| کد مطلب: ۷۰۷۴۸

پرسش‌هایی از رهبران و مردم جهان غرب

وقتی یک رهبر غربی در ادبیات خود حمله به غیرنظامیان، مجازات جمعی و تخریب غیرقانونی زیرساخت‌ها را عادی‌سازی می‌کند، آیا ارتکاب این جنایات در سراسر جهان آسان‌تر نمی‌شود؟

پرسش‌هایی از رهبران و مردم جهان غرب

آیا وقوع یک جنگ دیگر در خاورمیانه، اروپا یا آمریکا را امن‌تر می‌کند؟ آیا از بین بردن اعتبار مذاکره و دیپلماسی به ثبات بین‌المللی کمک می‌کند؟ آیا تحریم‌های ثانویه‌ای که با فراتر رفتن از صلاحیت قضایی آمریکا، درصدد تحمیل تصمیمات تجاری خود به دولت‌ها و شرکت‌های مستقل هستند، در خدمت منافع غرب‌اند، یا حاکمیت کشورها و تجارت آزاد را که غرب بیش از یک قرن مدعی دفاع از آن بوده است، تضعیف می‌کنند؟

آیا تضعیف حقوق بین‌الملل بشردوستانه، شهروندان غربی را امن‌تر می‌کند؟ وقتی یک رهبر غربی در ادبیات خود حمله به غیرنظامیان، مجازات جمعی و تخریب غیرقانونی زیرساخت‌ها را عادی‌سازی می‌کند، آیا ارتکاب این جنایات در سراسر جهان آسان‌تر نمی‌شود؟ و هنگامی که او از «تصاحب نفت» سخن می‌گوید و بی‌محابا نام دریاچه‌ها و آبراه‌ها را تغییر می‌دهد، چه چیزی را مشروعیت می‌بخشد، اگر نه این تصور را که منابع راهبردی و جغرافیای حاکمیتی یک ملت دیگر، غنایمی هستند که می‌توان آنها را تصاحب و میان خود تقسیم کرد؟

آیا ترور مقامات سیاسی می‌تواند به ابزاری در سیاست دولتی تبدیل شود، بی‌آنکه رهبران سیاسی در سراسر جهان در معرض تهدید بیشتری قرار گیرند؟ آیا می‌توان «تغییر رژیم» را به‌عنوان هدفی قانونی در سیاست خارجی پذیرفت، بی‌آنکه اصل برابری حاکمیتی دولت‌ها را از محتوا تهی کرد؟

وقتی یک دولت قدرتمند هر زمان که نهادهای سازمان ملل متحد آزادی عمل آن را محدود کنند بتواند آنها را کنار بگذارد، چه چیزی از سازمان ملل متحد باقی می‌ماند؟ وقتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خدمت اهداف سیاستی یک دولت خاص قرار گیرد، چه چیزی از استقلال و اعتبار آن باقی می‌ماند؟ و درباره خودِ نظم حقوقی بین‌المللی چه نتیجه‌ای باید گرفت، وقتی دیوان کیفری بین‌المللی به دلیل تحقیق درباره جنایات جنگی اسرائیل مورد حمله قرار می‌گیرد، اما هر زمان یافته‌های آن در خدمت اهداف غرب باشد، به آن استناد می‌شود؟

وقتی تعهدات تنها تا زمانی پابرجا بمانند که با منافع سیاسی سازگار باشند، وقتی قانون تنها ضعیفان را مقید کند، وقتی حاکمیت به جای آنکه حق ذاتی دولت‌ها باشد به امتیازی اعطایی تبدیل شود، و وقتی زور به‌جای آنکه آخرین ابزار سیاست باشد، به نخستین ابزار آن تبدیل شود، چه چیزی باقی می‌ماند؟

آیا این همان نظم بین‌المللی است که دولت‌های غربی می‌خواهند به نسل‌های بعد به ارث بگذارند؟

ایران از دولت‌ها یا شهروندان غربی نمی‌خواهد طرف ایران را بگیرند. تنها می‌خواهد این سیاست‌ها را با منافع خودشان بسنجند: امنیت خودشان، رفاه و شکوفایی اقتصادی خودشان، حاکمیت خودشان و قواعدی که خودشان مدعی‌اند طی دهه‌ها برای ساختن آن تلاش کرده‌اند.

اگر سیاست ترامپ در قبال ایران در خدمت این منافع است، بگذارید رهبران غربی از آن دفاع کنند. اگر نیست، آیا شجاعت گفتن آن را دارند، فارغ از آنچه واشنگتن مطالبه می‌کند؟

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
آخرین اخبار