزایش دهند و زمینه رشد بیشتر راست افراطی را فراهم کنند.
پیامدهای اروپایی یک زلزله ایالتی
در حال حاضر، اثر مستقیم این انتخابات بر سیاست خارجی آلمان محدود است. حتی اگر آلترناتیو برای آلمان دولت زاکسن-آنهالت را تشکیل دهد، یک دولت ایالتی نمیتواند کمکهای نظامی به اوکراین را متوقف کند، روابط برلین و مسکو را تغییر دهد یا آلمان را از اتحادیه اروپا و منطقه یورو خارج سازد.
این ایالت تنها چهار رأی از مجموع ۶۹ رأی «شورای فدرال» یا بوندسرات را در اختیار دارد. بوندسرات نهادی است که دولتهای ۱۶ ایالت آلمان از طریق آن در تصویب برخی قوانین فدرال مشارکت میکنند.
با این حال، پیامدهای سیاسی این پیروزی میتواند از مرزهای زاکسن-آنهالت فراتر رود. اندیشکده مرکز سیاست اروپا مستقر در بروکسل معتقد است نتیجه انتخابات، فضای تصمیمگیری دولت آلمان را در اتحادیه اروپا تحت تأثیر قرار میدهد و انعطاف برلین را در مذاکرات مربوط به مهاجرت، سیاستهای اقلیمی و بودجه اتحادیه کاهش میدهد.
دولت فریدریش مرتس از این پس باید در هر توافق اروپایی، واکنش رأیدهندگانی را نیز در نظر بگیرد که واگذاری امتیاز یا اختیار بیشتر به بروکسل را نمیپذیرند.
این درحالی است که اتحادیه اروپا برای تأمین هزینه حمایت از اوکراین، تقویت توان رقابتی صنایع و اصلاح قواعد مالی، به نقش فعال آلمان نیاز دارد و تضعیف جایگاه دولت مرتس در داخل میتواند توان صدراعظم را برای پذیرش هزینههای تصمیمهای مشترک اروپایی کاهش دهد.
از این منظر، مهمترین پیامد انتخابات زاکسن-آنهالت برای اروپا، تغییر فوری سیاستهای آلمان نیست، بلکه کاهش قدرت سیاسی برلین برای هدایت مذاکرات و ایجاد توافق میان اعضای اتحادیه است.
مواضع آلترناتیو برای آلمان درباره توقف ارسال تسلیحات به اوکراین، لغو تحریمهای روسیه و احیای روابط با مسکو نیز برای شماری از اعضای شرقی اتحادیه اروپا نگرانکننده است. این حزب تحریمهای روسیه را برای صنایع آلمان زیانبار میداند و خواستار دسترسی دوباره این کشور به منابع انرژی ارزان روسیه است.
افزایش حمایت از چنین دیدگاهی در بزرگترین اقتصاد اروپا میتواند اختلاف میان اعضای اتحادیه درباره ادامه پشتیبانی از کییف و نحوه تقسیم هزینههای امنیتی را تشدید کند. اگر آلترناتیو برای آلمان موفق به تشکیل دولت شود، زاکسن-آنهالت میتواند به نخستین محل اجرای برنامههای این حزب در سطح حکومتی تبدیل شود.
دولتهای ایالتی آلمان در حوزههایی مانند آموزش، فرهنگ، پلیس، رسانههای عمومی و انتصاب برخی مقامهای اداری اختیارات گستردهای دارند. نحوه استفاده راست افراطی از این اختیارات میتواند به الگویی برای احزاب همسو در دیگر کشورهای اروپایی تبدیل شود.
نگرانیها به پیامدهای اقتصادی قدرتگیری این حزب نیز کشیده شده است. یواخیم ناگل رئیس بانک مرکزی آلمان هشدار داده است که سیاستهای آلترناتیو برای آلمان در زمینه محدودکردن مهاجرت و خروج از اتحادیه اروپا یا منطقه یورو میتواند سرمایهگذاران خارجی را از فعالیت در این کشور منصرف کند.
این در حالی است که نتایج یوروبارومتر نشان میدهد ۸۲ درصد پاسخدهندگان در کشورهای عضو منطقه یورو از پول واحد اروپایی حمایت میکنند. از این رو، پیروزی آلترناتیو برای آلمان در یک ایالت را نمیتوان نشانه وجود اکثریت اجتماعی برای خروج این کشور از یورو یا اتحادیه اروپا دانست.
تحلیلهای منتشرشده از سوی اندیشکدههای اروپایی نشان میدهد پیروزی آلترناتیو برای آلمان میتواند به تقویت روحیه و موقعیت احزاب راست افراطی در دیگر کشورهای اروپایی منجر شود، هرچند این جریانها از نظر سیاسی یکپارچه نیستند و درباره موضوعاتی مانند روابط با روسیه، جایگاه ناتو و سیاستهای اقتصادی اختلاف دارند.
برای نمونه، حزب اجتماع ملی فرانسه در سال ۲۰۲۴ به همکاری پارلمانی خود با آلترناتیو برای آلمان پایان داد. با این حال، موفقیت چشمگیر یک حزب راست افراطی در بزرگترین اقتصاد اروپا میتواند احزاب همسو را به تکرار الگوی آن ترغیب کند و احزاب جریان اصلی را نیز برای اتخاذ سیاستهای سختگیرانهتر در حوزه مهاجرت و هویت ملی تحت فشار قرار دهد.
راست افراطی در آستانه آزمون قدرت
اکنون سه مسیر پیش روی زاکسن-آنهالت قرار دارد. احزاب مخالف راست افراطی ممکن است با وجود اختلافهای عمیق، دولتی ائتلافی یا اقلیت تشکیل دهند. احتمال دیگر، تشکیل دولت اقلیت آلترناتیو برای آلمان با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم شماری از نمایندگان احزاب دیگر است و اگر هیچیک از این گزینهها به نتیجه نرسد، بنبست سیاسی میتواند ایالت را به سوی انتخابات زودهنگام سوق دهد.
با این حال، مسئله اصلی فقط تعیین رئیس آینده دولت ایالتی نیست. تجربه زاکسن-آنهالت نشان داده است که سیاست «دیوار آتش» میتواند راست افراطی را برای مدتی از قدرت اجرایی دور نگه دارد، اما به نگرانی رأیدهندگان درباره وضعیت اقتصاد، مهاجرت، خدمات عمومی و شکافهای باقیمانده میان شرق و غرب آلمان پاسخ نمیدهد.
نزدیکشدن احزاب جریان اصلی به شعارهای آلترناتیو برای آلمان نیز ممکن است به جای تضعیف آن، ادبیات و دستور کار این حزب را به بخشی عادی از سیاست آلمان تبدیل کند.
ادامه قدرتگیری آلترناتیو برای آلمان تا حد زیادی به عملکرد دولت فریدریش مرتس در بهبود اقتصاد، کاهش فشارهای معیشتی و بازسازی اعتماد عمومی بستگی دارد.
ورود احتمالی آلترناتیو برای آلمان به دولت ایالتی زاکسن-آنهالت، این حزب را برای نخستین بار از جایگاه یک جریان معترض خارج و در برابر مسئولیت مستقیم اداره ایالت قرار خواهد داد. این حزب در صورت دستیابی به قدرت باید وعدههای انتخاباتی خود را با محدودیتهای قانون اساسی، کمبود منابع مالی، نیاز صنایع آلمان به نیروی کار مهاجر و تعهدات این کشور در اتحادیه اروپا تطبیق دهد.
چنین شرایطی میتواند تناقض میان شعارهای حداکثری حزب و واقعیتهای اجرایی را آشکار و توانایی آن برای اداره دولت ایالتی را در معرض قضاوت عملی رأیدهندگان قرار دهد. در این میان جریانهای راست افراطی در سایر کشورهای اروپایی عملکرد آلترناتیو برای آلمان را با دقت دنبال میکنند تا میزان موفقیت یا ناکامی آن در تبدیل پیروزی انتخاباتی به الگوی حکمرانی را بسنجند.
انتخابات زاکسن-آنهالت نقطه تلاقی شکافهای حلنشده شرق و غرب آلمان با بحران اقتصادی و بیاعتمادی فزاینده به احزاب سنتی بود. آلترناتیو برای آلمان توانست این نارضایتیها را در قالب روایتی هویتی و ضدنخبگانی به رأی تبدیل کند.
این نتیجه هنوز به معنای تسلط راست افراطی بر آلمان نیست، اما نشان میدهد سدی که احزاب جریان اصلی برای دور نگهداشتن آن از قدرت ساختهاند، دیگر بهتنهایی کارساز نیست. اگر برلین نتواند برای ریشههای این نارضایتی پاسخی عملی ارائه کند، زاکسن-آنهالت ممکن است نه یک استثنای انتخاباتی، بلکه آغاز مرحلهای تازه در سیاست آلمان و به تبع آن اروپا باشد.