روایت جاوید قربان اوغلی از ضربهای که احمدینژاد به دستگاه دیپلماسی زد
یک دیپلمات گفت: وزیر خارجه باید متوجه تفاوت جایگاه خود با نظامیان باشد و با پشتوانه فرصتهای ایجادشده توسط نظامیان، دیپلماسی را به جریان بیاندازد و هرگز نباید حرفی را بزند یا توییتی را منتشر کند که شائبه نظامیگری داشته باشد.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از جماران، برای بررسی عملکرد دولت چهاردهم در حوزه سیاست خارجی و آسیبشناسی آن، گفتوگویی داشتهایم با جاوید قرباناوغلی، دیپلمات با سابقه که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
عملکرد دولت چهاردهم در بعد سیاست خارجی را چطور ارزیابی میکنید؟ به نظرتان آیا دستگاه دیپلماسی به خوبی توانسته بحرانهای پیشآمده را مدیریت کند؟
طی 48 سال عمر جمهوری اسلامی، کشور پرتلاطمترین دوران خود را در دو سال گذشته پشت سر گذاشته و حتی در جنگ 8 ساله هم وضعیت به این شکل نبوده است. دولت چهاردهم فعالیت خود را همزمان با ترور اسماعیل هنیه در تهران آغاز کرد که یک شوک بسیار بزرگ بود و دولت آقای پزشکیان در همان ابتدای کار، وارد یک بحران در سیاست خارجی شد. اسرائیل امکان ترور هنیه را در کشور دیگری هم داشت، اما تهران را برای این کار انتخاب کرد، زیرا میخواست مانع از تحقق رویکرد تنشزدایی آقای پزشکیان شود. اساسا روی کار آمدن دولتهای تندرو در ایران که مدام شعار نابودی اسرائیل را میدهند، مطلوبترین حالت برای صهیونیستهاست، زیرا بدین ترتیب میتوانند همیشه ایران را به عنوان تهدید نشان دهند و زمینه برخورد با ما را فراهم کنند. اما دولتهایی در ایران که با هدف کنار گذاشتن تندرویها روی کار میآیند، مطلوب اسرائیل نیستند. لذا هدف اسرائیل از ترور هنیه در تهران، کشاندن دوات پزشکیان به سمت تندروی بود. هدف رژیم صهیونیستی از تلاش برای نابودی برجام همین نیز بود که از نظر نتانیاهو، برجام شروعی بود برای شکلگیری رابطه بهتر بین ایران و دنیا و حل خصومتها با آمریکا و لذا تمام تلاش خود را برای اضمحلال برجام به کارگرفت.
اکنون دستگاه دیپلماسی ما به شدت تنزل یافته که ریشه آن به سیاستهای بحرانزای احمدینژاد برمیگردد که به کنارگذاشتن بسیاری از دیپلماتهای متخصص ما منجر شد. حتی معروف است که یک بار احمدینژاد به منوچهر متکی گف تو باید وزارت خارجه را زیر و رو کنی و متکی نیز همین کار را انجام دهد و بسیاری از دیپلماتهای ارزشمند را کنار گذاشت و برخی از نیروهای ناکارامد را وارد وزارتخانه کرد. این اتفاق برای بسیاری از دیگر نهادها نیز رخ داد و تا جایی که من اطلاع دارم، تنها در سال نخست دولت احمدینژاد، دوهزار مدیر برجسته کنار گذاشته شدند. وزارت اطلاعات نیز در دولت احمدینژاد نابود شد. ضربهای که آن 8 سال به کشور زد، بسیار سهمگین بود و دولت روحانی نیز علیرغم تمام تلاشها، نتوانست آن وضعیت را بازسازی کند، زیرا با محدودیتهایی روبهرو بود. احمدینژاد با زیرکی، هم در سطح کل کشور و هم در سطح وزارت خارجه، یک سری مسائل را نهادینه کرد؛ یعنی برخی از رویههایی که در دولتش طراحی شده بود را طوری قانونمند کرد که آقای ظریف حتی اگر میخواست هم نمیتوانست بسیاری از مدیران وزارت خارجه را تغییر دهد.
بنابراین، من حتی اگر منتقد سیاست خارجی دولت پزشکیان باشم هم ایراد را از مدیریت عراقچی نمیدانم؛ اتفاقا عراقچی کسی است که واقعا از بدنه وزارت خارجه آمده و سوابق دیپلماتیک زیادی دارد و هم در تیم مذاکرهکننده دولت احمدینژاد حضور داشت و هم از افراد تاثیرگذار در انعقاد برجام بود. البته قطعا گزینههای بهتری هم برای وزارت خارجه وجود داشت، اما بالاخره بنا بر هر دلیلی، آقای پزشکیان، عراقچی را انتخاب کرد. ضمن اینکه او در شرایطی وارد وزارت خارجه شد که بسیاری از مدیران برجسته این وزارتخانه، برکنار یا بازنشسته شده بودند. همچنین من انتقادی را هم متوجه آقای ظریف میدانم و آن، تغییر ساختار وزارت خارجه و ایجاد یک ساختار میزمحور است که واقعا یک ضربه مهلک بود. بنابراین، آقای عراقچی میراثدار اشتباهات گذشته است. ضمن اینکه او در بحرانیترین وضعیت کشور به وزارت رسید.
در این چهارچوب، من کارنامه آقای عراقچی را مثبت میدانم، اما معتقدم وزیر خارجه باید جایگاه خود را متوجه باشد. وظیفه وزارت خارجه، حفاظت از تمامیت ارضی و تلاش برای تعامل با دنیاست. وزیر خارجه باید از وقوع جنگ جلوگیری و در صورت وقوع، برای پایان آن تلاش کند، متوجه تفاوت جایگاه خود با نظامیان باشد و با پشتوانه فرصتهای ایجادشده توسط نظامیان، دیپلماسی را به جریان بیاندازد. وزیر خارجه هرگز نباید حرفی را بزند یا توییتی را منتشر کند که شائبه نظامیگری داشته باشد. هرچند آقای عراقچی مدتی از ادبیات نظامی فاصله گرفته بود، اما ظاهرا سیاست داخلی و اینکه اکنون در کشورمان نظامیان حرف اول را میزنند، ایشان را مجبور به اتخاذ ادبیات نظامی کرده است.
با این وجود، یادداشت تفاهم یک شاهکار دیپلماتیک بود و لذا میتوان به آقای عراقچی و وزارت خارجه ایشان نمره قبولی داد. خصوصا سخنگوی کنونی وزارت خارجه، بسیار کاربلد است. اما آقای عراقچی میتوانست با رفتارهای صددرصد دیپلماتیک، سطح تعاملی ایران با دنیا را ارتقا دهد. همان طور که دکتر علیاکبر صالحی، شجاعانه با رهبر شهید برای مذاکره با آمریکا در مسقط صحبت کرد و اجازه ایشان را گرفت و مذاکرات منتهی به برجام از همان جا آغاز شد.
در ذیل بحث مسائل داخلی که اشاره کردید، حملات در داخل به تیم سیاست خارجی را چطور ارزیابی میکنید؟ با توجه به اینکه اکنون حملات از دستگاه دیپلماسی فراتر رفته و حتی فردی مانند آقای قالیباف را هم هدف قرار گرفته، به نظرتان چطور باید از این هجمه ها عبور کرد؟
من هجمهها علیه دستگاه دیپلماسی را طبیعی نمیدانم حتی معتقدم اگر دنبال نفوذ میگردیم، باید رد پای آن را در بین همین هجمهها جستوجو کنیم. همان طور که مکررا از سمت دولت اعلام شده، تمام اعضای شورای عالی امنیت ملی به غیر از یک نفر، به یادداشت تفاهم رای دادند. این تصویری از آمال سیاسی در داخل کشور را نشان میدهد. وزارت خارجه، صرفا مجری تصمیمات نظام است. بر اساس نظرسنجیهای انجامشده توسط صداوسیما، ایسپا و... نیز بیش از ۷۷ درصد مردم موافق دیپلماسی هستند. بنابراین، تنها اقلیت اندکی میمانند که با دیپلماسی مخالف اند، اما متاسفانه به علت حضور و نفوذ در نهادهای تاثیرگذار کشور مانند صداوسیما، از صدای بلندتری برخوردارند. اقلیت تندرو به خاطر برخورداری از حمایتهای پشت صحنه، قابل کنترل نیستند. من کشوری را نمیشناسم که رسانه رسمی آن بودجه خود را از دولت بگیرد و مدام هم علیه دولت تبلیغ کند. بودجه صداوسیمای ما، به اندازه بودجه ۴ وزارتخانه پرجمعیت و پرکار است. این سازمان علاوه بر بودجه دریافتی از دولت، چندین همت درامد هم از تبلیغات دارد.
اقدام آقای پزشکیان در انتخاب آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکرهکننده، بسیار هوشمندانه بود، زیرا او علاوه بر سابقه اجرایی و سیاسی، در حوزه نظامی نیز سوابق سطح بالایی دارد و اساسا وجه غالب شخصیت او، نظامیگری است تا سیاستورزی. این دیگر از عجایب روزکار است که آن اقلیت، حتی به قالیباف هم حمله میکند. تا کنون هم آقای قالیباف نشان داده که با حفظ خطوط قرمز، از کشور دفاع میکند. اکنون حمایت از قالیباف، حمایت از عقلانیت است.
نظرتان در خصوص سیاست همسایگی دولت چهاردهم چیست؟ با توجه به اینکه نوع دفاع ایران در جنگ فعلی، نارضایتی شدید همسایگان را در پی داشت، به نظرتان چطور باید روابط با این کشورها را احیا کرد؟
در همه دولتها، سیاست همسایگی جزو سیاستهای اصلی نظام بوده و دولت پزشکیان نیز توجه جدی به این مسئله داشته است. اما نمیتوان انتظار داشت کشورهای منطقه خاک خود را در اختیار پایگاههای نظامی آمریکا قرار دهند و از آنها برای حمله به ایران استفاده شود، اما ایران پاسخ ندهد. قوانین بینالملل حق پاسخگویی را برای ایران قائل است. آن جایی همسایگان حق گلایه دارند که حملات ایران فراتر از پایگاههای آمریکا، زیرساختهای آن کشورها را مورد حمله قرار دهد. اما ایران هنوز وارد چنین فازی نشده است.
ضمن اینکه به طور ویژه، دو کشور امارات و بحرین، سیاستهای خصمانهای را علیه ایران در پیش گرفتهاند. امارات محکمترین روابط را نهتنها در زمینههای اقتصادی و سیاسی، که در ابعاد امنیتی و نظامی با اسرائیل دارد. اگرچه هر کشور مستقلی میتواند با هر کجای جهان ارتباط داشته باشد، اما اگر آن رابطه منجر به اقدام خصمانه علیه یک کشور ثالث شود، آن کشور حق پاسخگویی دارد. ایران واقعا دنبال روابط عادی با کشورهای عربی است، اما از طرف دیگر، نمیتواند در زمینه دفاع از خود در مقابل حملاتی که از خاک این کشورها میشود، دستبسته بماند.
یکی از نمونههای تلاش دولت برای کنترل روابط با همسایگان، مراقبتهایی است که در رابطه با جمهوری آذربایجان انجام میدهد. آن پهپادی که در اوایل جنگ رمضان به خاک جمهوری آذربایجان اصابت کرد، میتوانست منجر به یک بحران در مرزهای شمالغربی ما شود، اما دولت با درایت و هوشمندی، این مسئله را حل و اعلام کرد احتمال اینکه این حمله از سمت اسرائیل صورت گرفته باشد، وجود دارد. خوشبختانه، دولت آذربایجان نیز همراهی خوبی را با ایران نشان داد. بنابراین، دولت ایران به دنبال حل بحران در روابط با همسایگان است، اما با این وجود، امیال رژیم صهیونیستی و آمریکا، در این روابط اختلال ایجاد کرده است.
همیشه روابط با چین و روسیه، یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در سیاست خارجی ما بوده است. رویکرد این دو کشور در قبال ما را چطور ارزیابی میکنید؟ در جنگ اخیر، چین رویکرد نسبتا خوبی را در قبال ایران داشت شما رفتار روسیه با ایران را چطور تحلیل میکنید؟ آیا آن طور که ایران به خاطر بحثهای مرتبط با جنگ اوکراین هزینه داد، تواست مابهازایی را در جنگهای 12 روزه و 40 روزه دریافت کند؟
چین و روسیه هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ جایگاه بینالمللی، با ما متفاوت است؛ هر دوی این کشورها عضو شورای امنیت سازمان ملل اند و مسئولیتهایی را در قبال صلح و امنیت جهانی دارند و مجبور به تندادن به یک سری قواعد اند. ضمن اینکه همیشه نباید سیاستها رو و آشکار باشد. در مورد همین بحث میانجیگری پاکستان که شما اشاره کردید، من مطمئنم امکان نداشت این کشور بدون حمایت پشتپرده چین، میانجی ایران و آمریکا باشد و بتواند یادداشت تفاهم را به امضا برساند. اصلا ظرفیت پاکستان در این حد نیست.
البته باید روابط چین با کشورهای عربی، اسرائیل و آمریکا را نیز در نظر داشته باشیم و از آن تکلیف مایطاق نخواهیم و نگوییم حتما باید مانند ما وارد جنگ با آمریکا شود. منتها، من با اینکه بگوییم چین و روسیه در جنگهای اخیر کمک نظامی به ایران نکردند نیز موافق نیستم. بالاخره ضرورتی ندارد کشورها هر کاری که انجام میدهند را اعلام کنند. گفته میشود تعدادی از جنگندههای سوخو 35 خریداریشده از روسیه، آماده ارسال به ایران است، اما به دلیل شرایط ناامن، ما خودمان آمادگی دریافت اینها را نداشتهایم. ضمن اینکه همکاری بین کشورها فقط در بعد نظامی نیست و جنبه اطلاعاتی و دیپلماتیک نیز دارد. در اتفاقات یک سال اخیر علیه ایران، بیش از 80 درصد موضعگیریهای روسیه و چین به نفع ایران بوده است. نمیتوانیم اینها را نادیده بگیریم.
آیا رویکرد ما نسبت به چین و روسیه، با سیاست آنها در قبال ما هموزن بوده است؟
برای هموزن بودن سیاستها، جایگاهها هم باید هموزن باشد. چین اقصاد دوم دنیا و عضو شورای امنیت سازمان ملل است. ما باید انتظاراتی متوازن از کشورها داشته باشیم. چینیها همواره به ما توصیه کردهاند که با آمریکا تنشزدایی کنیم، زیرا در بحرانهای بین ایران و آمریکا، نمیتواند تمامقد در کنار ما بایستند. این توصیه نادرستی نیست. در مورد روسیه اما وضعیت فرق دارد. روابط ما با چین، بیشتر اقتصادمحور و تکنولوژیمحور است، در حالیکه روابط ما با روسیه، عمدتا جنبه امنیتی و نظامی دارد. ما وارد جنگ اوکراین شدیم که البته کار اشتباهی بود؛ اکنون این حق ماست که توقع بیشتری از روسیه داشته باشیم. به نظر میرسد، توقعات ما برآوده نشده و روسیه بهتر میتوانست در کنار ما قرار گیرد.