تحلیل نیویورک تایمز از وضعیت جنگ ایران و آمریکا؛ ترامپ در بنبست است
روزنامه «نیویورکتایمز» در تحلیلی از جنگ آمریکا با ایران گزارش داد که با گذشت شش ماه از آغاز درگیریها، دولت دونالد ترامپ همچنان راهبرد روشنی برای پایان جنگ یا خروج از آن ندارد؛ در حالی که ادامه بحران تنگه هرمز، ناکامی در تبدیل برتری نظامی به دستاورد سیاسی و محدودیت اثرگذاری تحریمها، واشنگتن را با بنبستی فزاینده و هزینههای رو به افزایش داخلی و منطقهای روبهرو کرده است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از جماران، روزنامه «نیویورکتایمز» در تحلیلی درباره ادامه جنگ آمریکا با ایران و بحران تنگه هرمز، سیاستهای دونالد ترامپ را نشانه سردرگمی واشنگتن در یافتن راهی برای پایان دادن به درگیری توصیف کرده است؛ جنگی که با وجود ادعاهای مکرر درباره پیروزی و برتری نظامی، همچنان چشمانداز روشنی برای خروج از آن دیده نمیشود.
توهم پیروزی قاطع
با شعلهور شدن دوباره آتش درگیریهای نظامی، واشنگتن در گرداب نبردی گرفتار شده که با وجود ادعاهای مکرر مبنی بر تسلط کامل، هیچ چشمانداز روشنی برای پایان آن ندارد. در پی تازهترین تبادل آتش بر سر کنترل تنگه هرمز، تناقض در مواضع دولت ترامپ بیش از پیش آشکار شده است؛ از یک سو ادعا میشود آمریکا تسلط کاملی بر این آبراه دارد و اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است و از سوی دیگر، با وجود بنبست مذاکرات، بار دیگر از مردم ایران خواسته میشود علیه حاکمیت قیام کنند.
به ارزیابی نیویورکتایمز، این رویکرد تکرار همان سناریویی است که در آغاز این جنگ ششماهه نیز دنبال شد. چرخش از لافزنی درباره شکست نظامی یک «ملت ناکام» به تهدیدهای آخرالزمانی درباره نابودی کامل ساختار سیاسی ایران، بیش از هر چیز از نوعی سردرگمی راهبردی حکایت دارد.
پیشنهاد تمسخرآمیز تغییر نام تنگه هرمز نیز نمیتواند این واقعیت را پنهان کند که هنوز برنامه مشخصی برای پیروزی در جنگ یا خروج از آن وجود ندارد. تکرار چرخه عملیات نظامی نشان میدهد گزینهها یکی پس از دیگری محدود شدهاند و راهبرد کنونی عملاً به بازگشت دوباره به نخستین پله نردبان تنش شباهت دارد.
بنبست جنگ نامتقارن
با وجود پیشبینیهای اولیه درباره پایان سریع درگیریها، اکنون روشن شده است که این نبرد فرسایشی پایانی مشخص ندارد و اهرمهای فشار متقابل همچنان فعال هستند.
هدف قرار گرفتن کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، صادرات نفت متحدان غربی را محدود کرده و نشان داده است که توانایی ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی همچنان پابرجاست.
عملیات نظامی ایالات متحده در هفتههای نخست جنگ آسیبهای بنیادینی وارد کرده است؛ از حذف رهبران ارشد، از جمله آیتالله سیدعلی خامنهای، و وارد آوردن ضربات به نیروی دریایی گرفته تا شرایط اقتصادی ناشی از تورم ۳۰۰ درصدی.
با این حال، حاکمیت یک ساختار سیاسی تندروتر نشان داده است که در یک جنگ نامتقارن، حتی یک نیروی نظامی تضعیفشده نیز میتواند با بهرهگیری از اهرمهای ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز، ماشین جنگی قدرتمندترین ارتش جهان را به چالش بکشد. این تقابل نامتقارن، دستیابی واشنگتن به اهداف صددرصدی را دشوار ساخته و نشان داده است که برخورداری از برتری مطلق نظامی لزوماً به معنای موفقیت در کنترل بحران یا تحمیل نتیجه مطلوب نیست.
قمار سوخته تحریمها
در مواجهه با بنبست نظامی، تمرکز واشنگتن به سمت یک جنگ اقتصادی همهجانبه تغییر کرده است؛ کارزاری که با محاصره دریایی بنادر و تشدید تحریمها دنبال میشود و از آن با عنوان «روز دی اقتصادی» یاد شده است. هدف این کارزار، قطع شریانهای حیاتی ایران و افزایش فشار بر کشورهایی است که به تهران در دور زدن تحریمها کمک میکنند.
با این حال، دو حامی اصلی ایران، یعنی پکن و مسکو، تاکنون نشانهای از عقبنشینی نشان ندادهاند. چین با ادامه خرید نفت و تأمین فناوری، همچنان بهعنوان یکی از شریانهای حیاتی ایران عمل میکند و روسیه نیز بر حمایت قاطع از منافع ملی ایران تأکید کرده است.
همزمان، هزینههای این جنگ فرسایشی در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، فشار فزایندهای بر حزب جمهوریخواه وارد میکند.
به نوشته نیویورکتایمز، خودداری از ورود به یک بمباران همهجانبه، با وجود تهدیدهای مکرر درباره حملات گستردهتر و ویرانگرتر، نشاندهنده نگرانی از پیامدهای گسترش بیشتر جنگ است.
در چنین شرایطی، لفاظیهای تهاجمی بیش از آنکه نشاندهنده یک راهبرد منسجم باشند، تلاشی برای حفظ ظاهر در برابر رأیدهندگان داخلی و پنهان کردن بنبستی هستند که واشنگتن در آن گرفتار شده است؛ وضعیتی که این پرسش را همچنان بیپاسخ میگذارد که ترامپ برای پایان دادن به جنگ دقیقاً چه برنامهای دارد.